🌹آیا افشای کار نیک حرام است؟🌹
✍تهیه کننده :حمیدکریمی
💦 بسیاری از ما در مورد کار نیک دچار غفلت هستیم، و سعی میکنیم اگر کار خوب و نیکی انجام دادیم، در جایی بازگو نکنیم تا ارزش کار نیکمان از بین نرود.
🌴این امر هرچند در ظاهر قضیه نشان بیریایی است ولی طبق آیات قرآن معایب زیادی دارد که به آن میپردازیم:
🌹نخست، در بحث انفاق و کمک به فقراء خداوند میفرماید: این کار را آشکار و پنهان انجام دهید.
✨📖✨ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً (274 - بقره)
🌴کسانی که اموالشان را در شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق میکنند.
🌏جنبه آشکار آن، برای تبلیغ است. چرا که اگر کسی نداند ما به فقیر کمک میکنیم اگر از او کمکی بخواهیم میگوید: «چرا خودت کمک نمیکنی؟»
🌹دوم این که خداوند در قرآن میفرماید: در کارهای نیک از هم سبقت بگیرید (فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ)، اگر ما همه کارهای نیکمان را در پنهان انجام دهیم، چگونه میتوانیم از یکدیگر سبقت گیریم؟!
🌴سوم این که، ما باید به اطرافیان و نزدیکانی که به ما اعتماد دارند نعمتهای خدا را یادآوری کنیم. خداوند میفرماید:
✨📖✨ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
(11 - ضحی)
🌴و درباره نعمت پروردگارت سخن بگو و آن را بازگو کن.
📌مثال: اگر به سائلی کمکی کردیم، و خداوند به ما روزی داد یا بلایی را رد کرد، باید از نتیجه این لطف خدا دیگران را آگاه سازیم، تا آنها ایمانشان به خدا قویتر شود. در قرآن سه بار آمده است که دیگران را جهت کمک کردن به فقراء تشویق کنید.
✨📖✨ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ (18 - فجر)
🌹و یکدیگر را به غذا دادن به مستمندان تشویق نمیکنید.
🔍اگر دیگران از کار نیک ما خبر نداشته باشند، مگر خودشان تشویق به انجام پیشنهادات ما میشوند؟
🍁در آیه دیگر میفرماید:
✨📖✨ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ (2 - صف)
🌴ای مسلمانان، چرا چیزی را میگویید که (بدان) عمل نمیکنید؟
‼️دیگران که علمِ غیب ندارند از کارهای نیک ما خبردار شوند، پس ما باید آنها را خبردار کنیم.
📌مثال: دو برادر هستند که در یک اداره کار میکنند، یکی مخفیانه پسانداز میکند و خانه میخرد و طوری با دیگری سخن میگوید که او گمان کند با این حقوق پسانداز ممکن نیست. طبیعی است وقتی هر دو بازنشسته شدند و یکی به خانه خود رفت و دیگری مستأجر ماند، برادری که مستأجر است حق دارد از برادر خود شکایت کند که چرا چنین رفتار کردی که من پسانداز نکنم در حالیکه خودت پسانداز میکردی؟ آیا به تو میشود گفت: برادر؟
🌹پس باید از اطرافیان خود غافل نشویم تا آنها را هم به سعادت اخروی تشویق و راهنمایی نماییم.
🌴خدایا دامنه نفاق وگناه وسیع وگسترده است اگرلطف واراده تونصیب مانشودرهایی ازان مشکل است مارادرپناه خودت قراربده وازاین نفاق وگناه برهان
🍁آمین یارب العالمین🍁
نماز سکوی پرواز 27.mp3
3.92M
#نماز 27
🎧آنچه خواهید شنید؛👇
❣جوشن کبیر،شناسنامه خداست؛
هزار تا اسم خدا!
🔻نماز کمک میکنه؛
این اسمها رو دریافت کرده وشبیه خدا بشيم.
👈این تنها کاریه که درزمین داريم
7.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕خدایامادراین دنیا غرق درلذت ونعمت های تونیم
🌹انتظارداریم درآن جهان هم این چنین باشیم
🌴سلام عزیزان به به ان شاءالله زیرسایه آقا امیرالمومنین دربهشت باشیم همه باهم 🤲🌹💕💕🌲🌲🌲
تصاویری زیبا از معانی سوره واقعه
فعالیتی انجام نمیشود.
💕خدایامادراین دنیا غرق درلذت ونعمت های تونیم 🌹انتظارداریم درآن جهان هم این چنین باشیم 🌴سلام عزیز
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 درود خدا بر امیرالمومنین (از نوف بكالی نقل شد كه در يكی از شبها امام را ديدم برای عبادت از بستر برخاست، نگاهی به ستارگان افكند، و به من فرمود: خوابی يا بيدار؟ گفتم بيدارم) فرمود: ای نوف! خوشا به حال آنان كه از دنيای حرام چشم پوشيدند و دل به آخرت بستند، آنان مردمی هستند كه زمين را تخت، خاك را بستر، آب را عطر و قرآن را پوشش زيرين و دعا را لباس رويين خود قرار دادند، سپس دنيا را همانند عيسی مسيح (علیه السلام) وانهادند. ای نوف! همانا داوود پيامبر (كه درود خدا بر او باد) در چنين ساعتی از شب برمی خاست و می گفت: (اين ساعتی است كه دعای هر بنده ای به اجابت میرسد، جز باجگيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهای انتظامی حكومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل.)
📒 #نهج_البلاغه #حکمت104
❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤═══•🦋•═══••༻⃘⃕❀༅
•═══════﷽❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤•༻⃘⃕❀.
💠 درود خدا بر امیرالمومنین (از نوف بكالی نقل شد كه در يكی از شبها امام را ديدم برای عبادت از بستر برخاست، نگاهی به ستارگان افكند، و به من فرمود: خوابی يا بيدار؟ گفتم بيدارم) فرمود: ای نوف! خوشا به حال آنان كه از دنيای حرام چشم پوشيدند و دل به آخرت بستند، آنان مردمی هستند كه زمين را تخت، خاك را بستر، آب را عطر و قرآن را پوشش زيرين و دعا را لباس رويين خود قرار دادند، سپس دنيا را همانند عيسی مسيح (علیه السلام) وانهادند. ای نوف! همانا داوود پيامبر (كه درود خدا بر او باد) در چنين ساعتی از شب برمی خاست و می گفت: (اين ساعتی است كه دعای هر بنده ای به اجابت میرسد، جز باجگيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهای انتظامی حكومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل.)
📒 #نهج_البلاغه #حکمت104
❀ ⃟⃟ ⃟ ⃟✤═══•🦋•═══••༻⃘⃕❀༅
✍ توضیح #حکمت104 🔰
┄┅┅•✿๑❀•🌺•❀๑✿•┅┅┄
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی
💠 امام به نوف بکائی فرمودند ای نوف! خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند و دل به آخرت بستند .
✅ این قسمت مهم است ؛ آنهایی که واقعاً دل به آخرت بستند و از دنیای حرام چشم پوشیدند .
💎 چنين ویژگیهایی را دارند ، آنان مردمی هستند که زمین را تخت ؛ یعنی زمین را فرش خودشان قرار دادند، خاک را بستر ، آب را عطر ، قرآن را پوشش زیرین، دعا را لباس روئین خود قرار دادند و به روش عیسی مسیح با دنیا برخورد کردند .
اینکه زمین را فرش و خاک را بستر خود قرار دادند ، کنایه از سادهزيستن است ؛ یعنی فرششان زمین است ؛ خیلی راحت زندگی می کنند ، اینکه حتماً دنبال فرشهای رنگارنگ ، زیبا و ابریشمی نيستند.
✅ خیلی راحت میگیرند ؛ اگر فرش زیر پایشان موکت باشد یا اگر موکت هم نباشد ، زمین برایشان فرش است و راحت هستند و سخت نمیگیرند. درست است که زمین فرش کسی نیست، ولی منظور این است خیلی ساده زندگی میکنند. زمین فرششان و خاک بسترشان است و جایی لازم است روی خاک بخوابند ، میخوابند و سخت نمیگیرند .
🌷 خانوادهی یکی از شهدا که ثروتمند هم هستند نقل میکنند وقتی فرزندشان از جبهه برمیگشت فرش کف اتاق را کنار میزد و روی زمین میخوابید، به او گفتند چرا این کار را میکنی؟ میگفت اگر اینجا روی فرش و بستر گرم و نرم بخوابم ، نمیتوانم در جبهه روی سنگها و خاکها بخوابم . ببینید شهدا چنین خود را تعلیم و تربیت میکردند تا بتوانند شرایط سخت را بپذیرند .
⏪ پس زمین را فرش و خاک را بستر قرار میدادند، یعنی سادهزیستی مرام و روش آنها در زندگی بود.
💧آب را عطر ؛ خوب عطر آنها آب بوده است ، چرا که اهل پاکی و نظافت بودند و خودشان را با آب همیشه پاک و معطر میکردند و اگر جایی عطری بود استفاده میکردند. به ما میخواهد بگوید آنها از کمترین امکانات هم میتوانند استفاده میکنند.
📖 و قرآن را پوشش زیرین ؛ یعنی لباس زیرین نزدیکترین لباس به بدن است ؛ کنايه از این است که قرآن با جان و دلشان آمیخته شده و انس شدیدی با قرآن دارند.
🤲 و دعا را لباس روئین خود قرار میدادند ؛ یعنی اینکه مرتب بر لب و زبانمان دعا جاری باشد و همانطور که لباس انسان را از خطرات گرما و سرما و... حفظ میکند، اینها هم در سایهی دعا خود را از خطرات مختلف حفظ میکردند.
✨ و با روش عیسی مسیح زندگی میکردند. روش زاهدانهای که عیسی مسیح در زندگی داشتند الگویی است برای همگان .
🔻در قسمت دوم حکمت ۱۰۴ فرمود:
ای نوف! همانا داوودِ پیامبر در چنين ساعتی از شب برمیخاست و میگفت این ساعتی است که دعای هر بندهای به اجابت میرسد، جز باجگیران ، جاسوسان ، شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر یا نوازنده طنبور و طبل.
💠 امام میفرمايند سحر ساعتی برای مناجات با خدا است و دعای هر بندهای به اجابت میرسد ، مگر چند دسته که اگر این ساعت شب هم بیدار باشند دعایشان به اجابت نمیرسد. باجگیران ؛ چون از فرصت شب استفاده میکنند و به دیگران آسیب میرسانند. جاسوسان؛ از فرصت شب برای جاسوسی استفاده میکنند. شبگردان و نیروهای انتظامی حکومت ستمگر ؛ اگر حکومتی ظالمانه باشد ، آن شبگردان هم در حقيقت به حکومت ظلم و ستم خدمت میکنند و دعایشان مستجاب نمیشود و یا نوازندهی طنبور و طبل ؛ چون آنها اهل مراسم شبانهی لهو و لعب هستند و دعایشان قبول نمیشود .
⚠️ درست است که زمان ، زمان رحمت خداست اما از این زمان کسی که به این کارها بپردازد مورد رحمت خدا قرار نمیگیرد.
⚡️یاعلی✨خدا نگهدار⚡️
┄┅┅•✿๑❀•🌺•❀๑✿•┅┅┄
📝تفسیر سوره مبارکه حج آیات ۳۹ الی ۴۱
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ باید توجه داشت: مَکَّنّا از ماده تمکین ، و تمکین به معنى فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است، اعم از آلات و ادوات لازم، یا علم و آگاهى کافى و توان و نیروى جسمى و فکرى.
معروف به معنى کارهاى خوب و حق است، و منکر به معنى زشت و باطل، چرا که اولى براى هر انسان پاک سرشتى شناخته شده، و دومى ناشناس است، و به تعبیر دیگر، اولى هماهنگ با فطرت انسانى است و دومى ناهماهنگ.
و در پایان آیه مى فرماید: و پایان همه کارها از آن خدا است (وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الأُمُورِ).
یعنى همان گونه که آغاز هر قدرت و پیروزى از ناحیه خدا مى باشد، سرانجام نیز تمام این ها به او باز مى گردد که: اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون .
* * *
نکته ها:
۱ ـ فلسفه تشریع جهاد
گر چه در گذشته، پیرامون این مسأله مهم، بحث بسیار کرده ایم(۷) ولى با توجه به این که احتمالاً آیات مورد بحث، نخستین آیاتى است که اجازه جهاد را براى مسلمانان صادر کرده است، و محتواى آن اشاره اى به فلسفه این حکم دارد، تذکر مجددى در این زمینه لازم به نظر مى رسد.
در این آیات به دو قسمت مهم، از فلسفه هاى جهاد اشاره شده است:
نخست، جهاد مظلوم در برابر ظالم و ستمگر که حق مسلّم طبیعى، فطرى و عقلى او است که تن به ظلم ندهد، برخیزد، فریاد کند، و دست به اسلحه برد، ظالم را بر سر جاى خود بنشاند و دست آلوده او را از حقوق خود کوتاه سازد.
دیگر، جهاد در برابر طاغوت هائى است که قصد محو نام خدا را از دل ها و ویران ساختن معابدى که مرکز بیدارى افکار است دارند.
در برابر این گروه، نیز باید به پا خاست تا نتوانند یاد الهى را از خاطره ها محو کنند، مردم را تخدیر نموده، بنده و برده خویش سازند.
این نکته، نیز قابل توجه است که: ویران کردن معابد و مساجد، تنها به این نیست که با وسائل تخریب، به جان آنها بیفتند و آنها را در هم بکوبند، بلکه ممکن است از طرق غیر مستقیم وارد شوند، و آن قدر سرگرمى هاى ناسالم فراهم سازند و یا تبلیغات سوء کنند که توده مردم را از معابد و مساجد، منحرف نمایند و به این ترتیب، آنها را عملاً به ویرانه اى تبدیل نمایند.
بنابراین، آنها که مى گویند: چرا اسلام اجازه داده است مسلمانان با توسل به زور و نبرد مسلحانه، مقاصد خود را پیش ببرند؟ چرا با توسل به منطق هدف هاى اسلامى پیاده نمى شود؟ پاسخشان از آنچه در بالا گفتیم به خوبى روشن مى شود.
آیا در برابر ظالم بیدادگرى که مردم را به جرم گفتن لا اله الا اللّه از خانه و کاشانه شان آواره مى سازد، و هستى آنها را تملک مى کند، و پایبند به هیچ قانون و منطقى نیست، مى توان با حرف حساب ایستاد؟!.
آیا در برابر چنین دیوانگان بى منطق، جز با زبان اسلحه مى توان سخن گفت؟.
این درست به این مى ماند که، بگویند: چرا شما با اسرائیل غاصب بر سر یک میز نمى نشینید و مذاکره نمى کنید؟ همان اسرائیلى که تمام قوانین بین المللى و اخطارها و تصویب نامه هاى سازمان هاى جهانى را که مورد اتفاق تمام ملت ها است، و تمام قوانین بشرى و دینى را زیر پا گذاشته است، آیا چنین کسى منطق و مذاکره مى فهمد؟!
اسرائیلى که هزاران هزار کودک بى گناه، پیر زنان و پیر مردان و حتى بیماران بیمارستان ها در زیر بمب هاى آتش زایش، قطعه، قطعه شده و سوخته اند، کسى است که باید از در منطق با او وارد شد؟(۸)
✍ پی نوشت:
۷ ـ درباره فلسفه جهاد در جلد دوم، صفحه ۱۴ به بعد، ذیل آیه ۱۹۳ سوره بقره بحث کرده ایم.
۸ ـ اکنون که تصحیح این جلد انجام مى شود، فلسطین در آتش و خون مى سوزد، چند سال است ملت فلسطین با تکیه بر خود، قیام کرده اند، تنها با سنگ بر دشمن حمله مى کنند و دشمن از هوا و زمین مى کُشد و ویران مى کند، مسلمانان فلسطین گاه با حرکتى انتحارى، تعدادى از صهیونیست ها را به دَرَک مى فرستند، اما آنها با هلیکوپتر، موشک و تانک از زمین و هوا آنها را به رگبار مى بندند، خانه هایشان را با بولدوزر ویران مى کنند و مزارعشان را نابود، و این کار و شغل روزانه مسلمانان فلسطین و جوانان آنها است و خداوندبر یارى آنها قادر است.
و متأسفانه همین امروز ترور شیخ احمد یاسین رهبر حماس به دست صهیونیست ها انجام یافت و موجى از خشم در جهان اسلام همراه تظاهرات به راه افتاد.(۳ / ۱ / ۱۳۸۲)
↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/hafezanewahy
📝 شرح و تفسیر خطبه ۱۰۳ بخش چهارم
🔹نشانه هاى آخر الزّمان:
در اين بخش - که آخرين بخش اين خطبه است - امام(عليه السلام) به وضع آخرالزّمان و به تعبير ديگر: زمان پر شور و شرّى که قبل از قيام حضرت مهدى(عليه السلام) فرا مى رسد اشاره کرده، گاه ويژگى هاى مؤمنان را در آن زمان شرح مى دهد، و گاه وضع اسلام و احکام و قوانين اسلامى را.(1)
مى فرمايد: «آن (زمان) زمانى است که هيچ کس از فتنه نجات نمى يابد، مگر مؤمنى که بى نام و نشان است! اگر در حضور است، شناخته نمى شود و اگر غايب شود، کسى سراغ او را نمى گيرد!» (وَذلِکَ زَمَانٌ لاَ يَنْجُو فِيهِ إِلاَّ کُلُّ مُؤْمِن نُوَمَة، إِنْ شَهِدَ لَمْ يُعْرَفْ، وَ إِنْ غَابَ لَمْ يُفْتَقَدْ).
درست است که «نُوَمَه» از مادّه «نَوْم» به معناى شخص پر خواب است; ولى روشن است که در اينجا کنايه از افراد گمنام و ناشناخته است; به خصوص اينکه امام(عليه السلام) در جمله هاى بعد همين توضيح را درباره آنها بيان فرموده است.
بديهى است در زمان هايى که فساد جامعه را فرا مى گيرد و مديران و سردمداران اجتماع، افراد فاسد و آلوده هستند. افراد مؤمن و با شخصيّت، اگر چهره هاى شناخته شده اى باشند جبّاران آنها را رها نمى کنند; يا بايد تسليمشان شوند و در رديف کارگزاران آنها قرار گيرند و يا در صورت مقاومت و امتناع، آنها را از ميان برمى دارند. بنابراين، صلاح کار افراد مؤمن و با شخصيّت در اين است که گمنام و دور از شهرت زندگى کنند، تا کسى به سراغ آنها نيايد.
در عين حال اين گمنامى ظاهرى، چيزى از مقام آنها نمى کاهد و نقش معنوى خود را در جامعه خواهند داشت; از اين رو امام(عليه السلام) در ادامه سخن مى افزايد: «آنها چراغ هاى هدايت و نشانه هايى براى حرکت در شب هاى تاريک رهروان راه حقّ اند». (أُولَئِکَ مَصَابِيحُ الْهُدَى، وَ أَعْلاَمُ السُّرَى).(2)
گر چه خاموشند، ولى راه و رسم آنها براى افراد آگاه و بيدار سرمشق بزرگى است و به چراغ ها و نشانه هايى مى مانند که در مسير مسافران نصب مى شود، تا در شب تاريک راه را گم نکنند و بى راهه نروند.
سپس در توصيف اين گروه از مؤمنان مى افزايد: «آنها در ميان مردم اظهار وجود نمى کنند، و احمقانه و ناآگاهانه به افشاى اسرار نمى پردازند». (لَيْسُوا بِالْمَسَايِيحِ، وَ لاَ الْمَذَايِيعِ الْبُذُرِ).
مرحوم «سيّد رضى» در ذيل اين خطبه - چنانکه خواهد آمد - «مَسَاييح» را به معناى افرادى که در ميان مردم به فساد و سخن چينى مشغولند، تفسير مى کند و «مَذَاييع» را به کسانى که شايعات زشت و گناه آلود را پخش مى کنند. و «بُذُر» را به معناى افراد نادان و بى منطق ذکر کرده; بنابراين، معناى جمله اين مى شود که اين گروه از مؤمنان نه مفسده جو و فتنه انگيزند و نه مانند سفيهان در پى اشاعه فحشا.
ولى آنچه در بالا ذکر کرديم که منظور از اين جمله سياحت گرانى هستند که در ميان مردم سير مى کنند و اظهار وجود مى نمايند و ناآگاهانه به افشاى اسرار مى پردازند، با معناى لغوى و جمله هاى ديگر خطبه سازگارتر است; چرا که امام(عليه السلام) آنها را به عنوان افراد ناشناخته در جامعه معرّفى مى کنند.
در پايان اين توصيف چنين مى فرمايد: «آنها کسانى هستند که خداوند درهاى رحمتش را به رويشان مى گشايد، و سختى ها و مشکلات را از آنان برطرف مى سازد!». (أُولَئِکَ يَفْتَحُ اللهُ لَهُمْ أَبْوَابَ رَحْمَتِهِ، وَ يَکْشِفُ عَنْهُمْ ضَرَّاءَ نِقْمَتِهِ).
اين تعبير نشان مى دهد که در آن زمان سخت و طوفانى، خداوند عنايتش را از مؤمنان راستين، که هدايتگر ديگرانند بر نمى گيرد و آنان را از شرّ ظالمان، حوادث دوران و مشکلات زمان حفظ مى کند.
سپس در ادامه اين بحث، امام(عليه السلام) به پيشگويى صريح تر و توضيح بيشترى درباره آن زمان پرداخته، چنين مى افزايد: «اى مردم! به زودى زمانى بر شما فرا مى رسد که اسلام واژگون مى شود، همچون ظرفى که واژگون شود و آنچه در آن است بريزد». (أَيُّهَا النَّاسُ! سَيَأْتِي عَلَيْکُمْ زَمَانٌ يُکْفَأُ(3) فِيهِ الإِسْلاَمُ، کَمَا يُکْفَأُ الإِنَاءُ بِمَا فِيهِ).
تعبير به «يُکْفَأُ فِيهِ الإِسْلاَمُ» کنايه لطيفى است از دگرگون شدن همه مفاهيم اسلام و از دست رفتن حقيقت آن; زيرا اسلام تشبيه به ظرفى شده که معارف و قوانين و احکام و اخلاق اسلامى در آن جاى گرفته است و همانگونه که ظرف آب را اگر وارونه کنند، هر چه در آن است مى ريزد، اسلام هم در آن زمان وارونه مى شود و محتواى خود را از دست مى دهد و تنها نامى از آن باقى مى ماند.
✍ پی نوشت:
1. عدم پيوند معنوى اين بخش، با بخش قبل، به خوبى نشان مى دهد که مرحوم «سيّد رضى» قسمت هايى از اين خطبه را که در ميان اين دو بخش بوده، حذف کرده است و تعبير به «منها» نيز شاهد صدق اين مدّعاست.
2. «سُرى» (بر وزن شما) به معناى راه رفتن در شب است.
3. «يُکفأ» از مادّه «کَفأ» (بر وزن نفع) به معناى واژگون کردن است.
↩️ ادامه دارد...