و من از دست خویش به تو پناه میبردم
ناممکن ، چگونه شد که دستان سردم را در این هوای کولاک رها کردی ؟
به من نگو که شومینه از آتش عشقم سوزان تر بود که نمیتوانم باورش کنم !
چرا که هیچکس تو را هیچگاه طوری که من میپرستمت ، نتوان پرستید ...
و من از دست خویش به تو پناه میبردم .
ساغر ؛
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
ویرگو ، اون از دور تورو تماشا میکنه و بعضی وقتا با خودش فکر میکنه که کاش تورو از دست نمیداد.
Heartbroken
ویرگو ، اون از دور تورو تماشا میکنه و بعضی وقتا با خودش فکر میکنه که کاش تورو از دست نمیداد.
و من از دوریش توی آتش بسوزم درحالی که میتونه منو نجات بده؟ shut the fuck up .
All because my head is full of poison , and my heart is full of doubt
I got toxins in my bloodstream and you tried hard to suck'em out
And it feels like meditation, and it's good for me , I'm sure
But it don't matter how your like feels anymore
It'll never be the cure
It'll never be the cure