مدرسهی شجرهی طیبهی مـــــیناب؛
این روزا شده یه پا کربلا واسه خودش
میگن وقتی به سمت این مدرسه
حرکت میکنیم، یا اتفاقی از کنارش رد
میشیم؛ غم عجیبی میاد به دل آدم..
از آخرین باری که این حرفو زدی
۸۰ و خوردهای نزدیک به ۹۰ روز گذشت😆
بعد از ۳ ساعت بحث؛
به این نتیجه رسیدم ریشهی همهی
بحثا و اختلافای ما با جماعتِ برانداز،
به این برمیگرده که این جماعت؛
هنوز جهاد، ایثار و از خودگذشتگی
براشون هضمنشده و این ستاچیز رو،
ستا حرکت احمقانه میدونن؛
بخاطر همینه که به کسایی که میرفتن
سوریه شهید شن درحالی که بچشون
بیپدر بزرگ میشد و یا کسایی که بقولِ
خودشون بدون اینکه جیره حکومتی
بگیرن یا ترس از اخراجو باطلشدن جوازِ
کسب داشته باشن میرن تجمعاتو اینا؛
میگن احمق! چون از نظر این جماعت،
همهی اینا کارِ غیر عقلانی
و غیر منطقی محسوب میشه!
واسه همین قبل از هر نوع بحثی،
چه درباره بمبِاتم چهدرباره امامخمینی
چه دربارهی آبو برق مجانی چه دربارهی
میناب چه دربارهی جنگ هشت ساله
چه دربارهی تشکیل اسرائیل چه و چه..؛
قبل از همهی این بحثا اول از دربارهی
ایثار و ازخود گذشتی به توافق برسید.
چند وقتیه خیلی سخت میخوابم
نه بخاطر اینکه کلا سخت خوابم یا
کلا خوابم نمیبره؛ بخاطر فکرو خیال..
ولی ناموسا موهاتو کجا رفتی اصلاح کردی؟
نه که خراب کرده باشه ها!؛
ری.........😆
منوتوییای عزیز
وقتشه برای سرپا موندن شبکتون
که روح آریایی توشه؛ به ماماناتون
رو بزنین👌😆 کثاااااافتتتتتتت🤣