#ناشناس📬
چیزهایی که منو خوشحال میکنه:)
شهربازی رفتن
استخر رفتن
ماگ
لوازم تحریر
عطر
آشپزی کردن
----------
مرسی از اینکه شرکت کردی🌱
#چالش ۳۰ روز نوشتن
روز سوم: یک کتاب📚
https://daigo.ir/secret/4939744193
شما هم اگه دوس داشتید اینجا بگید👆🏻💗
📚کتاب:خارج از چارچوب
📝نویسنده: سودابه احمدی
🎨تصویرگر:مهدی بادیه پیما
📖چکیده ای از کتاب:
گوشی ام را در آوردم و با صدای آهسته شروع کردم «سلام دوستان پویا هستم. امروز میخوام برم سراغ مرد اسرار آمیز مجتمع دنیا پلاس مرد مرموزی که هیچ وقت از خونه اش بیرون نمیاد و من هیچ وقت نتونستم باهاش حرف بزنم تصمیم خطرناکی گرفتم میخوام خودم برم سراغش، شاید با اردنگی از پله ها پرتم کنه پایین، شایدم خبر ناپدید شدن منو فردا از همین کانال بشنوین البته اگه همچین خبری شنیدین بدونین که همین همسایه مرموز منو از ایوون خونه اش پرت کرده پایین و گرنه من هنوز هزار تا آرزو دارم... بعله. داریم به در خونه اش نزدیک میشیم. این در آبی رنگ عجیب متعلق به این مرد اسرار آمیزه حاضرین؟! یا خدا ! میخوام زنگ بزنم هوامو داشته باشین...
هدایت شده از Omlet
سلاممم صدای منو از املت میشنوید،خب داستان تقدیمی از این قراره که شما این پیامو فوروارد میکنید تو چنلای مبارک و تگتون رو هم اینجا برام میذارید:
https://daigo.ir/secret/51083771875
و بنده یک عکس اینجوری بهتون تقدیم میکنم و چنلتون رو تو سه کلمه توصیف میکنم🌚
عضو باشید،خوش میگذره.
بعد تقدیمی لفت ندید💀💖
املت اینجاست:
https://eitaa.com/omlet_meow/611
#ناشناس📬
کتاب:خوشمزه ترین کلوچه
نویسنده و تصویر گر: اریک کارل
خروس آواز خواند وپسرک بیدار شد
بیرون را نگاه کرد وبه خودش گفت چقدر دوست دارم امروز کلوچه ی بزرگ بخورم!
او به طرف مادرش رفت و مادرش همیشه زود بیدار شده بود و مشغول کار بود پسرک به مادرش گفت من امروز یک کلوچه بزرگ بخورم مادر گفت من کار دارم اگر کلوچه می خواهی باید به من کمک کنی
پسرک گفت باید چیکار کنم
مادر به طرف پسرک رفت...
-------------
ممنونم از مشارکتت🌟
اتفاقا منم این کتابو خوندم😁😍
#ناشناس📬
لباس جدید و اکسوری
لوازم تحریر
لوازم ارایشی (با اینکه نچرال بودن رو ترجیه میدم و آرایش نمیکنم :))
خوراکی و غذاااااا
----------
ممنونم از مشارکتت🌟