eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
180 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
📝تفسیر سوره مبارکه نحل آیات ۷۸ تا ۸۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️۲ ـ نعمت ابزار شناخت. بدون شک، هرگز عالم خارج به درون وجود ما راه نمى یابد، بلکه تصویر و ترسیم و اشکالى از آن با وسائلى در روح ما نقش مى بندد، و به این ترتیب، همیشه شناخت ما نسبت به جهان خارج، به وسیله ابزارى صورت مى گیرد که از همه مهمتر سَمْع و بَصَر (چشم و گوش) است. این ابزار، آنچه را از خارج دریافته اند، به ذهن و فکر ما منتقل مى سازند و ما با نیروى عقل و اندیشه آن را در مى یابیم و به تجزیه و تحلیل آن مى پردازیم. به همین دلیل، در آیه فوق، پس از بیان عدم آگاهى مطلق، انسان به هنگام گام نهادن در این جهان، مى فرماید: خداوند چشم و گوش و دل را در اختیارتان گذاشت (تا حقایق هستى را دریابید). و اگر مى بینیم نخست، از گوش نام مى برد و آن گاه از چشم ، با این که: چشم ظاهراً دایره فعالیت وسیعترى دارد شاید به خاطر آنست که در نوزاد نخست فعالیت گوش شروع مى شود، و بعد از مدتى چشمها قدرت دید پیدا مى کنند، زیرا چشم در عالم رحم مادر که تاریکى مطلق بر آن حکومت مى کند، در آغاز تولد آمادگى براى پذیرش اشعه نور ندارد. به همین دلیل، بعد از تولد غالباً بسته است، تدریجاً به نور عادت مى کند، و قدرت دید در آن زنده مى شود، در حالى که گوش انسان، به اعتقاد بعضى، حتى در عالم جنین کم و بیش قدرت شنوائى دارد، و آهنگ قلب مادر را مى شنود و به آن عادت مى کند! از این گذشته، انسان با چشم، تنها امور حسى را مى بیند در حالى که گوش وسیله اى است براى تعلیم و تربیت در همه زمینه ها، زیرا از طریق شنیدن کلمات به همه حقایق ـ اعم از آنچه در دائره حسّ است و آنچه بیرون از دائره حسّ ـ آشنا مى گردد، اما چشم، این وسعت عمل را ندارد، درست است که انسان با خواندن کلمات، از طریق چشم مى تواند به این مسائل آشنا شود، اما مى دانیم خواندن و سؤاد در مورد همه انسانها جنبه عمومى ندارد، در حالى که شنیدن کلمات، عمومى است. اما این که: چرا سَمْع به صورت مفرد ذکر شده و أَبْصار (جمع بَصَر) به صورت جمع؟ دلیل آن را در جلد اول، ذیل آیه ۷ سوره بقره بیان کرده ایم. این نکته نیز، قابل توجه است که: فؤاد گرچه به معنى قلب (عقل) آمده است، ولى این تفاوت را با قلب دارد، که در معنى فؤاد، جوشش و افروختگى و یا به تعبیر دیگر تجزیه و تحلیل و ابتکار افتاده است. راغب در مفردات مى گوید: الفُؤادُ کَالْقَلْبِ لکِنْ یُقالُ لَهُ فُؤادٌ اِذَا اعْتُبِرَ فِیْهِ مَعْنَى التَّفَؤُّدِ أَىِ التَّوَقُّدِ: فؤاد مانند قلب است، و لکن این کلمه در جائى گفته مى شود که افروختگى و پختگى در آن منظور باشد ، و مسلماً این موضوع پس از تجربه کافى به انسان دست مى دهد، و به هر حال، گرچه ابزار شناخت، منحصر به این دو، یا این سه، نیست، ولى مسلماً مهمترین ابزار همین ها است. زیرا علم انسان یا از طریق تجربه حاصل مى شود یا استدلالات عقلى ، اما تجربه بدون استفاده از چشم و گوش امکان ندارد، و اما استدلالات عقلى از طریق فؤاد، یعنى عقل صورت مى گیرد. ۳ ـ تا شکر او را به جاى آورید (لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) از آنجا که، نعمت ابزار شناخت برترین نعمتى است که به انسان داده شده است، چرا که نه تنها با چشم و گوش، آثار خدا را در پهنه هستى مى نگرد و سخنان رهبران الهى را مى شنود، و با دل درک و تجزیه و تحلیل مى کند، بلکه در زندگى مادى او نیز هر گونه پیشرفت و ترقى و تکامل مرهون این سه وسیله است، لذا بلافاصله بعد از آن با جمله لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ اهمیت این سه موضوع را یادآور مى شود، یعنى این وسائل را به شما داد تا عالم و آگاه شوید و سپس شکر این همه آگاهى و علم و دانش که بزرگترین امتیاز شما از حیوانات است به جاى آورید، و بدون شک، هیچ انسانى قادر بر اداى شکر این سه نعمت بزرگ نیست جز این که: عذر تقصیر به درگاه خدا آورد!. ↩️ ادامه دارد... http://eitaa.com/hafezan_vahy
شرح و تفسیر حکمت ۳۰۳ 🔷ارتباط مردم با دنیا 🔹مردم، فرزند دنيا هستند: امام عليه السلام در اين كلام حكيمانه به واقعيتى اشاره مى كند كه كاملاً منطقى است، مى فرمايد: «مردم، فرزندان دنيا هستند و كسى را نمى توان به سبب محبت به مادرش سرزنش كرد»؛ (النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْيَا، وَلاَ يُلامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ). تشبيه دنيا به مادر به سبب آن است كه همه چيز ما از اين آب و خاك آفريده شده و در دامان اين جهان متولد شده و در آن پرورش يافته ايم، بنابراين دنيا را تشبيه به مادر كردن كاملاً مناسب است و تعبير وطن به مادر كه بسيار رايج است نيز درواقع ناظر به همين معناست كه ما وقتى در كشورى متولد شده و در فضاى آن پرورش يافته ايم، آن كشور به منزله مادر ماست و علاقه داشتن به مادر امرى طبيعى است، بنابراين، هم علاقه به وطن و هم علاقه به دنيا امرى طبيعى است وجاى تعجب نيست. در اينكه هدف اصلى امام عليه السلام از بيان اين حقيقت چيست؟ در ميان شارحان نهج البلاغه اختلاف نظر است. بعضى آن را نوعى مذمت و نكوهش نسبت به محبت دنيا شمرده اند و بعضى به عكس، محبت دنيا را امرى طبيعى مى دانند. حقيقت اين است كه امام عليه السلام مى خواهد بفرمايد: نه از علاقه خودتان به دنيا نگران باشيد و نه از علاقه ديگران نسبت به آن، چراكه پيوندى بسيار مستحكم ميان شما و دنياست. از آن بترسيد كه اين علاقه افراطى شود و به شكل دنياپرستى درآيد. شبيه همين معنا روايت ديگرى است كه در آن مى خوانيم: كسى حضور اميرمؤمنان عليه السلام برخاست و عرض كرد: اى اميرمؤمنان! چرا ما دنيا را دوست داريم؟ امام عليه السلام فرمود: چون ما از دنيا آفريده شده ايم. آيا مى شود كسى را به سبب محبتش نسبت به پدر و مادر سرزنش كرد؟»؛ (رُوِىَ عَنْ أميرِالْمُوْمِنينَ عليه السلام أنَّ رَجُلاً قامَ إِلَيْهِ، فَقالَ: يا أَمِيرَالْمُوْمِنينَ ما بالُنا نُحِبُّ الدُّنْيا، قالَ: لاِنّا مِنْها وَهَلْ يُلامُ الرَّجُلُ بِحُبِّهِ لاِبِيهِ وَأُمِّهِ؟ قالَ: وَأَنْشَدَنا أبُو عَبْدِاللهِ الاَْزْدي). بنابراين هرگز نبايد علاقه مردم به مال و زن و فرزند و خانه و شهر وكشورشان را مورد ملامت قرار داد و حتى نبايد انتظار داشته باشيم كه مردم به همه اين امور پشت پا زنند. مهم اين است كه براى رسيدن به دنيا آلوده به گناه نشوند و ايمان و شرف خود را به آن نفروشند. در حديث معروفى مى خوانيم: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْيَاهُ لاِخِرَتِهِ وَلا آخِرَتَهُ لِدُنْيَاهُ؛ كسى كه دنياى خود را براى آخرتش ترك كند از ما نيست، همچنين كسى كه آخرتش را براى دنيا ترك گويد». به تعبير ديگر دنيايى خوب است كه وسيله رسيدن به آخرت باشد نه آنكه هدف اصلى انسان را تشكيل دهد، همانگونه كه در ساير كلمات امام عليه السلام آمده است. «مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ؛ آنكس كه به وسيله دنيا بنگرد به او بصيرت و بينايى مى بخشد و آنكس كه به دنيا بنگرد نابينايش مى كند». آرى دنيا وسيله است نه هدف. بنابراين آنچه به عنوان نكوهش دنيا در روايات مختلف آمده است ناظر به روش كسانى است كه ارزش هاى والاى انسانى و اسلامى را فداى منافع مادّى مى كنند و دل و دين بر سر دنيا مى نهند وگرنه زندگى آبرومندانه و بهره گيرى معقول از نعمت هاى خدا هرگز در اسلام ممنوع و نكوهيده نيست. قرآن مجيد نيز به اين حقيقت اشاره دارد و مى فرمايد: «(زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنْ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنْ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالاَْنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَـآبِ)؛ محبّت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاى ممتاز وچهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند؛ ولى) اينها (در صورتى كه هدف نهايى آدمى را تشكيل دهند،) سرمايه زندگى پست (مادى) است؛ و سرانجام نيك (و زندگىِ والا وجاويدان)، نزد خداست». اين تزئين درواقع يك تزئين طبيعى است منتها نبايد انسان فقط به آن بينديشد و در آن غرق شود. بايد فراموش نكند كه مطابق آنچه در ذيل آيه آمده، اينها متاع دنياست؛ متاعى ناپايدار و گذرا. مهم سراى جاويدان و حيات ابدى است. ✔️ پایان @Nahjolbalaghe2
شرح_صوتی_حکمت_۳۰۲_و۳۰۳.mp3
4.74M
🎙شرح صوتی حکمت های نهج البلاغه 🔷حکمت های: « ۳۰۲ و ۳۰۳» http://eitaa.com/hafezan_vahy
📝تفسیر سوره مبارکه نحل آیات ۷۸ تا ۸۳ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی آیه بعد، اسرار عظمت خدا در پهنه هستى را همچنان ادامه مى دهد و مى گوید: آیا آنها به پرندگانى که بر فراز آسمان حرکت دارند نظر نیفکندند ؟ (أَ لَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرات فِی جَوِّ السَّماءِ). جَوّ در لغت به معنى هوا است ـ آن چنان که راغب در مفردات مى گوید ـ و یا قسمتى از هوا که از زمین دور است ـ آن چنان که در تفسیر مجمع البیان و المیزان و آلوسى آمده است ـ مى باشد. و از آنجا که طبیعت اجسام، جذب شدن به سوى زمین است، حرکت پرندگان در بالاى زمین را با عنوان مُسَخَّرات (تسخیر شده ها) بیان کرده است، یعنى، خداوند نیروئى در بال و پر آنها و خاصیتى در هوا قرار داده است که به آنها این امکان را مى دهد که: بر خلاف قانون جاذبه به هوا پرواز کنند. سپس اضافه مى کند هیچ کس جز خدا آنها را این چنین نگه نمى دارد (ما یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ). درست است که، خاصیت طبیعى بالها و عضلاتى که در آن آفریده شده، و شکل مخصوص پرندگان و ویژگیهائى که در هوا موجود است، دست به دست هم داده و به پرندگان امکان پرواز مى دهند، ولى، چه کسى این شکل و خواص را آفریده؟ و این نظام دقیق و حساب شده را مقرر داشته؟ آیا طبیعت کور و کر؟، یا کسى که از تمام خواص فیزیکى اجسام آگاه است و علم بى پایانش به همه اینها احاطه دارد؟ و اگر مى بینیم این امور، به خدا نسبت داده مى شود، به خاطر همان است که سرچشمه آن از او است، و این تعبیر که خواص اسباب و علل را به خدا نسبت مى دهد، در قرآن فراوان است. و در پایان آیه مى فرماید: در این امر نشانه هائى است از عظمت و قدرت خدا براى کسانى که ایمان دارند (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیات لِقَوْم یُؤْمِنُونَ). یعنى، با چشم کنجکاو و حقیقت جو، این امور را مى نگرند و به تجزیه و تحلیل آن مى پردازند و در پرتو آن ایمانشان قویتر و راسختر مى گردد. * * * نکته ها: ۱ ـ اسرار پرواز پرندگان در پهنه آسمان درک این مسأله آسان است که: چرا بسیارى از شگفتیهاى جهان هستى در نظر ما زیاد جلوه نمى کند؟ زیرا همیشه آن را دیده ایم و به آن خو گرفته ایم، و این عادت و خو گرفتن، در حقیقت حجابى شده است که بر این صحنه هاى شگفت انگیز افتاده، به همین دلیل، اگر بتوانیم ذهن خود را از آنچه به آن خو گرفته ایم تخلیه کنیم، شگفتیهاى فراوانى در اطراف خود مشاهده خواهیم کرد. مسأله پرواز پرندگان از همین قبیل است، جسم سنگین بر خلاف قانون جاذبه، به آسانى حرکت کند، آن چنان سریع بالا برود که در چند لحظه از نظرها ناپدید گردد، این مسأله ساده اى نیست. اگر روى ساختمان پرندگان از هر نظر دقت کنیم، خواهیم دید: تمام وجود آنها براى پرواز هماهنگ است: ساختمان دوکى شکل آنها که مقاومت هوا را بر بدنشان به حداقل مى رساند، پرهاى سبک و تو خالى آنها، به اضافه سینه پهنشان که به آنها امکان سوار شدن بر امواج هوا را مى دهد، ساختمان مخصوص بالها که نیروى بالابر را در آنها ایجاد مى کند. و ساختمان مخصوص دمها که براى مانوردادن و حرکت سریع به چپ و راست و بالا و پائین (مانند دم هواپیما) به آنها کمک مى کند، و هماهنگى قدرت دید و سایر حواس که آنها را در این برنامه یارى مى دهد، همه امورى هستند که امکان پرواز سریع را براى پرندگان فراهم مى سازند. از همه اینها گذشته پرورش جنین، به صورت جداگانه از مادر (از طریق تخم گذارى) سبب مى شود: سنگینى دوران باردارى که مسلماً مانعى براى پرواز است، از آنها برداشته شود، و امور فراوان دیگر، که هر کدام دقیقاً از نظر فیزیکى عامل مؤثرى است براى پرواز. ↩️ ادامه دارد http://eitaa.com/hafezan_vahy
📝شرح و تفسیر خطبه ۸۵بخش اول به تعبير واضحتر: هنگامى که نگاهى به عالم هستى مى کنيم و آثار علم و حکمت و قدرت عظيمى را در همه جا مى نگريم، به خوبى درک مى کنيم که اين نظامات پيچيده عجيب و اين همه ظرافت ها و لطافت ها و قوانين منسجم و حساب شدهخ از مبديى سرچشمه گرفته که داراى علم و قدرتى بى پايان است و از همين جا، به ذات پاک او به صورت يک معرفت اجمالى، پى مى بريم. از سوى ديگر، هنگامى که در ذات او انديشه مى کنيم که حقيقت او چيست؟ نور است؟ مافوق نور است؟ هستى بسيط و خالص است؟ نمى توانيم دقيقاً بفهميم که او چيست! مى دانيم او بالاتر از جسم و جسمانيّت و برتر از خيال و قياس و گمان و وهم است و از هر چه ديده ايم و خوانده ايم و نوشته ايم فراتر است. او داراى علم و قدرتى بى پايان است، امّا علم او، و قدرت او چگونه است، براى ما مشخّص نيست. هر چه ما بخواهيم او را در فکر خود جاى دهيم و به حقيقت ذاتش برسيم مى بينيم در فکر ما نمى گنجد و به گفته آن شاعر عرب: «هر زمان يک وجب به حقيقت ذات او نزديک مى شويم، به اندازه يک ميل عقب نشينى مى کنيم» و غير از اين هم نمى تواند باشد، چرا که ما موجودى کوچک و محدوديم و او بزرگ و نامحدود. به فرموده امام صادق(عليه السلام): «فَهذِهِ الشَّمْسُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللّهِ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تَمْلاََ عَيْنَيْکَ مِنْهَا فَهُوَ کَمَا تَقُولُ; اين خورشيد يکى از مخلوقات خدا است (تو نمى توانى به آن نگاه کنى) هرگاه توانستى کاملاً به خورشيد نگاه کنى، همان است که تو مى گويى (اشاره به اينکه در اين صورت آفريننده خورشيد را نيز مى توانى ببينى).» در واقع مقصود امام (عليه السلام) اين است که محدود بودن قدرت ديد و فکر و انديشه ما را، در برابر نامحدود بودن ذات پاک او مشخص کند. اينجا است که بايد در پيشگاه خداوند زانو بزنيم و دست به جانب درگاه او برداريم و همان سخنى را که امام هادى(عليه السلام) در پيشگاهش عرضه مى دارد، عرض کنيم: «إِلهِي تَاهَتْ أَوْهَامُ الْمُتَوَهِّمِينَ، وَ قَصُرَ طَرْفُ الطَّارِفِينَ، وَ تَلاَشَتْ أَوْصَافُ الْوَاصِفِينَ، واضْمَحَلَّتْ أَقَاوِيلُ الْمُبْطِلِينَ عَن الدَّرْکِ لِعَجِيبِ شَأْنِکَ، أَوِ الْوُقُوعِ بِالْبُلُوغِ إِلَى عُلُوِّکَ، فَأَنْتَ فِي الْمَکَانِ الَّذِي لاَيَتَنَاهَى وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْکَ عُيُونٌ بِإِشَارَة وَ لاَعِبَارَة، هَيْهَاتُ! ثُمَّ هَيْهَاتُ; معبودا! انديشه هاى دور پرواز انديشمندان، حيران شده و نگاه بينندگان کوتاه گشته و توصيف توصيف کنندگان، متلاشى شده و سخنان بيهوده گويان، ناتوان شده از اين که شگفتى هاى ذات پاکت را درک کنند، يا به مقام والاى تو دست يابند. تو در موقعيّت غير متناهى قرار دارى; هرگز چشم ها نمى تواند تو را ببيند، يا به ذات پاکت اشاره کند، يا توصيف نمايد. آرى بسيار دور است! بسيار دور است!» ولى هرگز اينها بدان معنا نيست که ما از معرفت و شناخت اجمالى محروم باشيم; چرا که آثار ذات و صفات او تمام جهان و درون و برون وجود ما را، پر کرده است. ✔️ پایانhttp://eitaa.com/hafezan_vahy
شرح_صوتی_خطبه_۸۵_جلسه_۱_(اسماء_الحسنی).mp3
9M
📝شرح صوتی خطبه های نهج البلاغه 🎙خطبه(۸۵) جلسه اول ✅ تاثیر رفتاری و اعتقادی اسماء الحسنی http://eitaa.com/hafezan_vahy
۳.mp3
5.73M
فیش شماره ۱۱ 🔵 انتظار و مهدویت از منظر امامین انقلاب 🔴 زمینه ظهور را باید با حاکمیت قرآن و اسلام آماده کرد. ┄┄┅═❁🌸❁═┅┄┄ ✨ انتظار، یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر. ممکن است کسانی آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که دشمن میخواهد به وجود بیاورد. 💫 ما آن وقتی میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. برای ظهور مهدی موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است... اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود (ارواحنافداه و عجل‌الله‌فرجه)، به‌وسیله‌ی ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است.* __________________پ. *بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۷۰/۱۱/۳۰ @ravanedel
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بدا به حال دختر و پسری که کارهای شخصی خودش رو هم انجام نده... زندگی به رنگ بندگی http://eitaa.com/hafezan_vahy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠قدیمی‌ترین فیلم نویافته از حرم حضرت علی (ع) 🔻 فردریک گادمر یک افسر فرانسوی بود که علاقه زیادی به فیلم برداری و عکاسی داشت او این فیلم را در تاریخ ۲۹ فروردین ماه ۱۳۰۶ شمسی تهیه کرد 🔻 در این فیلم: ➖ قسمت کوتاهی از شهر کوفه ➖ درگاه ورودی حرم مطهر که این ورودی هم اکنون با عنوان باب امام رضا علیه‌السلام شناخته می‌شود که قبل از این نام‌های دیگری داشته است، این درب قبلاً به باب الکبیر و باب الساعت نیز مشهور بوده و علت آن قرار گرفتن ساعت بزرگ حرم در بالای این درب بوده است. ➖ در درگاه عده‌ای از فروشنده‌ها دیده می‌شوند که درحال فروش تسبیح‌اند ➖ فیلم تابوتی در حال خارج شدن از حرم دیده می‌شود که به جهت تبرک جویی بوده است 🔻 اصل این فیلم سیاه و سفید و صامت بوده است که گروه مردمی بهشت بقیع این فیلم دیدنی وتاریخی را با استفاده از هوش مصنوعی وپس از اصلاحات فنی رنگین وصدا گذاری کردند 🔻 کلیپ قدیمی، مربوط به‌حدود ۱۰۰ سال قبل http://eitaa.com/shahidesaeid
10.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتقاد بسیار تند استاد محمد شجاعی از اژه ای ،مجلس و دولت به خاطر وضعیت بی حجابی در جامعه اسلامی و کم کاری مسئولین . آقای رئیسی آقای اژه ای آقای قالیباف جواب امام زمان را چه میخواهید بدهید ؟؟ 👤 آنتی صهیون: سران قوا کاری کرده اند که تمام حزب اللهی ها تند و عصبی شده اند، گویا اصلا پروژه همین است که حزب اللهی جماعت را از نظام و کشور و ... ناامید کنند بعضی وقتها این مماشات و بی‌خیالی مسئولان و همراهی‌شان با فتنه گران و هنجارشکنان و مقابله‌شان با آمران بمعروف و مطالبه‌گران و عفاف را که میبینم، فکر می‌کنم غائله ژینا و جنبش فواحش هم کار خودشان بوده! http://eitaa.com/hafezan_vahy
🔺۲۱ تیرماه، در مسجد گوهرشاد چه گذشت؟ تیرماه سال ۱۳۱۴، مردم مشهد در اعتراض به سیاست‌های ضد اسلامی رضاشاه در مسجد گوهرشاد تجمع کردند. صبح روز بیست و یکم نیروهای نظامیِ حکومت پهلوی با حمله به مسجد، مردم را به رگبار بستند. سیدمحمدعلی شوشتری، نماینده‌ی مخصوص رضاشاه در آستان قدس که خود شاهد این واقعه بوده در خاطراتش می‌نویسد: شوفر سردار ساعد می‌گوید: آنچه کشته بود را ما حمل کردیم و بردیم زیر باغ خونی؛ بالغ بر یک هزار و ششصد و هفتاد نفر بودند. مسئولین شهرداری نیز می‌گویند: کامیون و اتومبیل‌هایی که جنازه‌ها را حمل می‌کرد، شمرده یاداشت کردیم، تعداد ۵۶ کامیون بود که در اغلب این کامیون‌ها صدای ناله‌های زخمی‌ها هم شنیده می‌شد که التماس می‌نمودند: برای رضای خدا، ما زنده‌ایم! منبع: خاطرات سیاسی سیدمحمدعلی شوشتری (خفیه‌نویس رضاشاه)، ص ۸۰ تا ۸۵ http://eitaa.com/hafezan_vahy