eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
181 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
6.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در تبلیغات انتخاباتی به دشمن چراغ سبز نشان ندهید 🔴 حنجره‌های بی‌تقوا در داخل می‌خواهند مردم را کنند پاسدار انقلابhttp://eitaa.com/hafezanewahy
🔹 سوره 🔹 🔰 سوره 🔻 کودک و نوجوان 🤝سلام بچه‌های خوبم، امروزم می‌خوام یه قشنگ دیگه براتون تعریف کنم، یه قصه که اتفاق افتاده و به ما یاد میده که هیچ وقت نشیم و از مشکلات نترسیم چون مهربون داده که بعد از سختی‌ها و مشکلات، آسونی و راحتی است. یکی از و اسلامی که اهل شهر خوارزم بوده، سراج الدین سکاکی است که در دوره خوارزم شاهیان زندگی می‌کرده است. ⛓سکاکی در دوران کودکی و جوانی به مدرسه نرفته بود و در مغازه آهنگری کار می‌کرد، یه روزی با دقت و حوصله زیاد یه صندوقچه خیلی قشنگ و کوچیک درست کرد و یه قفل ریز و کوچولو براش تهیه کرد و به عنوان هدیه برد به دربار پادشاه، تا به اون تقدیم کنه، پادشاه و وزیر و اطرافیاشون خیلی خوششون اومده بود و به دقت مشغول نگاه کردن به این صندوقچه بودند. 🤔در همون حال یه مرد دانشمندی وارد مجلس شد و همه به احترام اون دانشمند این صندوقچه را رها کردند و رفتند سراغ دانشمند، سکاکی که خیلی تعجب کرده بود دید که ارزش یه دانشمند از یه صندوقچه به این ظریفی و قشنگی بیشتره لذا از کار خودش ناراحت شد و تصمیم گرفت بره مدرسه و درس بخونه تا مثل اون دانشمند مورد احترام قرار بگیره. اما بچه‌های خوبم اون الان 30 سالش بود که تازه می‌خواست بره مدرسه! اما بالاخره تصمیمشا گرفت و رفت مدرسه، معلم بش گفت «آقای سکاکی فکر نمی‌کنم با این سن و سال به جائی برسی، الکی وقتتا تلف نکن، برو دنبال کار و کاسبیت» 🤭اما بچه‌های گلم سکاکی که تصمیم شا گرفته بود معلم را قانع کرد🥳 که ثبت نام کنه، معلم هم برای اینکه امتحانش کنه گفت این جمله را حفظ کن و فردا بیا تست بگیرم ببینم چیکاره‌ای؟ «پوست سگ با دباغی پاک می‌شود». سکاکی بارها و بارها و هزاران بار این جمله را تکرار کرد اما بچه‌ها فردا که اومد پیش معلمش اینجور گفت: «سگ گفت: پوست معلم با دباغی پاک می‌شود🤯🤣» معلم و شاگردان همه خندیدند😆 و اونا مسخره کردند. بله بچه‌های عزیز هر چند مسخره کردن بچه‌ها کار درستی نبود اما سکاکی دست بردار نبود و به درس خوندن ادامه داد تا اینکه 10 سال دیگه درس خوند ولی هیچ فایده‌ای نداشت که نداشت. یه روزی خیلی دلش گرفته بود رفت به کوه و بیابون تا یه کمی قدم بزنه و فکر کنه، ببینه چرا این همه سال درس خونده ولی درس تو کله‌ش نمیره، رسید به یه جائی که قطره‌های آب از یه بلندی روی یه تخته سنگی می‌چکید و در اثر چکیدن زیاد اون سنگ سوراخ شده بود، آره بچه‌ها سنگ به اون سختی سوراخ شده بود! سکاکی مدتی با دقت نگاه کرد، سپس با خودش گفت: … * 🥰آره بچه‌های خوبم یکی از کتاب‌های این دانشمند بزرگ «مفتاح العلوم» 😍است که از شاهکارهای بزرگ علمی و ادبی به شمار می‌رود. 💠 حفظ، مفاهیمـ قرآن کریمـ. https://eitaa.com/hafezanewahy