eitaa logo
Shadow Pages
366 دنبال‌کننده
936 عکس
621 ویدیو
265 فایل
EN: A touch of fantasy, a hint of crime. Read the next shadow. FA: یک ذره فانتزی، یک اشاره به جنایت. سایه‌ی بعدی را بخوان
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان 8 گانه ی فوق‌العاده که از خوندنش سیر نمیشید ژانر : : ̗̀➛ @ham_khan 📚 ꩟
https://eitaa.com/ham_khan/1711 دختر یکاری کن برای آیدیت. آیدی رو یجوری از چنلش پاک‌ کن یه وقت اشتباهی ندن به پشتیبانی یا پلیس فتا🗿 من:عزیزم عوض کردم آیدیمو عسل: : ̗̀➛ @ham_khan 🛐📚 ꩟
خلاصه: کتاب دشمن عزیز، رمانی نوشته ی جین وبستر است که نخستین بار در سال 1915 منتشر شد. داستان این رمان در قالب مجموعه ای از نامه هایی روایت می شود که توسط سالی مک براید، بهترین دوست جودی ابوت در داستان «بابا لنگ دراز»، نوشته شده اند. همانطور که کتاب «بابا لنگ دراز» به زندگی جودی ابوت و ماجرای بزرگ شدن او می پردازد، رمان دشمن عزیز نیز نشان می دهد که چگونه سالی از دختری ساده دل به زنی مستقل و توانا تبدیل می شود. داستان علاوه بر این، فراز و نشیب های رابطه ی سالی با سیاستمداری ثروتمند به نام گوردون هالوک، و پزشک نوانخانه، دکتر رابین مک رِی، را پی می گیرد. سالی به عنوان مدیر نوانخانه انتخاب می گردد و موفقیت ها و شکست های او در انجام این کار، در قالب داستانی فوق العاده جذاب و سرگرم کننده روایت می شود. : ‌➛ @ham_khan 📚 ꩟
Shadow Pages
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1u0agky&btn=جانم؟
سلام من مایام اومدم ناشناستو شلوغ کنم یوهاهاها من:عزیزم بفرمایید😂😂👌🦋 عسل:خوش اومدی😂 : ̗̀➛ @ham_khan 📚 ꩟
ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت.zip
حجم: 17.9M
کتاب : نویسنده : بزرگترین راز زندگیتون چیه؟ همه چیز خیلی خوب بود، ما خانواده ای پولدار و شاد بودیم که هیچ چیزی در دنیا نمیتونست آزارشون بده و لبخند رو از لباشون پاک کنه هرسال تابستون، کل خانواده در جزیره‌ی شخصی پدربزرگ جمع میشدیم موج سواری میکردیم، پیکنیک میرفتیم و  از تعطیلاتمون لذت میبردیم.. من(کیدنس)، مرین، جانی و گت چهارتایی کل روزمون رو باهم میگذروندیم کم کم من و گت عاشق همدیگه شدیم.. عاشق گونه های برجسته و پوست شکلاتیش شدم، عاشق حالت چشماش وقتی بهم نگاه میکرد شدم.. زندگی ادامه داشت تا اینکه دنیا تصمیم گرفت باهام بازی کنه یک شب تنهایی برای شنا به ساحل رفتم، ولی موقع شنا سرم به صخره ها کوبیده شده بود و وقتی پیدام کردن بیهوش و لخت بودم.. وقتی بهوش اومدم هیچ چیزی از اون شب یادم نبود، یادم نمیومد اون وقت شب چرا برای شنا رفتم یا چرا مرین، جانی یا حتی گت کنارم نبودن : ̗̀➛ @ham_khan 📚 ꩟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا