eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌴✨👈 حکمت 231 👉✨ 🌴 🔴 تفاوت ميان عدالت و احسان 🌸 امام امیر المومنین عليه السلام در گفتار پربار231 به تفسير آيه 90 سوره مبارکه نحل» (إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ) اشاره كرده مى فرمايد: الْعَدْلُ الاِْنْصَافُ، وَالاِْحْسَانُ التَّفَضُّلُ. ▪️«عدالت همان رعايت انصاف (و پرداختن حق مردم) و احسان به معناى نيكى بيشتر (از حد انصاف) است» 🔸خداوند در اين آيه شريفه به سه چيز امر و از سه چيز نهى كرده است، مى فرمايد: إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِى الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ).(1) ▫️«خداوند به عدل و احسان و كمك به خويشاوندان فرمان و از فحشا و منكر و ستم نهى مى كند» و در پايان آيه مى افزايد: «خداوند به شما اندرز مى دهد تا متذكر شويد» 🔸این آیه دربرگیرنده یکى از جامع ترین برنامه هاى اجتماعى بشر است که هر گاه جامه عمل به خود بپوشد، امنیت و آرامش بر او حکمفرما مى شود. 🔹در این که میان عدل و احسان چه تفاوتى است مفسران احتمالات فراوانى ذکر کرده اند ▪️بعضى گفته اند: عدل اداى واجبات و احسان انجام مستحبات است ▪️برخى دیگر عدل را توحید و احسان را اداى واجبات مى دانند ▪️و عدّه اى عدالت را به معناى هماهنگى ظاهر و باطن و احسان را به معناى برترى باطن نسبت به ظاهر دانسته اند. ▪️این تفسیر نیز از سوى گروهى عنوان شده که عدالت مربوط به جنبه هاى عملى و احسان مربوط به جنبه هاى گفتارى است. 👈ولى از همه این تفسیرها بهتر همان است که در کلام امام علیه السلام آمده که عدل را به معناى انصاف تفسیر فرموده، زیرا رعایت انصاف آن است که حق کسى را به او بپردازند (و به نظر مى رسد که این واژه از ماده «نصف» گرفته شده زیرا هرگاه انسان در حقوق مشترک آن را تنصیف کند رعایت عدالت را به طور کامل کرده است). سپس این واژه به معناى هرگونه عدالت آمده است. «احسان» همان گونه که از مفهوم آن استفاده مى شود، نیکى کردن به دیگران است و این نیکى همان تفضل است که امام(علیه السلام) در کلام بالا فرموده است. 🔹بدون شک برقرار شدن نظم جامعه انسانى بدون عدل و انصاف و احسان و تفضل امکان پذیر نیست، زیرا ترک عدالت و انصاف سبب خشم کسانى مى شود که حقوقشان پایمال شده و طبعا برمى خیزند و نظم جامعه را به هم مى ریزند و اى بسا منجر به خون ریزى هاى وسیعى گردد. 🔸در مورد «احسان» بسیار مى شود که تنها با استفاده از اصل عدالت و انصاف مشکلات جامعه حل نمى گردد; 🔹مثلاً سیل عظیمى آمده و خانه هاى فراوانى را ویران کرده و یا زلزله شدیدى رخ داده و منجر به ویرانى هاى وسیعى شده است 🔸در اینجا نمى توان تنها با استفاده از حقوق واجب و حتى مالیات هاى معمولى مشکلات را حل کرد. 🔹اینجاست که اصل احسان و تفضل باید به میدان آید و نیکوکاران دامن همت به کمر بزنند، ویرانى ها را آباد و ضایعات را جبران و مشکلات ناشى از حوادث را حل کنند. 🔸گاه در یک خانواده نیز مشکلاتى به وجود مى آید مثلاً شوهر در حادثه اى از دنیا مى رود و اطفال صغیر او باقى مى مانند. اینجاست که باید افراد فامیل صرف نظر از اصل عدالت به سراغ احسان و تفضل بروند و ایتام را تحت حمایت خود قرار دهند و مشکلات آن خانواده را حل کنند; خواه یک نفر اقدام به این کار کند یا همه فامیل دست به دست هم دهند. 🔸در معانى الاخبار که این حدیث را قبل از سید رضى نقل کرده مى خوانیم: امیرمؤمنان بر اصحاب وارد شد در حالى که آنها درباره مروت بحث مى کردند فرمود: چرا در این باره به سراغ قرآن نمى روید: عرض کردند: کجاى قرآن درباره مروت بحث کرده؟ فرمود: این آیه شریفه که مى فرماید: (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ)عدل همان انصاف است و احسان همان تفضل. 🔹در حدیثى که مرحوم طبرسى آن را در مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث نقل کرده مى خوانیم: «عثمان بن مظعون» که از صحابه معروف پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است مى گوید: من در آغاز اسلام را به طور ظاهرى پذیرفته بودم نه با قلب و جان و این وضع ادامه داشت تا آنکه روزى خدمت آن حضرت بودم دیدم در فکر فرو رفته ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت گویا پیامى را دریافت مى دارد. وقتى که به حال عادى برگشت از ماجرا پرسیدم فرمود: هنگامى که با تو سخن مى گفتم ناگهان جبرئیل را مشاهده کردم که این آیه را براى من آورد: (إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ...) عثمان مى گوید چنان محتواى آیه در قلب من اثر گذاشت که اسلام همان لحظه در جان و روح من جاى گرفت. کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه روز حیف نون از آشپز محلشون می پرسه : شما چجوری تو پیاز و آبلیمو، مرغ میخوابونین؟ من هر کاری میکنم فرار میکنه😕😂 🤣 @hal_khosh
‌تنها بودم خواستم پیتزا سفارش بدم دیدم هوا سرده دلم برای پیک موتوری که میخواست پیتزا بیاره سوخت و سفارش ندادم البته اینکه پولم نداشتم بی تاثیر نبود. 🤣 @hal_khosh
💠 ✅ﻣﻴﻞ ﻗﺎﺿﻰ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﺶ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺩﺭ ﺑﻨﻰ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﻋﺎﻟﻤﻰ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ. ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﻴﺪ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻡ مرا ﻏﺴﻞ ﺩﻩ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻛﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﺭﻭﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻥ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺗﺶ، ﺯﻧﺶ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺨﺘﺼﺮ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺭﻭﻯ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ. ( ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ ) ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﻰ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻛﻪ ﺑﻴﻨﻰ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻗﻄﻊ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺗﺮﺳﻴﺪ. ﺷﺐ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻋﻠﺖ ﻛﺮﻡ ﺩﺭ ﺑﻴﻨﻰ ﺍﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪ. ﻗﺎﺿﻰ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﺗﺮﺳﻴﺪﻯ، ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻯ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻴﻞ ﻭ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺍﻯ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﻭﺭﺯﻳﺪﻡ. ﺭﻭﺯﻯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺑﺎ ﻃﺮﻑ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﺰﺍﻋﺶ ﻧﺰﺩﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ ﺣﻖ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ؛ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻛﺮﻡ ﺑﻪ ﺑﻴﻨﻰ‌ﺍﻡ ﺩﻳﺪﻯ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺭﻧﺠﺶ (ﺩﺭ ﺑﺮﺯﺥ ) ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ؛ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻴﻞ ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺑﻮﺩ. 📚یکصد موضوع پانصد داستان ، بخش قضاوت داستانها و مطالب طنز بیشتردر 🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92 لطفا تشریف بیاورید 👆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 ✅نه خانی آمده، نه خانی رفته روزی روزگاری، مرد بازرگانی وارد شهر مشهد شد. او از شهر خود پارچه آورده بود و با تجار مشهدی دادو ستد پرسودی انجام داد و پول خوبی به جیب زد. بعد از چند روز خواست از شهر مشهد خارج شود و به خانه خود بازگردد در راه یک خربزه مشهدی هم خرید که به عنوان تحفه به خانه ببرد. بازرگان از شهر که خارج شد، باید از بیابانی می گذشت تا وارد شهر بعدی شود، او در مسیر گرسنه شد و توشه راهش را هم خورده بود فقط همین خربزه ماند که خیلی مرد را وسوسه می کرد. مرد با خود گفت: یک قاچ از خربزه می خورم و مثل یک خان ثروتمند بقیه را می گذارم در راه تا دیگران بخورند. ولی تا کمی از خربزه ی شیرین را خورد با خود گفت: خربزه را می خورم. پوست و بقیه اش را در راه می گذارم تا هرکس از این مسیر گذشت بگوید: خان ثروتمندی از این مسیر می گذشته با غلامش یک خربزه خوردند و وقتی عطششان برطرف شده از اینجا رفته اند. بازرگان همه ی خربزه را خورد فقط پوست و تخمه اش باقی مانده بود، ولی باز هم ولع داشت و می خواست حتی پوست خربزه را هم بخورد. او با خود گفت: پوست خربزه را هم می خورم و تخمه ها را باقی می گذارم تا هرکس از این مسیر عبور کند بگوید خانی به همراه غلام و الاغش از اینجا می گذشته آنها خربزه را خورده اند پوستش را هم داده اند تا الاغشان بخورد و سپس از اینجا رفته اند. اما کمی که گذشت چشمش به تخم خربزه ها افتاد دلش تخم خربزه خواست و با خود گفت: اشکالی ندارد تخم خربزه را می خورم بعد همه فکر می کنند نه خانی آمده و نه خانی رفته. 📕ضرب المثل ها و داستان هایشان 🆔 @hal_khosh
‌ چندسال قبل بین خریدن پژو ۲۰۶ یا پراید دو به شک بودم ولی الان شک دارم اتوبوس سوار شم یا تاکسی🤔🙄😯 🤣 @hal_khosh
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطور زن گرفتین به منم یاد میدین😂😂
مامانه به بچش میگه : اگه‌ فردا امتحان مردود‌بشی دیگه پسر من نیستی. . . فردا بچشو تو کوچه میبینه میگه : امتحان چه خبر؟ بچش میگه : ببخشید شما؟!😂 😂😂 🤣 @hal_khosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا