همان بهتر نمیدانی، چرا حالم پریشان است
همان بهتر نمیدانی که دنیایم چه ویران است
مرا با خنده می بینی، تصور میکنی شادم
همان بهتر نمی دانی، که غمهایم فراوان است
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم،
وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم،
من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران؛
اول به دام آرم تو را، وانگه گرفتارت شوم