با انتشار خبر فوت رضا رویگری
یاد کنیم از خاطره ایشان در سریال مختار نامه از زبان خودشان که در حسینه ستاد نیروی زمینی بیان کرد.
وی گفت پلان برداشت مربوط به بردن حضرت علی اصغر به طرف میدان جنگ در کربلا بود.
نوزاد سه ماهه ایی را که نقش علی اصغر ابا عبدالله الحسین را بازی میکرد، سوار بر اسب به صحنه فیلم برداری آوردند و تمام مراحل فیلم برداری هم زیر نظر همه عوامل سریال مو به مو و واو به واو کنترل میشد .
موقعی که آقا ابا عبدالله قنداقه شیر خوار و جگر گوشه شان را به روی دست گرفت مقابل دشمن ، ظاهرا سایه ایی که قنداقه بر روی زمین ایجاد کرده بود، باعث شد تا اسب در یک آن رم کرده و نوزاد شش ماهه ( یا همان حضرت علی اصغر فرضی ) با
رم کردن اسب به زمین افتاد و نوزاد جان به جان آفرین تسلیم کرد !!
در این لحظه ،فیلم برداری قطع و گریه مادر بچه و بهم ریختن اوضاع در آن هنگام قیامتی بر پا شد .
آقای رویگری می گفت :
آقا سید همانجا روی زمین سجده ایی کردند که حدود ۲۰ دقیقه ایی طول کشید
تمام دکترا و عوامل صحنه ، همه سرگردان و هاج و واج ماجرا ....
بعد ۲۰ دقیقه صدای گریه نوزاد یا همان حضرت علی اصغر بلند شد و
گریه شوق همه عوامل و هم همه و....
می گفت
خودم در کنار سید میر باقری بودم که بعد از شنیدن گریه بچه سر از سجده برداشت
و ذکر یا ابا عبدالله ممنونتم، با صدای بلند تمام فضای فیلم برداری را پر کرده بود.
رویگری می گفت من که با میر باقری چندین سال هست که رابطه نزدیکی دارم
از ایشان پرسیدم چی شد آقا سید؟؟؟
ایشان که تمام سجده را در حال گریه بودند وبا چشمان پر اشک گفت :
در سجده ام به مولا و سرورم آقا عبدالله گفتم اگر این بچه را شفا ندهی از این فیلم و همه فیلم برداری ها را کامل کنار می گذارم
و برای همیشه از این نوع فیلم ها کناره گیری میکنم.
آقا و مولایم عنایت کرد و بچه مرده را به اذن خداوند بزرگ به پدر و مادر اش تحویل داد .
ضمنا رویگری خدا بیامرز می گفت از وقتی این صحنه را با چشم خودم دیدم همه کار های بد ام را حتی سیگار کشیدن ام را هم کنار گذاشتم .
خاطره ایی بود از آن خدا بیامرز
روح اش و یادش گرامی باد...
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو مثقال خریت ز خران چیزی نیست
آدمی هست که الحق دوسه خروار خر است
🔵#داستان
😀حمالة الحطب
روزی عقیل بن ابی طالب، در دمشق پیش معاویه نشسته بود. وقتی که معاویه حاکم شام بود و همه اعیان و بزرگان شام و حجاز و عراق حاضر بودند.
معاویه خواست زرنگی کند، پرسید: ای اهل شام و حجاز و عراق آیا به شما رسیده است این آیه «تبت یدا ابی لهب و تب»؟
گفتند: آری.
گفت: این ابی لهب، عموی عقیل است.
عقیل که از نزدیک این صحنه را دید، بی درنگ گفت: ای اهل مجلس، آیا به شما رسیده است این آیه «وامراته حمالة الحطب»؟
گفتند: آری.
گفت: این حمالة الحطب، عمه معاویه است.
معاویه از ظرافت خود پشیمان گشت و از آن جواب خجل شد.»
#طنز
@hal_khosh
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوربین مخفی😂
به خنده باشید همیشه😂😍
با احترام به همه ی روشن دلان♥️
#لبخندبزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید
خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند
#لبخندبزن: وقتی داری سرکارت میروی.
خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند.
#لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی.
خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند
#لبخندبزن: چون تو زنده ای وروزی داده میشوی وهنوزفرصت برای جبران زمان داری
#لبخندبزن: چون تو"خدا"را داری و اورا می پرستی وازاو طلب کمک میکنی.
#لبخندبزن: چون "تو"خودت هستی.
وخیلی ها آرزو دارند که چون"تو"باشند.
همیشه فرهنگ #لبخند را درمحیط زندگی خودت منتشرکن.
💕💙💕
#داستان
وقتی امیرتیمور فارس را تصرف کرد و به شیراز آمد و شاه منصور را کشت، خواستار دیدن حافظ شد.
حافظ همیشه منزوی بود و به فقر و تنگدستی زندگی می کرد.
سید زین العابدین گنابادی که نزد امیر ارزش و قربی داشت و مرید حافظ هم بود، حافظ را نزد امیرتیمور برد.
امیر دید که دید اثر فقر، ریاضت از ظاهر او پیداست. گفت: ای حافظ من به ضرب شمشیر زمین را خراب کردم تا سمرقند و بخارا را آباد کنم و تو آ ن را به یک خال هندو می بخشی و میگویی:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشیم سمرقند و بخارا را
حافظ گفت: با این بخشندگی هاست که به فقر و تنگدستی افتاده ام.
منبع: لطائف الطوایف
#طنز
@hal_khosh
طرف میاد خونه به خانمش می گه :« امروز یه نفر رو از مرگ حتمی نجات دادم !»
خانمش می پرسه چه جوری ؟
می گه :« یه اسکناس 50 هزار تومنی دادم به یه فقیر ؛ دیدم از خوشحالی می خواد سکته کنه ؛ فوری ازش گرفتم !!!»
#طنز
@hal_khosh
🟢#سیری_در_قران 🟢
👈 آیه ﴿58 ﴾سوره مبارکه #عراف
*********
🌸#قال_الله تبارک و تعالی 🌸
💠بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
🌸 وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاّ نَکِداً کَذلِکَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ«58»
🔸 و سرزمین پاک(و آماده)،گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می آید.
امّازمینی که خبیث(و شوره زار)است،جز محصولی اندک و بی فایده بیرون نمی دهد.ما این چنین آیات خویش را برای گروه شکرگزار، گونه گون بیان می کنیم.
🟢نکته ها:
✳️ کلمه ی«نَکد»،به معنای چیزی است که در آن خیری نباشد،«نبات نَکد»،به معنای گیاه کم و بی فایده می باشد.
زمین شوره سنبل بر نیارد
در او تخم و عمل ضایع مگردان
✳️ اگر با دید وسیع به این آیه بنگریم،شاید بتوان یکی از مصادیق سرزمین پاک را که محصول پاک می دهد،خانواده ی پاک بدانیم.
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
✳️ آیات قرآن،مثل بارانِ رحمت است،هنگامی که بر دلهای آماده تلاوت شود،شناخت و عشق و ایمان و تلاش در پی دارد،ولی نااهلان را جز لجاجت و دشمنی نمی افزاید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلاّ خَساراً»
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار،خس
✳️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
مثل ما بعثنی اللّه من الهدی و العلم کمثل الغیث الکثیر اصاب ارضاً...
مبعوث شدن من با علم و هدایت بر مردم،همانند باریدن باران بسیار زیادی است که بعضی زمین ها آن را می گیرند و بعضی نمی گیرند.چنانکه بعضی دستورات مرا می گیرند و عالم و فقیه می شوند و بعضی سربلند نکرده و هدایت نمی شوند».
🔹پس قلب طیّب همانند سرزمین طیّب و قلب خبیث مانند سرزمین خبیث و غیر بارور است.
🔵پیام ها:
1️⃣تنها نزول رحمت برای سعادت کافی نیست،قابلیّت و ظرفیّت محل هم لازم است. «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ»
2️⃣گرچه نظام طبیعت،بر قوانین خاص خود استوار است؛امّا همه چیز زیر نظر و با اراده و اذن پروردگار صورت می پذیرد. «بِإِذْنِ رَبِّهِ»
3️⃣نه یک تذکّر کافی است و نه تذکّرات یکنواخت کارساز است،بلکه ارشاد و تبلیغ باید متعدّد و متنوّع باشد تا به نتیجه نزدیک شویم. «نُصَرِّفُ الْآیاتِ»
4️⃣گرچه قرآن برای همه مایه ی هدایت است؛امّا تنها شاکران بهره می گیرند.
«نُصَرِّفُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ»
@hal_khosh