eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.5هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
آزادی ِ ممنوع پارت هفدهم از روزی که با حراست دانشگاه سوربن بر سر حجابم بحثم شده بود و مرا روانه بازداشتگاه کرده بودند ، روسری تبدیل شده بود به هویتم، به هر قیمتی بود نباید از دستش میدادم. در جلسه دادگاه : قاضی در را باز کرد ، وارد شد و همه به احترامش بلند شدند. پرونده ام را برای چندمین بار باز کرد. گفت: «دادگاه، با توجه به ادلهٔ ارائه شده و دفاعیات متهم، و با توجه به این که خانم سرمد بر اساس آزادیِ بیان و اعتقادات شخصی اقدام به پوشش حجاب کرده، و این اقدام با توجه به بررسی های اینجانب اعتراض مدنی محسوب نمیشود ، و همچنین با توجه به این که قانون سکولاریسم در مورد دانشجویان خارجی با تفسیرهای متفاوتی همراه است، دادگاه حکم می‌کند که خانم سرمد , با قید وثیقه و تعهد به عدم تکرار این اقدام در محیط دانشگاه، آزاد شود.» نفسم حبس شده بود . درست شنیده بودم ؟ آزاد؟ وقتی از دادگاه بیرون آمدم، نور خورشید به صورتم خورد. گرمای مهربانش را با تمام وجود حس میکردم خبرنگارها دورم حلقه زدند. یکی پرسید: «چرا تا آخر ایستادید؟» نگاهش کردم: «چون به چیزی رسیده بودم که ارزش ایستادن داشت. از میان جمعیت گذشتم. ماشین سفارت ایران مرا برد. به ایران برگشتم . ولی طاهر .... پایان پارت هفدهم 🕊|@ham_kalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا