کانال #داستان و #طنز حال خوش
🌴✨👈 حکمت 224 #نهج_البلاغه(قسمت دوم قسمت قبلی ) 👉✨ 🌴 🔴 فضیلت انصاف : 🌸 قال امیرالمومنین علیه
🌴✨👈 حکمت 224 #نهج_البلاغه(قسمت سوم) 👉✨ 🌴
🔴 نتیجه بذل و بخشش:
🌸 قال امیرالمومنین علیه السلام:
وَبِالاِْفْضَالِ تَعْظُمُ الاَْقْدَارُ.
🌺 با بذل و بخشش قدر انسان ها بالا مى رود»;
«افضال» منحصر به بذل مال نیست، بلکه همان گونه که مرحوم مغنیه در شرح نهج البلاغه خود آورده است هر کمکى که آلام و اندوه ها را کم کند و بارهاى سنگین را از دوش مردم بر دارد مصداق آن است.
در خطبه معروف امیرمؤمنان(علیه السلام) که به خطبه «وسیله» مشهور شده است مى خوانیم:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنْ قَلَّ ذَلَّ وَمَنْ جَادَ سَادَ;
کسى که در احسان کوتاهى کند ذلیل مى شود و کسى که جود و بخشش پیشه کند بزرگ مى شود».
شک نیست که هرقدر انسان، به دیگران بیشتر بذل و بخشش کند دل ها مجذوب او مى شوند و سیل محبت مردم به سوى او سرازیر مى گردد و همین امر باعث عظمت و شخصیت انسان مى شود.
همان گونه که در حدیثى در غررالحکم مى خوانیم:
«بِالاْفْضالِ تَسْتَرِقُّ الاْعْناقُ;
به وسیله بذل و بخشش مردم تسلیم انسان مى شوند».
حتى اگر چنین شخصى داراى عیوبى باشد، احسان و بخشش مى تواند پرده بر عیب او بیفکند، چنان که در حدیث غررالحکم آمده است: «بِالاْحْسانِ تَسْتُرُ الْعُیُوبُ».
@hal_khosh
📚 #داستان
برکات #بسم_الله_گفتن درآغازکارها
مردمنافقی بود که زنی مومن و متدین داشت.
ازویژگی های بارز این زن این بود که تمام کارهایش را با "بسم الله" آغاز می کرد.
شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند.
روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد زن آن را گرفت و با گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم" در پارچه ای پیچید و با " بسم الله " آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد .
شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و "بسم الله" را بی ارزش جلوه دهد.
وی بعد از این کاربه مغازه خود رفت. در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.
زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن "بسم الله" در مکان اول خود گذاشت.
شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد.
زن مومنه فورا با گفتن "بسم الله" از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین و متقین گردید.
📖 خزینةالجواهر ص 612
🆔 @hal_khosh
#داستان طنز
پدری با دو فرزند کوچکش مشغول قدم زدن در پیاده رو بود.
پسر بزرگتر پرسید: پدر جان ما چرا اتومبیل نداریم؟
پدر گفت: من یک پدر زن ثروتمند پیر دارم، اگر او فوت کند، ثروتش به مادر زن من خواهد رسید، پس از آنکه مادر زنم هم مرد، ثروت او به ما رسیده و من خواهم توانست که یک ماشین برای خودمان بخرم.
پسر کوچک، پس از شنیدن حرف پدر گفت: پدر جان، من پهلوی شما خواهم نشست.
پسر بزرگتر با ناراحتی جواب داد: تو باید عقب بنشینی، جای من در جلو است.
دو برادر ناگهان شروع به دعوا و کتک زدن همدیگر کردند.
پدر که خیلی عصبانی شده بود، گفت: بیایید پایین، بچههای بی تربیت.
تقصیر من است که شما را سوار ماشین کردهام.
🆔 @hal_khosh
💠 #داستان
🔴ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ !
✍️ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﺎﻝ ﺍﻧﺪﻭﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺳﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﺷﺪ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﻮﺍﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺒﺮﻡ .
ﺍﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺶ ﻗﻮﻝ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﻮﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﺪ . ﺯﻥ ﻧﯿﺰ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺪ.
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ ﺩﺍﺭ ﻓﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻭﺩﺍﻉ ﮔﻔﺖ ... ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﮐﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺒﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ ؛ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﺮﺣﻮﻣﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ .
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﯾﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺣﻤﺎﻗﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﻟﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ ، ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺮﺩﻡ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻭﺟﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺮﺩﻡ . ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﮑﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺩﺭ ﻭﺟﻪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ، ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻭﺻﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺒﻠﻎ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ !!!
🆔 @hal_khosh
💠 #داستان
✅ #مجهولات
ابن جوزی بر فراز منبر نشسته بود و مردم را موعظه می کرد .
یکی از شنوندگان از او سؤ الی کرد .
گفت : نمی دانم .
پرسید : پس چرا بالای منبر رفته ای و در آن بالا نشسته ای .
پاسخ داد : من به مقدار علم و دانش خود بالا رفته ام . اگر بنا بود به اندازه جهل و نادانی خود بالا بروم ، به آسمان می رسیدم .
و نیز گویند : شخصی از بوذر جمهور حکیم مطلبی پرسید :
گفت : نمی دانم .
سؤ ال کرد : پس چرا اینهمه حقوق می گیری ؟
پاسخ شنید : حقوق مرا در مقابل معلومات من می دهند . اگر بنا بود در مقابل مجهولات به من حقوق بدهند خزانه دولت کافی نبود .
@hal_khosh
حیف نون با ذوق به دوستش میگه :بالاخره بعد از 2 سال این پازل رو تمومش کردم!
دوستش میگه 2 سال زیاد نیست؟
میگه:نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال !😂😂😂
با مامانم رفتیم یه خونه ببینیم واسه خرید
داشتیم داخل خونه رو میدیدیم که
صاحب ملک پرسید : از دیوار اومدید؟
مامانم گفت : نه بخدا درباز بود😂😢🤣
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی نظیرترین پایان فیلم های ایرانی رو داشت😂
💠 #داستان
✅یک گناه و سه گناه
🔴شبي عمر ، مشغول گشت زني در کوچه هاي مدينه بود که صدايي از خانه اي شنيد. از ديوار آن خانه بالا رفت و ديد مردي در کنار زني نشسته و مشغول آشاميدن شراب است.
عمر به وي گفت: اي دشمن خدا! فکر کردي اگر معصيت کني، خدا معصيت تو را مي پوشاند؟
مرد پاسخ داد: اي پيشواي مؤمنان! (در مجازات من) عجله نکن، که اگر من يک خطا مرتکب شدم، تو سه خطا انجام دادي؛
🌸خداوند در قرآن مي فرمايد
وَ لاتَجَسَّسُوا
درامور شخصی افراد تحقیق و جستجو نکنید.
{ سوره حجرات، آيه12 }
♦️(و تو (با بالا رفتن از ديوار خانه) در کار من تجسس نمودي.
🌸خداوند فرمان مي دهد
وَ آتُو البُیُوتَ مِن اَبوابِها
از در منازل وارد خانه ها شويد
{ سوره بقره، آيه 189 }
♦️و تو از ديوار وارد منزل من شدي.
🌸خداوند دستور داده است:
لاتَدخُلُوا بُیُوتا غَیرَ بُیُوتِکُم حَتی تَستَاءنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلی اَهلِها
هنگامي که وارد خانه اي مي شويد، سلام کنيد
{ سوره نور، آيه61 }
♦️و تو سلام نکردي.
▪️عمر وقتي پاسخ آن مرد را شنيد، از مجازات کردن وي منصرف شد.
📚شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، جلد1، صفحه182
@hal_khosh