eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 👈 مبادا به تجمّلات دنیا و زر و زیور آن دل خوش کنی 🔹 امام سجّاد علیه السلام فرمود : اسماء بنت عمیس حکایت کرده است : روزی امیرالمؤ منین علیّ علیه السلام در یکی از جنگ ها غنیمتی به دست آورد و گردنبندی برای همسرش فاطمه علیها السلام خریداری کرد و به عنوان هدیّه تحویل او داد و حضرت آن را پوشید . روز بعد ، حضرت رسول صلوات اللّه علیه به منزل ایشان آمد و گردنبند را در گردن دخترش دید ، فرمود : دخترم ! مردم و دنیا تو را نفریبند ، تو دختر رسول خدائی ، مبادا به تجمّلات دنیا و زر و زیور آن دل خوش کنی . حضرت زهراء علیها السلام با شنیدن این سخن ، گردنبند را از گردن خود در آورد و پس از فروش با پولش غلامی خرید و او را آزاد کرد و پیامبر خدا شادمان و مسرور گشت مستدرک الوسائل : ج 5 ، ص 244 ، ح 1 کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 👈 ملاقات در بستر بیماری 🔸ابن قُتیبه یکی از علماء و تاریخ نویسان اهل سنّت در کتاب خود آورده است : پس از گذشت مدّتی از جریان سقیفه ، روزی عمر به ابوبکر گفت : ما فاطمه ، دختر رسول اللّه را از خودمان خشمناک و ناراحت گردانیده ایم ، بیا با یکدیگر به ملاقات و دیدار او رویم تا از ما راضی و خوشنود شود . لذا هر دو حرکت کردند و چون به درب منزل رسیدند ، اجازه ورود خواستند؛ ولی به ایشان اجازه داده نشد . به ناچار حضور امام علیّ علیه السلام آمدند و در این باره با او سخن گفتند؛ بنابر این امام علیّ علیه السلام برای آنها اجازه ورود طلبید و چون وارد شدند ، روبروی حضرت زهراء سلام اللّه علیها نشستند . و حضرت روی خود را از آن ها برگرداند ، سلام کردند ، امّا حضرت جوابشان را نداد . ابوبکر گفت : ای حبیبه رسول اللّه ! سوگند به خدا که من تو را بیش از دخترم ، عایشه دوست دارم . روزی که پدرت از دنیا رفت ، ای کاش من مرده بودم ؛ علّت آن که تو را از حقّ میراث پدرت منع کردم ، چون شنیدم که فرمود : ما ارثیّه ای به جای نمی گذاریم ، آنچه از اموال ما باقی بماند ، صدقه است . در این هنگام ، فاطمه سلام اللّه علیها فرمود : اگر حدیثی را از پدرم رسول خدا برایتان بگویم ، تأیید می کنید؟ گفتند : آری . فرمود : خداوند را بر شما گواه می گیرم ، آیا نشنیدید از پدرم ، رسول اللّه صلّلی اللّه علیه و آله که می فرمود : رضایت فاطمه رضایت من است ، خشم و غضب فاطمه خشم و غضب من می باشد ، هرکه فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر که او را خشمگین و ناراحت کند ، مرا خشمگین و ناراحت کرده است ؟! گفتند : بلی ، چنین سخنی را از رسول اللّه شنیده ایم . حضرت فاطمه فرمود : خدا و ملائکه را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر مرا خشمگین و ناراحت کرده اید و من از شما خوشحال و راضی نخواهم شد تا پدرم ، رسول خدا را ملاقات کرده و شکایت شما را به او کنم . ابوبکر گفت : از خشم خداوند و غضب فاطمه به خداوند پناه می برم ، و سپس در حال گریه از نزد حضرت خارج شدند أعیان الشّیعة : ج 1 ، ص 318 ، به نقل از الا مامة و السّیاسة کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
🌺اغلب ما توقع داریم کسی که با ماست خود ما باشد حتی حاضر نیستیم به نیازها , خواسته ها و علایق او توجه کنیم غرور خودمان را بسیار دوست داریم! اما توقع داریم او غرور و نیاز و توقع نداشته باشد ! و درکش سخت است برای ما که او دنیایی دارد که خودش ساخته و آن را صرفا با ما به اشتراک گذاشته... نه اینکه بخواهد بر اساس خواسته ی ما دنیای تازه ای بسازد...
🌳 از درخت بیاموزیم برای بعضی ها باید ریشه بود 👈 تا امید به زندگی را به آنها بدهیم. 🌴برای بعضی ها باید تنه بود 👈 تا تکیه گاه آنها باشیم. 🌲برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود 👈 تا عیب های آنها را بپوشانیم. 🍎برای بعضی ها باید میوه بود 👈 تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را ما بلد نیستیم کنار هم باشیم
با دلخوری به خدا گفتم: درب آرزوهایم راقفل کردی و کلید راهم پیش خودت نگه داشتی خدا گفت: همه ی عشقم این است که به هوای این کلیدهم که شده گاهی به من سر میزنی
💠 👈 پوشش امر شخصی است ، یا امر اجتماعی؟! 👈 تو اتوبوس پیرمرد به دختره که کنارش نشسته بود گفت : دخترم این چه حجابیه که داری ؟ همه ی موهات بیرونه 👈 دختره گفت : تو نگاه نکن ! 👈 بعد از چند دقیقه پیرمرد کفشش را درآورد..بوی جوراب در فضا پخش شد! 👈 دختره در حالی که دماغشو گرفته بود به پیرمرد گفت : اه اه اه این چه کاریه میکنی خفمون کردی ؟ پیرمرد باخونسردی گفت: تو بو نکن! 📣 آره عزیزم! تمیزی بدن من با تمیزی لباس تو، به بقیه هم مربوطه. پس موضوع اجتماعی است.. پوشش ( حجاب)، امر اجتماعی است، برای اینکه بعنوان یک انسان توی اجتماع حضور داشته باشیم. نه بعنوان یک جنسیت. حجاب آمد تا زن به اجتماع بیاید.. وگرنه برای توی خونه که حجاب لازم نبود... کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند لحظه خنده دار ببینید و از ته دل بخندید 😀 @hal_khosh 😀
به طرف میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟ میگه : فقط ۵۰% میگن ازکجا فهمیدی ؟ میگه : ازخدا خواستم یک داماد خرپول نصیبم بشه . حالا دامادی نصیبم شده که خر هست اما پول نداره ! @hal_khosh
یارو از آزمایش رانندگی بر می گرده. ازش می پرسن چه جور بود ؟ میگه :« خیلی عالی بود فضا خیلی معنوی شده بود می پرسن چطور؟ میگه : هر جا می پیچیدم آقای افسر با بقیه می گفتن یا ابا الفضل !!!» @hal_khosh
بنده خدا کیسه یسمانو انداخته بود روی کولش داشت میبرد. مهندس بهش گفت: چرا با فرغون نمیبری؟ گفت: با فرغون امتحان کردم. لاستیکاش اذیتم میکنه!! @hal_khosh