#داستان
از خواستگار پرسیدن : دستت کج نیست؟
گفت هرگز.
معتاد نیستی؟
گفت خدا اون روز رو نیاره.
پرسیدن چشمت دنبال ناموس مردم نیست؟ گفت بمیرم ولی دزد ناموس نشم.
پرسیدن دست بِزن نداری؟ گفت بشکنه دستم اگه همچین کاری بکنم...
هر چی از رذایل اخلاقی پرسیدن، تکذیب کرد.
آخرش پرسیدن تو هیچخصلت بدی نداری؟
گفت فقط دروغ می گم
#طنز
@hal_khosh
💠پنج اصل را در زندگیت به خاطر بسپار:
1️⃣غرور، مانع يادگيری
2️⃣خودبزرگ بینی، مانع محبوبیت
3️⃣کم رويي، مانع پيشرفت
4️⃣خودشیفتگی، مانع معاشرت
5️⃣عادت کردن، مانع تغيير است...
🌷 امام صادق (علیه السلام) فرمود :
🌹 سه چيز است كه اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهره مندى او از نعمت ها مى شود :
1️⃣ طول دادن ركوع و سجده
2️⃣ زياد نشستن بر سر سفره اى كه در آن ديگران را اطعام مى كند
3️⃣ خوش رفتارى اش با خانواده.
📚 کافی ج۴ ص۴۹ ح۱۴
463.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمو !. . . . . . . .
@hal_khosh
#داستان های طنز جبهه
اسیر شده بودیم
قرار شد بچه ها برا خانواده هاشون نامه بنویسن
بین اسرا چند تا بی سواد و کم سواد هم بودند که نمی تونستن نامه بنویسن
اون روزا چند تا کتاب برامون آورده بودن که نهج البلاغه هم لابه لاشون بود
یه روز یکی از بچه های کم سواد اومد و بهم گفت:
من نمی تونم نامه بنویسم
از نهج البلاغه یکی از نامه های کوتاه امیرالمومنین علیه السلام رو نوشتم روی این کاغذ
می خوام بفرستمش برا بابام
نامه رو گرفتم و خوندم
از خنده روده بُر شدم
بنده خدا نامه ی امیرالمومنین علیه السلام به معاویه رو برداشته و برای باباش نوشته بود
#خندیدنی
@hal_khosh
#داستان های طنز جبهه
داخل چادر ، همه بچهها جمع بودند ، می گفتند و میخنديدند
هر كسی چيزی میگفت و به نحوی بچهها رو شاد میكرد
فقط يكی از بچهها به قول معروف رفته بود تو لاك خودش!
ساكت گوشهای به كوله پشتی اش تكيه داده بود و توی لاک خودش بود.
بچه ها هم مدام بهش تیکه می انداختن و می خندیدن
اما اون چیزی نمی گفت
یهو دیدم رو کرد به جمع و گفت:
ـ بسّه ديگه، شوخي بسّه! اگه خيلی حال دارين به سوال من جواب بدين
همه جا خوردیم. از اون آدم ساكت اين نوع صحبت كردن بعيد بود. همه متوجه او شدند.
ـ هر كی جواب درست بده بهش جايزه میدم
با تعجب گفتم: «چه مسابقهای ميخوای بذاری«
پرسید: آقايون افضل الساعات (بهترين ساعتها) چیه؟
پچ پچ بچهها بلند شد ، يكی گفت:
ـ قبل از اذان، دل نيمه شب، برای نماز شب.
ـ غلطه، آی غلطه، اشتباه فرمودين.
ـ می بخشين، به نظر من اذان صبح وقت نماز و...!
ـ بَهَ، اينم غلطه!!
ـ صلاة ظهر و عصر و...!
خلاصه هر كسی یه چیزی گفت و جواب ایشون همچنان " نه " بود
نيم ساعتي از شروع بحث گذشته بود، همه متحير با كميی دلخوريی گفتند:
آقا حالگيري میكنيا، اصلاً ما نمی دونيم. خودت بگو
او هم وقتی کلافه شدن بچه ها رو دید ، لبخند زد و گفت:
ـ از نظر بنده بهترين ساعتها ، ساعتی هستش كه ساخت وطن باشه
ساعتی که دستِكوارتز و سيتي زن و سيكو پنج رو از پشت ببنده...
بعدش با خنده از جا بلند شد و رفت تا خودش رو برای نماز ظهر آماده كن
#خندیدنی
@hal_khosh
رفتم بانک وام بگیرم... رییس بانک پرسید،
شغلتون چیه؟
گفتم مدیر هستم!
از جاش بلند شد کلی حال و احوال کرد دستور داد قهوه با کیک برام آوردن..
بعد پرسید؟
مدیر کجا هستید؟
گفتم توی تلگرام مدیر گروه هستم!
بلند شد با لگد از بانک انداختم بیرون!
نذاشت حداقل کیک و قهومو بخورم 😐
✅پيامبر خدا صلی الله علیه واله و سلم
🌹سه گروه از زناناند كه خداوند، عذاب قبر را از آنان بر مىدارد و با دخترم فاطمه محشور مىشوند:
👈زنى كه در برابر غيرت شوهرش صبر مىكند
👈زنى كه در برابر بداخلاقى شوهرش شكيباست
👈زنى كه مهريهاش را به شوهرش مىبخشد
💐خداوند به هر يك از اين زنان، ثواب هزار شهيد و براى آنها، عبادت يك سال مىنويسد
📚منبع : تحكیم خانواده ص 235