eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ 💠 زندگی زاهدانه مولی الموحدین علیه السلام یکی از بزرگان عرب برای مهمانی نزد امام حسن مجتبی علیه السلام رفت و موقعی که سفره پهن کردند تا شام بخورند،یک دفعه مرد اظهار غصه و ناراحتی کرد و گفت: من چیزی نمی‌خورم. امام حسن-علیه السلام- به او فرمود: چرا چیزی نمی‌خوری؟ آن مرد عرض کرد: ساعتی قبل فقیری را دیدم اکنون که چشمم به غذا می‌افتد به یاد آن فقیر افتادم و دلم سوخت. من نمی‌توانم چیزی بخورم مگر این‌که شما دستور بدهید مقداری از این غذا را برای آن فقیر ببرند. امام حسن-علیه السلام- فرمود: آن فقیر کیست؟ مرد عرض کرد: ساعتی قبل که برای نماز به مسجد رفته بودم، مرد فقیری را دیدم که نماز می‌خواند. بعد از این که وی از نماز فارغ شد، دستمالش را باز کرد تا افطار کند. شام او نان جو و آب بود. وقتی آن فقیر مرا دید از من دعوت کرد که با او هم غذا شوم ولی من‌ که عادت به خوردن چنان غذای فقیرانه‌ای نداشتم،دعوت وی را رد کردم، حالا، اگر می‌شود مقداری از این شام خود را برای وی بفرستید. امام حسن مجتبی-علیه السلام- باشنیدن این سخنان گریه کرد و فرمود: او پدرم، امیرمؤمنان و خلیفه مسلمان علی-علیه السلام- است، او با اینکه بر سرزمینی بزرگ حکومت می‌کند، مانند فقیر‌ترین مردم زندگی می‌کند و همیشه غذای ساده می‌خورد. آیت الله شهید دستغیب/آدابی از قرآن/ص۲۸۲ آری سیره اهلبیت اینگونه است..اما گاهی که به زندگی تجملاتی آقازاده ها نگاه میکنیم مبينيم که چقدر از اسلام محمدی دور هستند.. کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
✍️ 💠 چرایی صلح امام حسن علیه السلام ﭼﻮﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺻﻠﺢ ﻛﺮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺻﻠﺢ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ، ﺑﺨﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ‌ﺍﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﻴﺘﺎﺑﺪ ﻭ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﻦ ﺳﻴﺪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﻳﺢ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﻠﻰ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﻢ ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﺧﻀﺮ ﻛﺸﺘﻰ ﺭﺍ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻛﺮﺩ، ﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻣﺮﻣﺖ ﻧﻤﻮﺩ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺸﻢ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ؟ ﭼﻮﻥ ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﺴﺖ، ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻴﻜﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭﮔﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﺑﻴﻌﺘﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﻃﺎﻏﻴﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﮕﺮ ﻗﺎﺋﻤﻰ ﻛﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻴﺴﻰ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ، ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺨﻔﻰ ﻣﻴﺪﺍﺭﺩ، ﺧﻮﺩ ﺍﻭ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻇﻬﻮﺭﺵ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﺴﻰ ﺩﺭ ﺫﻣﻪ ﺍﻭ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺍﻭ ﻧﻬﻤﻴﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺳﻴﺪﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﻣﺪﺭﻙ: ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻟﺎﺣﺘﺠﺎﺝ ﺝ 2 ﺹ 9 کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
شخصی گفته : اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا می کرد ... تا منو دید گفت: اینو می گما خدا ... نمی دونم داشت پشت سر من به خدا چی می گفت ... @hal_khosh
روزی رضا خان با وزرای خود به رامسر رفته بود. او می‌خواست چهره مذهبی خود را به مردم بنمایاند از این رو به مجلس روضه ای که در مسجد بود وارد شد. سخنران (آقای حبیبی قاسم آبادی) که چشمش به رضاخان افتاد با صدای بلند گفت: بارخدایا! بارالها! شاهنشاه ایران و کابینه‌اش را از بهشت نجات عنایت فرما! رضا خان و دیگر وزرا بدون این که متوجه دعا شوند با صدای بلند آمین گفتند! @hal_khosh
بسیار زیبا از زن و زن ◇ زن هنوز کاملا وارد اتوبوس نشده بود که راننده ناغافل در رو بست و چادر زن لای در گیر کرد. داشت بازحمت چادر رو بیرون میکشید که یه زن نسبتا بدحجاب طوری که همه بشنوند گفت: آخه این دیگه چه جور لباس پوشیدنه؟ خودآزاری دارن بعضی ها ! زن محجبه، روی صندلی خالی کنار اون خانم نشست و خیلی آرام طوری که فقط زن بدحجاب بشنوه گفت: ◇ من چادر سر می کنم ، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد ، و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو ، به هم نریزد . همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادر از گرما اذیت می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. ◇ من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. اما من روی تمام این خواسته ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم. و همه اینها رو وظیفه خودم میدونم. ◇چند لحظه سکوت کرد تا شاید طرف بخواد حرفی بزنه و چون پاسخی دریافت نکرد ادامه داد: راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و لباسهای بدن نما و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند. حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟ ◇ زن بدحجاب بعد از یک سکوت طولانی گفت: هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی. و آرام موهایش رو از روی پیشانیش جمع کرد و زیر روسریش پنهان کرد. @hal_khosh