💠#داستان
👈 شرط در امان ماندن ایران از شر اشرار
🔹مرحوم شریف رازی در شرح احوال فیلسوف شرق، آیة الله میرزا مهدی آشتیانی، این واقعه را از ایشان نقل کرده است:
در موقع انقلاب دموکرات آذربایجان و فتنه پیشوری مشرّف به مشهد میشدم.
در نزدیکی سبزوار در ماشین حالم بهم خورد که همه اهل اتوبوس مضطرب و پریشان شدند.
در آن حال دیدم که در عرفات هستم و میدیدم از آسمان انواری به زمین عرفات فرو میآید. و مردم عرفات را دیدم که به یک طرف متوجهاند.
گفتم: کجا میروید؟
گفتند: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تشریف آوردهاند. اهل عرفات به خدمت آن حضرت مشرّف می شوند.
من هم آمدم دیدم ۱۴ خیمه مجلّل و با عظمت و نورانی برپاست. و یک خیمه که از همه بزرگتر است، مورد توجه مردم است.
گفتند: پیغمبر مکرّم خدا در این خیمه است.
نزدیک شدم و اذن گرفتم و وارد شدم و سلام کردم.
خواستم عرض حوائج کنم، فرمودند: برو در خیمه هشتمین نزد فرزندم حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام.
فوراً امتثال کرده آمدم در آن خیمه. حضرت رضا علیه السلام را دیدم نشسته است.
سلام کردم و سه حاجت خود را که یکی از آنها شفاء من از کسالت یرقان بود
و دیگری نجات ایران و مسلمانها از شر توده و حزب ها
و حاجت شخصی دیگر.
فرمودند: «فلان حاجتت رواست و کسالتت تقدیر چنین است که تا زنده هستی با تو باشد
و راجع به ایران و نجات از این فتن، بدان که ما دامیکه ایرانیها متوجه به زیارت قبور ما و مجالس ذکر و روضه برای مصائب ما هستند ایمن از شرّ اشرارند و عنقریب حزبهای توده و دموکرات از بین خواهند رفت».
یک مرتبه متنبّه شده و دیدم اهل ماشین همه گریان و برای من انقلاب و اضطراب دارند.
پس از مدتی مرحوم میرزا به تهران بازگشت و در اثر همان کسالت یرقان و زردی و قند منزوی شده تا سال ۱۳۷۲ که مرحوم شدند و جنازه او از تهران حمل به قم و در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.
📕آثار الحجه، ص۲۲۱.
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
💠#داستان
👈سجده درخت
عبداللّه بن عباس به نقل از پدرش گفت که ابوطالب در حضور گروهی از قریش برای این که شایستگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به آنان نشان دهد، به ایشان گفت:
ای پسر برادرم! آیا خداوند تو را فرستاده است؟
فرمود: آری.
ابوطالب گفت: همانا انبیا، معجزه و کارهای خارق العاده ای دارند. پس یک معجزه به ما نشان بده.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
آن درخت را صدا بزن و بگو که محمدبن عبداللّه می گوید، به اذن خدا جلو بیا.
ابوطالب آن درخت را صدا زد.
درخت جلو آمد و سجده کرد.
سپس به درخت دستور داد تا برگردد.
درخت برگشت.
ابوطالب گفت: شهادت می دهم که به درستی تو راستگو هستی.
سپس به پسرش علی علیه السلامگفت: پسرم، همراه پسر عمویت باش و از او جدا نشو.
📚بحار، ج 35، ص 115، روایت 53، باب 3
#خواندنی
🔵کانال #داستان و #طنز حال خوش👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
حیف نون عاشق می شه
روی در خونش می نویسه بزودی در این محل جشن عروسی برگزار می شود.
#طنز
@hal_khosh
حیف نون گفته :
زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه :
1 - نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه ...
2 - خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه
3 - مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره ( بره خونه باباش )
#طنز
@hal_khosh
مرد باس روزی یه ساعت کنار خانمش بشینه بگه :
خانمم ! من آماده ام ! هرچی دلت میخواد غر بزن!
@hal_khosh
"بذار بزنه...!!!!"
درآبادان دزدی وارد خانهی پیرزنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه.
پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت:
ننه نشان میده شما جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی میکنی آن وسایل سنگین ول کن بیا این النگوهای طلا رو به شما بدم فقط قبل از همه چیز، خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن.
دزد گفت: خوب چی خواب دیدی؟
پیرزن گفت: خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون آوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا میکردم:
عبووووووووود
عبووووووووود
، کمک، کمک.
عبووووووووود
عبووووووووود
کمک
پسرش عبود از خواب بیدار شد و مثل موشک از طبقه بالا آمد پایین و دزد رو گرفت و شروع کرد به زدن او.
پیرزن به پسرش گفت: ننه بسه دیگه نزنش.
دزد گفت:
بذار بزنه، آخه منه فلان فلان شده برای دزدی آمدم یا تعبیر خواب؟
😂😂😂حالا حکایت امریکا است آمدنش باخودشه رفتنش باعبود😂😂😂😂