📜زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام
🏴به نیت ظهور مولا بخوانیم:
ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﺭَﺳُﻮﻝِ ﺭَﺏِّ ﺍﻟْﻌَﺎﻟَﻤِﻴﻦَ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﺃَﻣِﻴﺮِ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔَ ﺍﻟﺰَّﻫْﺮَﺍﺀِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺣَﺒِﻴﺐَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺻِﻔْﻮَﺓَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺃَﻣِﻴﻦَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺣُﺠَّﺔَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﻧُﻮﺭَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺻِﺮَﺍﻁَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺑَﻴَﺎﻥَ ﺣُﻜْﻢِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﻧَﺎﺻِﺮَ ﺩِﻳﻦِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟﺴَّﻴِّﺪُ ﺍﻟﺰَّﻛِﻲُّ ، ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟْﺒَﺮُّ ﺍﻟْﻮَﻓِﻲُّ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢُ ﺍﻟْﺄَﻣِﻴﻦُ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟْﻌَﺎﻟِﻢُ ﺑِﺎﻟﺘَّﺄْﻭِﻳﻞِ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟْﻬَﺎﺩِﻱ ﺍﻟْﻤَﻬْﺪِﻱُّ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟﻄَّﺎﻫِﺮُ ﺍﻟﺰَّﻛِﻲُّ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟﺘَّﻘِﻲُّ ﺍﻟﻨَّﻘِﻲُّ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟْﺤَﻖُّ ﺍﻟْﺤَﻘِﻴﻖ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟﺸَّﻬِﻴﺪُ ﺍﻟﺼِّﺪِّﻳﻖُ ﺍﻟﺴَّﻼﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚَ ﻳَﺎ ﺃَﺑَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦَ ﺑْﻦَ ﻋَﻠِﻲٍّ ﻭَ ﺭَﺣْﻤَﺔُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﺑَﺮَﻛَﺎﺗُﻪُ. @ravanedel
5.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 خدا و اهل بیت و با چی عوض میکنی؟
#پای_درس
#استادمحمدشجاعی
🌴🕯🥀🕯🌴
📚 هزینۀ مترتب بر مال پیدا شده یا مجهول المالک
💠 سؤال: آیا هزینه های احتمالی یافتن مالک و تحویل دادن مال پیدا شده یا مجهول المالک (مانند هزینۀ اعلان، نقل و انتقال برای فروش و تحویل به فقیر) را می توان از قیمت مال برداشت؟
✅ جواب: اگر شرعا مجاز بوده که مال را بردارد (مانند مالی که مالک نزد شخص جا گذاشته است)، می تواند هزینه ها را از قیمت آن کسر کند، در غیر این صورت جایز نیست.
@ravanedel
#احکام_مجهول_المالک #لقطه.
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
همیشه سفرهاش وا بود، با ما مهربانی کرد
هزاران بار آزردیمش؛ اما مهربانی کرد
دلش اندازۀ ریگ بیابان بیوفایی دید
ولی اندازۀ آغوشِ دریا مهربانی کرد
نگاهش شرح نابی بود از «الجار ثمّ الدار»
اگر با این و آن مانند زهرا مهربانی کرد
چه خواهد کرد با مهمانِ کویِ خویش آن مردی
که با دشنامگویِ خویش حتی مهربانی کرد
چرا دنیا به کامش ریخت زهر غصّه و غم را؟
چرا با مهربانیهای او نامهربانی کرد؟
الا ای تیرهایی که پی تشییع میآیید
نبوده یارِ او جز غم، به یارانش بفرمایید
دل او میگرفت از آن همه زخمزبان هرگاه
نظر میکرد بر انگشترش: اَلعِزَةُ لِله
کسی که در پناه شانۀ او کوهسار و دشت
کسی که ریزهخوار سفرۀ او آفتاب و ماه
مگر تاریخ غربتزا ! چه رخ دادهست در ساباط
که سجاده کشیده زیر پای خستۀ او، آه
قیامش مستتر گشتهست در غمنامۀ صلحش
و صلحش میشناساند به مردم راه را از چاه
خجالت میکشد حتی زره زیرِ عبای او
از آن یارانِ ناهمراه، آن یارانِ ناهمراه
الا ای تیرهایی که پی تشییع میآیید
نبوده یارِ او جز غم، به یارانش بفرمایید...
مدینه کوفه شد، کوفه دوباره از صدا افتاد
و اما بعد... یاد خطبههای مرتضی افتاد
و اما بعد... «این مردم خدایا خستهاند از من»
و پژواک صدایی مهربان در گوشها افتاد
مدینه کوفه شد، کوفیتر از آنی که بنویسم
خدایا این چه آتش بود در دامان ما افتاد
و امّا بعد... تابوت از هجوم تیرها گل داد
و باران شد، تو گویی اشک از چشم خدا افتاد
الا ای تیرهایی که پی تشییع میآیید
نبوده یارِ او جز غم، به یارانش بفرمایید...
✍ #رضا_یزدانی. @ravanedel
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه |
اسم تو نمک سفره پدریم 1.mp3
2.31M
اسم تو نمک سفره ی پدریم
ای کریم دو عالم سید بن کریم
بدی های منو ندیدی به حسین
زائرا حرمت رو بخشیدی به حسین
تو حتی خونه ات رو به مردم بخشیدی
به هر قلبی آرامش میدی
خلایق روزی شون رو می بردن خونه
تو کوچه وقتی می خندیدی
مدد ای نور ازل حسن
به دستت ماه و زحل حسن
شده ذکر حلقه ی کرم
و صلی الله علی الحسن
به فدای تو یا حسن بن علی
یابن فاتح خیبر فاتح جملی
هیبت ملکوت صبح کرب و بلا
جلوه کرده حسن در سید الشهداء
فراری شد دشمن به جونش می ارزه
حسن یعنی حیدر با حمزه
دو تایی می تازن، دو تایی می جنگن
زمین هم با اهلش می لرزه
مدد سردار جمل حسن
حسن شاگرد اباالحسن
شده ذکر لب های حسین
و صلی الله علی الحسن
به بهانه تو، به عقیق یمن
دوست دارم بنویسم قاسم بن حسن
بنویسم از اون جنم علوی
حمله کرد و به هم ریخت لشکر اموی
دو تا آقازاده ات درخشیدن آقا
اباالفضلی جنگیدن آقا
بنازم این اولاد، یل شامی افتاد
تموم یل ها دیدن آقا
دلاور مرد عمل حسن
پسرهات هم بی بدل حسن
اهالی کربلا میگن
و صلی الله علی الحسن
#نوحه #امام_حسن #جواد_مقدم
@ravanedel
سلام عزیزان بزرگوار. وعالیقدر کانال رابرای دوستان به اشتراک گذارید🌺💐
1_1682216359.mp3
6.97M
🔳 #شهادت_امام_حسن_مجتبی(ع)
🌴روضه امام حسن مجتبی(ع)
🌴خودم دیدم مادرمو میزدی
🎙 #میثم_مطیعی
⏯ #روضه
👌بسیار دلنشین
@ravanedel
1. با سوز قلب پاره.mp3
5.19M
#نوحه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
پاره پاره قلب من
شد زِ زَهر آخر
کی رود از خاطرِ من
خاطرات آخرِ مادر
راحت از غم ها شدم
آخر خدایا
میچکد ، خونِ دلم
از کُنج لبها ، ای خدایا
( من ، بی قرارِ ،
یاد ظلمِ ، کوچه هایم
من ، یادگارِ
مرتضایم ، مجتبایم ) تکرار
پاره های قلب من
میچکد از لب
جان سپارد ، گر ببیند
لخته خون را
خواهرم زینب
خواهرم زینب
خواهرم زینب
می کِشم پا بر زمین
از سوز سینه
زائر مادر شدم
از این مدینه ، ای مدینه
من بینِ لبخند
رنگ و بوی گریه دارم
بر دامنت سر
ای حسینم ، میگذارم
( من ، بی قرارِ ،
یاد ظلمِ ، کوچه هایم
من ، یادگارِ
مرتضایم ، مجتبایم ) تکرار
ای برادر جان حسین
جان به قربانت
قاسمم جای پدر
در کربلا باشد به فرمانت
آه و لا یَومَ کَیَومِک
ای برادر
کاش و جایت بوسه میدادم
به خنجر
ای برادر ...
من ، سر به پایت
میگذارم ، در جدایی
تو ، روی خاک و
در تنور و نیزه هایی
( من ، بی قرارِ ،
یاد ظلمِ ، کوچه هایم
من ، یادگارِ
مرتضایم ، مجتبایم ) تکرار
@ravanedel
9.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️بیا زینب دم آخر کنارم ...
🎙مداحی دلنشین حاج حسین فخری بمناسبت 7 صفر سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
▪️ #اربعین
▪️ #ایرانصدا
▪️ #شهادت_امام_حسن
@ravanedel
مداحی_آنلاین_چهکنم_سیّدی_زیارتت_مشکل_است_محمود_کریمی.mp3
7.35M
🔳 #شهادت_امام_حسن(ع)
🌴حرم خلوت تو در بقیع دل است
🌴چهکنم سیّدی، زیارتت مشکل است
🎙 #محمود_کریمی
⏯ #واحد
👌بسیار دلنشین
@ravanedel
8. بیان داستان.mp3
2.21M
#روضه_امام_حسن_مجتبی
(علیه السلام)
#استاد_حیدرزاده
#بیان_داستان
گفت توخونه با خانومم حرفم شد ، نزاع بالا گرفت ، خیلی ناراحت شدم ، عصبانی شدم ، محکم سیلی زدم تو صورت خانومم ، از خونه زدم بیرون ، خجالت میکشیدم تو خونه بمونم !
از خونه اومدم بیرون ، پشیمان شدم ، چرا من این کارو کردم ؟ چرا من سیلی زدم به خانومم ، اومدم پیش یکی از رفقا گفتم فلانی من امروز یه اشتباهی کردم ، عصبانی شدم سیلی زدم به خانومم ! الان دیگه خجالت میکشم ، روم نمیشه برگردم تو خونه ، چیکار کنم ؟
گفت یه جعبه شیرینی بگیر ، یه دسته گل بگیر، برو خونه از خانومت عذرخواهی کن از دلش بیرون بیار ، شیرینی گرفتم ، گل گرفتم ، اومدم درِ خونه در زدم ، هر دفعه خانومم میومد درو باز میکرد ، اما این بار دخترِ کوچولوم اومد ، تا نگاه به من کرد ، سرشو پائین انداخت رفت داخل خونه ...!
اومدم با شرمندگی یکی یکی اتاقهارو نگاه کردم ، دیدم خانومم نیست ، دیدم تو اون اتاق عقبی یه گوشه ای نشسته زانواشو تو بغل گرفته ، سرشو رو زانوش گذاشته ، نشستم جلوش ، شیرینی رو گذاشتم ، گل رو گذاشتم ، گفتم خانوم ببخشید، اشتباه کردم عصبانی شدم ، دستِ خودم نبود سیلی به شما زدم عدرخواهی میکنم
دیدم سرشو بلند کرد ، همینطورکه آهسته آهسته اشک میریخت گفت: شوهرم عیبی نداره ، اتفاقی که افتاده ، اما یه خواهشی ازت دارم ، این بار اگه خواستی بزنی ، جلو دخترم نزن ! از موقعی که سیلی به من زدی این دختر خرد سالم ، دستشو رو صورتم گذاشت ...@ravanedel
اِاای ی ی زینب زینب زینب ...