السلام علیک یا صاحب الزمان
اهمیت #دعا ی برای #تعجیل_امر_فرج_امام_زمان_علیه_السلام
✍️#داستان : از مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی رحمه الله نقل شده که :
درحیاط مسجد مقدس جمکران مشغول دعا و مناجات و توسل به محضر حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه بودم که ناگهان سیدی با عظمت را دیدم.
با خود گفتم : این سید از راه رسیده و شاید تشنه باشد
به طرف او رفتم و لیوان آبی که در دستم بود به ایشان دادم . . .
وقتی لیوان را به ایشان دادم از او خواستم برای فرج امام زمان علیه السلام دعا بفرمانید.
ایشان پس از نوشیدن آب لیوان را به من پس داده و فرمودند:
✅شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا میکنند و فرج ما می رسد.🌸
تا این را فرمودند من نگاه کردم دیدم آن حضرت در کنار ما نیستند و هر چه به اطراف نگاه کردم اثری از ایشان ندیدم که ناگاه متوجه شدم امام زمان (ارواحنا فداه) را ملاقات نموده ام.
📖کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام تالیف آقای احمد قاضی زاهدی
#امام_زمان
#جمعه_های_انتظار
کانال داستان و طنز #حال_خوش🔻
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
مراسم دعا و استغاثه به محضر پدر تنها و غریب مان همزمان با ایام ولادت اسوه صبر و استقامت حضرت زینب (س) به منظور تعجیل در امر فرج و نابودی صهیونیسم جنایتکار
سخنران: حجة الاسلام الماسی
با نوای: کربلایی علی اقلالی
زمان: جمعه ۲ آبان از ساعت ۱۶:۱۵
مکان: خیابان کمال، کوچه شماره ۲۰، مسجد شاه اسدالله
آدرس در نشان
https://nshn.ir/rbZDHxWxnNTz
🍃✨🌸✨🍃✨🌸✨🍃
🌸جمعه يعنی زانوی غم دربغل
برسر سجاده های العجل
🌸جمعه يعنی اشک های انتظار
جمعه يعنی شکوه ازهجران يار
🌸جمعه يعنی آه الغوث الامان
درفراق مهدی صاحب زمان
أللَّهم عجِلْ لِوَلیِک ألْفَرَج
#آدینه_تون_مهدوی
🍃✨🌸✨🍃✨🌸✨🍃
❖
رو هر بندش 1 دقیقه فکر کن
1. می دونی چرا شیشه ی جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.
2. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه
3. تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت
4. دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.
5. اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان
6. وقتی #خـــدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی #خـــدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...!!!
7. هیچوقت باکسی که دوسش داری طولانی قهر نکن چون بی تو زندگی کردن رو یاد میگیره!
رئیس: خجالت نمیکشی تو اداره داری جدول حل میکنی؟
کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی گذاره آدم بخوابه!
وقتی لحظه اعدام سقراط رسید، زنش را دید که گریه میکرد
از او پرسید: "چه چیزی باعث گریهات شده، ؟"
زن در حالی که گریه میکرد گفت:برای اینکه می بینم "ظالمانه کشته می شوی."
سقراط گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته میشدم، گریه نمیکردی؟!"
زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته میشوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن با ناراحتی گفت: "الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمیداری!!" 😭😆🥳
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
انقدر با مغازه داره چونه زدم و تخفیف گرفتم که آخر کار که میخواست حساب کنه،
دید داره کمتر از قیمت خریدشون میده؛
گف قبول نیس☹️
بیا از اول😂
سؤالاتی که حرص آدمو در میاره:
١) از حموم اومدی حوله دورته، میپرسن: حموم بودی؟!
نه حوله پیچیدم دورم برم مکّه لبیک بگم 😂
٢) صبح از خواب بیدار شدی، میپرسن: بیدار شدی؟!
نه مشکل روحی دارم تو خواب راه میرم 😂
٣) دارم تاریخ انقضای روی تن ماهی رو نگاه میکنم، فروشنده میگه: داری تاریخ انقضاشو میبینی؟!
گفتم نه میخوام ببینم تولد ماهیه کیه واسش اکواریوم بخرم 😂
۴) یارو معتاده کنار خیابون نشسته کلهاش چسبیده کف آسفالت، دوستم میگه معتاده؟!
میگم: نه ژیمناستیک کاره داره انعطاف بدنیشو به رخ ملّت میکشه😂
۵) به دوستم میگم تب کردم! میگه: مریض شدی؟!
میگم: نه دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میکنه یا نه😂
۶) صف نونوایی بودم یارو اومد، گفت: ببخشید صفه؟ منم گفتم: نه دیوار دفاعی بستیم شاطر میخواد کاشته بزنه😂
٧) رفتم داروخانه عصا بگیرم
میگه: عصا برای راه رفتن میخوای؟
گفتم نه،
حضرت موسی کلاسای تبدیل اژدها گذاشته دارم میرم سرکلاس😂
٨) امروز ۵۰ متر دنبال تاکسی دویدم
بعد راننده نگه داشت گفت: میخوای سوار بشی؟😳
گفتم: نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم😂
٩) دیشب زنگ زدم به یه یارویی
فوت میکنم، میگه: مزاحمی؟.
میگم: نه نسل جدید کولرهای LG هستم با دو سیم کارت همزمان فعال😂
۱۰) بچه تازه به دنیا اومده، ازبیمارستان آوردیم خونه خوابیده، فامیلمون اومده میگه: آخی خوابه؟
میگم: نه زدیمش تو شارژ، دکتر گفته ۷،۸ ساعت اول خوب بذارین شارژ بشه😂
طرف با لباس توی رودخونه شنا میکرد...
میگن : چیکار می کنی :
میگه : لباسامو می شورم!!!
میگن : مگه لباسشویی ندارین؟
میگه : داریم ولی توش سرم گیج میره!!!
@hal_khosh
دختر: مامان من زن این مرد نمی شم!
مادر: چرا دخترم؟ مگه این مرد چه عیبی داره؟
دختر: اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!
مادر: تو با او ازدواج کن من خودم کاری می کنم که جهنم رو از نزدیک ببینه!😂😁🤕
@hal_khosh
💠#داستان
👈تخلیه قلب زن رقاص و اشرار ازتصرف #شیطان با کرامت حضرت آیت الله بیدآبادی(ره)
▪️در كتاب کرامات و حکایات عاشقان خدا جلد اول، آمده است كه
🔹 روزی جمعی از اشرار اصفهان که مرتکب هرگونه خلافی شده بودند،تصمیم می گیرند کار جدیدی و سرگرمی تازه ای برای آن روز خود بسازند.
پس از شور و مشورت با یکدیگر،به این فکر می افتند که یک نفر روحانی را پیدا کرده و سر به سر او گذاشته و به اصطلاح خودشان(تفریحی) بکنند!
🔸به همین خاطر در خیابان و کوچه به دنبال یک روحانی می گردند که از قضا چشم آنان به عارف بالله و سالک الی الله مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ محمد بیدآبادی(رضوان الله علیه) می افتد که در حال گذر بودند.
🔹گروه اراذل و اوباش به محض دیدن این عالم گرانقدر نزد ایشان رفته و دست آقا را می بوسند و از ایشان تقاضا می کنند که جهت ایراد خطبه عقد به منزلی در همان حوالی بروند و از تجرد درآورند.
🔸ایشان نگاهی به قیافه شیطان زده آنان نمود و در هیچ کدام اثری از صلاح و سداد نمی بینند ولی با خود می اندیشند که شاید حکمتی در آن کار باشد،به همین دلیل دعوت را قبول نموده و به همراه آنان به یکی از محله های اصفهان می روند.
سرانجام به خانه ای می رسند و آنان از ایشان دعوت می کنند که به آن مکان وارد شوند.
🔹به محض ورود ایشان،زنی سربرهنه و با لباس نامناسب و صد قلم آرایش صورت،از اتاق بیرون آمده و خطاب به مرحوم آیت الله بیدآبادی(نور الله قبره)می گوید: به به!حاج آقا خوش آمدی،صفا آوردی!!
ایشان متوجه قضایا می شوند و قصد مراجعت می کنند که جمع اوباش جلوی ایشان را گرفته و می گویند:چاره ای نداری جز این که امروز را با ما بگذرانی!
🔸آن عالم سالک در همان زمان متوجه دسیسه آن گروه مزاحم می شوند و به ناچار داخل اتاق می شوند.
آن جماعت گمراه به ایشان دستور می دهند که در بالای اتاق بنشینند، و سپس همان زن که در ابتدا به ایشان خوش آمد گفته بود،در حالی که دایره ای یا تنبکی به دست داشته،وارد اتاق می شود و شروع به زدن و رقصیدن نموده و به دور اتاق می چرخد!
جماعت اوباش نیز حلقه وار دور تا دور اتاق نشسته و کف می زنند.
🔹زن مزبور،در حال رقص گهگاه به آن عالم ربانی نزدیک شده و در حالی که جسارتی به آن بزرگوار نیز می نماید،این شعر را خطاب به ایشان خوانده و مکرر می گوید:
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
پس از دقایقی که آن گروه گمراه غرق شعف و شادی و سرگرمی خود بودند و ایشان سر به زیر افکنده بودند،ناگهان سر بلند کردند و خطاب به آنان می فرماید:
تغییر دادم.........
🔸به محض آن که این دو کلمه از دهان عالم سالک خارج می شود،آن جماعت به طرف ایشان به سجده می افتند و از رفتار و کردار خود عذرخواهی نموده و بر دست و پای آن ولی الهی بوسه می زنند و ایشان نیز حکم توبه بر آنان جاری می نماید.
🔹در ارتباط با این حادثه خود آن بزرگوار فرمودند: در یک لحظه قلب آنان را از تصرف شیطان به سوی خداوند بازگرداندم.....
#خواندنی
کانال داستان و طنز #حال_خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
💠مراسم دعا و استغاثه به محضر پدر تنها و غریب مان همزمان با ایام ولادت اسوه صبر و استقامت حضرت زینب سلام الله علیها به منظور تعجیل در امر فرج و نابودی صهیونیسم جنایتکار
🔹سخنران: حجة الاسلام الماسی
🔸با نوای: کربلایی علی اقلالی
✅زمان: جمعه ۲ آبان از ساعت ۱۶:۱۵
👈مکان: خیابان کمال، کوچه شماره ۲۰، مسجد شاه اسدالله
آدرس در نشان
https://nshn.ir/rbZDHxWxnNTz
گروه مسجد شاه اسدالله اصفهان 👇
https://eitaa.com/joinchat/4078568184C7f5b71d3d1