eitaa logo
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
82 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
429 ویدیو
9 فایل
💖هوالرزاق🙏 باانتخاب هوشمندانه شما، زیبا شدن سخت نیست😉 بخواهید تا مانند الماس بدرخشید💥💥😍 🌷پوست،مو،تناسب اندام @mj_Rz1378 ارائه انواع محصولات/درمانی/زیبایی/رفع تیرگی/لک/جوش/جوانساز/لیفت/چروک/افتادگی پلک/لاغری/چاقی صورت وبدن/مشکلات زنان
مشاهده در ایتا
دانلود
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۴کیلویی و طی یک دوره مصرف 😌👌👌 بانوی عزیز که بعد از یک دوره مصرف و کاهش وزن عالی محصول رو مجدد سفارش دادن👏🏻👏🏻 این محصول کاملا گیاهی و بدون عوارض رو کافیه فقط یک بار امتحان کنین تا بیخیال بقیه روش های لاغری بشین💪 لاغری آسان و اندامی نو رو با نوتن تجربه کن🍃 @Mj_Rz1378 روزگار @hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_بیست در اتاق رو باز کردم و از پله‌های چوبی پایین رفتم، که توی سالن با مردی که به گفته‌ی خ
محکم توی بغلم گرفتمش و کنار گوشش زمزمه کردم: نترس ... من اینجام ... هیچ آسیبی بهت نمیرسه تا وقتی من پیشتم.... حس کردم آروم تر شد اما هنوزم میلرزید. دستشو دور کمرم حلقه کرد و سرشو روی سینم گذاشت. صدای هق هق ضعیفش دلمو به درد می‌آورد، با صدای بریده بریده ای که بخاطر گریه بود گفت: _م..ن.. از ... تاریکییی... می‌‌ترسممم.... از خودم جداش کردم و صورتشو با دستام قاب گرفتم، چشمام به تاریکی عادت کرده بود و حالا میتونستم صورتشو خیلی محو ببینم، به چشماش که پر از اشک بود خیره شدم.. _هیچ اتفاقی برات نمیفته...قول میدم... من نمیذارم آسیب ببینی..... نگاه معصومشو بهم دوخت و گفت : قول میدی... تنهام..نذاری؟... مـ...من...خیلی... میترسم ... _قول میدم ... مطمئن باش تنهات نمیذارم... حالا بیا ببرمت توی اتاق... +نههه...من...بالا...نمیرم‌.. همینجا...میمونم... _باشه نمیریم...هرجا دوست داشتی بمون. من میرم موتور برق رو روشن کنم تو همینجا بمون تا برگردم... +منم باهات میام.. _بیرون هوا سرده مریض میشی... +اشکالی نداره...مهم نیست... منم میام.. خندیدم و گفتم: باشه حالا که میخوای بیا...ولی باید لباس گرم بپوشی... کتمو رو شونه هاش انداختم و از کلبه بیرون رفتیم تا از انبار پشت کلبه موتور برق رو بیرون بیارم. بعد از روشن کردن موتور برق ، داخل کلبه برگشتیم. دو لیوان چای داغ ریختم و یکیشو جلوی زیبا (من به این اسم صداش میکردم) گذاشتم. _هنوز نمیخوای بگی تصمیمت چیه؟ به محتویات داخل لیوان چای خیره شده بود که با سوالم سرش رو بلند کرد و بعد از چند لحظه مکث گفت : +میمونم... نفسم که توی سینه حبس شده بود رو بیرون دادم و با لبخند گفتم : _پس از الان تا هروقت که خودت بخوای مهمون منی... فردا صبح باید راه بیفتیم، زود برو بخواب که فردا خسته نشی ... لبخندی به روم زد و گفت: باشه... شب بخیر... تا وقتی از جلوی دیدم خارج بشه نگاهش کردم و از فکر به اینکه دلم نمیخواد هیچوقت حافظه‌اش برگرده ، دلم فرو ریخت.... 𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️☀️☀️ سلام رفقا🤝 صبح شد خیر است....💓 به توکل نام اعظمت🕊️بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ💫 ‌بگشای خدایا که گشاینده تویی🕊❤️ @hameshejavan
📣کرم بوتاکس و گونه گذار 📣❤️ 🌟قطعی ترین روش بوتاکس و چاقی صورت بدون نیاز به تزریق 🌟مناسب برای پوست های تیره و روشن و ضخیم به دلیل جذب بهتر پوست 🌟حاوی کلاژن 🌟شفاف کننده پوست 🌟ضد چروک و موثر در از بین بردن خط اخم و لبخند ☂اثر دهی با یک الی دو دوره مصرف ☂بیش از 90 درصد رضایت آیدی جهت مشاوره و ثبت سفارش👇❤️ 🆔 @Mj_Rz1378 📞09379027455 @hameshejavan
رضایت دوست خوبمون از 💜😍 اگه گونه و صورت تپل دوس داری این کرم رو حتما تهیه کن😍✨ آیدی جهت مشاوره وثبت سفارش👇❤️ 🆔 @Mj_Rz1378 09379027455 @hameshejavan
خانمهایی که سینه های برجسته و خوش فرم میخوان بشتابید 🤩 با شیاف سینه لئون داشتن سینه های خوشگل دگه آرزو نیست 😇 ✅شیاف حجم دهنده سینه لئون بدون بازگشت از جمله ویژگی های که این شیاف داره🔥👇🏻 💛سفت کننده سینه 💛حجم دهنده سینه 💛فرم دهنده سینه 💛عضله ساز بافت سینه 💛تنظیم هورمون های زنانه ✅برای اثر بخشی عالی تر ورزش های فرم دهنده سینه رو هم انجام بدین 🌟یک محصول فوق العاده عالی برای حجم دهی سینه که در دنیا نظیر نداره مشاوره در ایتا👇🏼 🆔 @Mj_Rz1378 کانال معرفی محصولات: @hameshejavan کانال رضایتها: @Rezayat_hameshe_javan
گـــــــــزارشی ویژه برای کسانی که از شل و آویزان بودن سینه هایشان به عمل فکر میکنند🙊🙊 تو هم اگه خسته شدی و دل رو زدی به دریا و حاضر به جراحی شدی چون مــــــا معجزه ای از دل طبیعت برای شما بانوان عزیز به ارمغان آورده ایم محصولی بینظیر از شرکت لارا ❤️💋❤️💋❤️💋❤️ این همه تغییر فقط طی از محصول رخ داده این یعنی شاهکار لئون💦😍😍 مشاوره رایگان وثبت سفارش: @Mj_Rz1378 @hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_بیست_و_یک محکم توی بغلم گرفتمش و کنار گوشش زمزمه کردم: نترس ... من اینجام ... هیچ آسیبی به
"محمدحسین" جلسه بعدی بازپرسی رسیده بود و بیرون از اتاق بازپرس منتظر اجازه ورود بودم. طبق معمول همون سوال های تکراری که ناپدید شدن هانا رو گردن من مینداخت و جواب منم همون بود و میگفتم که از هانا خبری ندارم ... _به علت نبودن مدارک کافی فعلا نمیشه حکمی صادر کرد ، تا جمع شدن مدارک و شواهد کافی شما با قید وثیقه آزاد هستید... اما اجازه خارج شدن از شهر رو ندارید و باید در دسترس باشید.... +چشم... حتما.. از اتاق بازپرسی بیرون اومدم و با آقاجون تماس گرفتم تا سند حجره و کارگاه فرش‌بافی رو بیاره. چند دقیقه‌ای از تماس نگذشته بود که آقاجون به سرعت خودش رو رسوند به کلانتری، و بعد از هماهنگی و کارهای اداری، وسایلم رو تحویل گرفتم و همراه آقاجون از کلانتری خارج شدیم و به سمت خونه حرکت کردیم. به محض ورودم به خونه با استقبال مامان روبه رو شدم. _الهی قربون قد و بالات برم عزیزدلم...خوش اومدی... همزمان با خوندن ذکر و صلوات ، اسفند رو چند دور ، دور سرم چرخوند. سرشو بوسیدم و گفتم: +خدانکنه... انشالله صدسال سایتون بالا سرمون باشه مامان جان... بعد از ابراز دلتنگی ، دوش گرفتم و لباس عوض کردم تا بیرون برم. _کجا مادر تو که تازه اومدی... خستگی در میکردی بعد میرفتی... +نمیتونم دست رو دست بذارم و تو خونه بشینم مادرجان....باید هانا رو پیدا کنم و این وضعیت رو درستش کنم... _باشه مادر...پس خیلی مراقب خودت باش... +چشم...نگران نباشید... _خدا به همراهت... در و بستم و به اولین جایی که به ذهنم رسید و هانا هم اونجا گم شده بود فکر کردم. باید از همونجا شروع میکردم شاید سر نخی پیدا میشد. سوار ماشین شدم و فقط از خدا خواستم کمکم کنه تا بفهمم چه اتفاقی برای هانا افتاده..... 𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan