دختر: مامان من زن این مرد نمی شم!
مادر: چرا دخترم؟ مگه این مرد چه عیبی داره؟
دختر: اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!
مادر: تو با او ازدواج کن من خودم کاری می کنم
که جهنم رو از نزدیک ببینه!😂😁🤕
🤣 @hal_khosh
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥یک دقیقه در محضر رهبر معظم انقلاب / #دیدنی
💠رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله:
إن اللَّهَ عَزَّوجلَّ أحَبَّ الكِذبَ في الصَّلاحِ، وأبغَضَ الصِّدقَ في الفَسادِ.
🔹خداوند عزّوجلّ، #دروغ گفتن به منظور ايجاد صلح و آشتى را دوست دارد
🔸و راستگويى به قصد فساد انگيزى را دشمن مىدارد.
📚بحار الأنوار: 77/ 47/ 3.
کانال الماسی زفره 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/2661744651Ce29827779f
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فیلم #خندیدنی دیده نشده از دوران دفاع مقدس 8 ساله
🟢#داستان
👈اولين فتح بدست امام حسين علیه السلام
جنگ صفين از جنگهاي بزرگي است كه در زمان خلافت علي علیه السلام ، در سال 36 تا 38 هجري بين سپاه علي علیه السلام با سپاه معاويه ، در سرزمين صفين (نواحي شام ) واقع شد.
نخستين كاري كه معاويه انجام داد اين بود كه گفت : چون عثمان را تشنه كشتند، آب را بروي سپاه علي علیه السلام ببنديد، همين دستور انجام شد، و سپاه معاويه مركز آب را گرفتند.
فرمانده اين كار، ((ابوايوب اعورسلمي )) بود كه قرارگاه خود را در كنار مركز آب قرار داده بود.
اين موضوع باعث شد كه آب به سپاه علي علیه السلام نرسيد و تمام شد، و تشنگي بر سپاهيان چيره گشت .
مي نويسند: چندين گردان سواره نظام ، از سوي علي علیه السلام به سوي آن مركز رفتند تا آبراه را بگشايند، ولي موفق نشدند و باز گشتند.
در اين وقت امام حسين علیه السلام (كه 33 سال داشت ) پدر را اندوهگين يافت و نزد پدر رفت و اجازه خواست كه خود همراه جمعي به ميدان بروند، امام علي علیه السلام اجازه داد.
آن بزرگوار همراه جمعي از سواران بسوي قرارگاه ابوايوب روانه شدند،
آنچنان عرصه را بر او تنگ كردند، كه ابوايوب و همراهانش ، ناگزير گريختند و شريعه آب بدست امام حسين علیه السلام و همراهانش افتاد، و سپس آن حضرت نزد پدر آمد و جريان را به عرض رساند. و اين نخستين فتحي بود كه در جنگ صفين انجام گرفت .
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟢#داستان
👈اثر منفي دلبستگي به دنيا
روزي حضرت موسي علیه السلام در محلي عبور مي كرد، ديد: ((مردي گريه مي كند و در درگاه خدا مي نالد)).
از آنجا گذشت ، و هنگام مراجعت نيز گذارش به همانجا افتاد، و ديد آن مرد، همچنان در درگاه خدا مي نالد و مي گريد، متوجه خدا شد و عرض كرد:
يا رب عبدك يبكي من مخافتك
: ((پروردگارا بنده تو از خوف تو مي گريد)) (به او توجه فرما).
خداوند به موسي علیه السلام وحي كرد و فرمود:
((اي پسر عمران ، اگر او آنقدر بگريد كه مغزش همراه اشكهاي چشمش ، به زمين بريزد، و دستش را آنقدر به سوي آسمان بلند كند كه ساقط شود، او را نمي آمرزم و هو يحب الدنيا:
((چرا كه او دنيا را دوست دارد)) (به دنيا دلبسته است ، و دوستي دنيا را بر دوستي آخرت ترجيح مي دهد).
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟢#داستان
👈در انتظار بلال حبشي
پيامبر صلی الله علیه وآله و سلم با مسلمانان در مسجد بودند، هنگام نماز بود، ولي آن روز بلال حبشي در مسجد ديده نمي شد، تا اذان بگويد، همه در انتظار آمدن او بودند، سرانجام بلال با مقداري تأ خير به مسجد آمد.
پيامبر صلی الله علیه وآله و سلم به او فرمود: ((چرا دير آمدي ؟!)).
بلال گفت : به سوي مسجد مي آمدم ، از كنار در خانه حضرت زهرا علیه السلام عبور كردم ، ديدم فاطمه زهرا علیه السلام پسرش حسن علیه السلام را (كه كودك بود) به زمين گذاشته ، و كودك گريه مي كرد، و خود حضرت زهرا علیه السلام مشغول دستاس (آسيا كردن گندم يا جو) بود.
به آن حضرت عرض كردم : يكي از اين دو كار را به عهده من بگذار، هر كدام را كه دوست داري ، يا نگهداري كودك را يا دستاس را؟
فرمود: ((من نسبت به پسرم ، مهربانتر هستم )).
او به نگهداري كودك پرداخت و من به دستاس و آسيا كردن مشغول شدم ، و همين باعث دير آمدن من به مسجد شد.
رسول اكرم صلی الله علیه وآله و سلم براي بلال دعا كرد و فرمود:
رحمتها رحمك اللّه :
نسبت به فاطمه علیه السلام مهرباني كردي ، خداوند به تو مهرباني كند
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
یاد اون روزها که باهمدلی و هم فکری کرونا رو شکست می دادیم.
#طنز
🆔 @hal_khosh