هدایت شده از کتابخونهیموقرمز؛
دونا دوناااطاسنسدسمپ دونااااا وای اصن ذوق چیه من دارم سکته میزنمممشتسمنی وای خیلی وقته اینجور با هم حرف نزده بودیممم
درستههه دلم تنگ شده بود
این روزا به برگشتن زیادد فکر میکردم و حتی راجب یه تقدیمی به مناسبت برگشتمون هم فکر کردممم