هدایت شده از دنیای موازی؛
دونا عجله کن
باشه دارم میام .
دونا کتابی را از کتابخانه کلبه برداشت و درون کیفش گذاشت .
راستی گلوریا
ها چی شده؟؟
مگه قرار نبود منتظر لیون وکلارا بمونیم
واییی خداا
یادم رفته بود.
پس اینا کجان؟؟
صدایی از پشت درخت ها به گوش رسید .
جادوی سیاه چاله جابه جایی
و لحظه بعد لیون و کلارا روی سقف کلبه دونا و گلوریا بودند
عوو سلام بچه ها؛ دیر که نکردیم؟؟؟
نه فقط بجنبید
کلارا از روی سقف پایین پرید .
باورم نمیشه امروز بالاخره فرا رسید .
لیون که داشت بند کفشش را میبست گفت : آره همین امروزه؛ مهاجرت نهنگ های گوژپشت .
دونا اضافه کرد:
قراره از کنار ساحل خلیج هارت رد شن و مردم همه امشب توی جشن گوژ پشت شرکت میکنن .
خب دیگه بیاین بریم
کلارا زحمتش رو میکشی؟
یه لحظه.....
کلارا :
جادوی سیاه چاله؛ جابه جایی
سپس گودالی باز شد و بچه ها درونش افتادند و لحظه بعد از روی دیوار بزرگ دور شهر سردر آوردند .
ارتفاع دیوار حدود بیست متر بود
گلوریا از روی دیوار بلند شد .
بچه ها اونجارو
و به کنار خلیج اشاره کرد .
ناگهان نهنگ بزرگی از آب بیرون آمد و با از پشتش مانند فواره ای آب به بیرون زد
و رنگین کمان زیبایی به وجود آورد .
بچه ها روی دیوار نشسته بودند پاهایشان را تکان میدادن و از منظره ی زیبای غروب خورشید و نهنگ های گوژپشت لذت میبردند:))))))))
~~~
دونا و گلوریای عزیز ۵۰ شدنتون رو تبریک میگم😭😭✨✨✨
اکلیل بارون شدمممممم نزنز۸بخلنقحقجحفحلنلنر این تقدیمیییی وایییی نمیتونمششش زبانم قاصره از عظمتشش واییی😭😭
مرسییییییییییی
هدایت شده از دنیای موازی؛
نه خب ولی زورم میاد میخواد امتحان بگیره
هدایت شده از نیمو :>
ࣹ⃗𓂅 ࣸ Dona and Gloria 🧁🧋.
صداش وجود آدمو تسخیر میکرد .
صدای اروم ویولن از یه قسمت نامشخصی میومد . بعد از چند ثانیه ، صدای پیانو هم بهش اضافه شد ، این دوتا ترکیب خاصی بودن .
در اوج آرامش بودم که صداشون قطع شد ، به اون قسمتی رفتم که صدا میومد .
به یه اتاق رسیدم .
در زدم و وارد شدم .
دوتا دختر که دست یکیشون ویولن بود و یکیشون پشت پیانو نشسته بود اونجا حضور داشتن .
سلام کردم و یه گوشه نشستم .
منتظر بودم تا بازم شروع کنن به نواختن اما گرم صحبت شده بودن .
بلند شدم و بهشون نزدیکتر شدم .
+ امم ، سلام . ببخشید یه درخواستی ازتون داشتم .
یکیشون رو به من گفت
- سلام . چه درخواستی؟
+ میشه اهنگ Experience رو بنوازین؟
دختری که داشت باهام صحبت میکرد روشو به سمت اون یکی دختر برگردوند و گفت
- نظرت چیه دونا؟ حفظشی؟
- موافقم . اره حفظم .
- پس آماده شو .
من بذگشتم سر جای خودم و اونا شروع کردن به نواختن .
میتونم بگم اون لحظه بهترین حس آرامش بود .
' تقدیم به شما زیبارویان من '
~ @hamelin
~ @Song_Musiic
بیومون چک شد؟ فلوت زن سابق
ࣹ⃗𓂅 ࣸ Dona and Gloria 🧁🧋. صداش وجود آدمو تسخیر میکرد . صدای اروم ویولن از یه قسمت نامشخصی می
دوننننااااا پیانیست شدی به بهههه