eitaa logo
Hamidigroup
119 دنبال‌کننده
7 عکس
4 ویدیو
0 فایل
#آریا_حمیدی کد ۲۳۴ کاندیدای انتخابات شورای شهر کاشان ۱۴۰۵ دکترای مدیریت بازرگانی بنیان گذار موسسه گُل جهانی صلح
مشاهده در ایتا
دانلود
🟪 مدیریت شهری این روزها ... (۷) نایب الحکومه، بیگلربیگی، کدخدا، داروغه، گزمه و محتسب، نام تشکیلاتی بود که امروز به آن شهرداری می گوییم. در دوره ناصری با وظیفه حفظ و تامین نظافت شهر، نام احتسابیه به خود می گیرد. اعتمادالسلطنه در کتاب خود ضمن بسط شرح وظایف محتسب، عمده وظیفه اداره احتساب را حفظ نظم و نظافت دارالخلافه معرفی می کند، آن هم با ساختار: ساختمان و مهندسی، تنظیف و روشنایی. میرزا محمد خان شیبانی اولین معاون تنظیف یا به قول امروز، خدمات شهری است. 🔷️ با تصویب قانون بلدیه، اولین اداره رسمی به نام "بلدیه طهران"، به ریاست دکتر خلیل خان اعلم الدوله شکل گرفته و اولین رئیس اداره تنظیف و نظافت شهری به نام دکتر علیرضاخان بهرامی"مهذب السلطنه با وظائف: نظافت شهر، نظم و نسق معابر، نظارت بر مشاغل شهر، کار خود را آغاز کرد. 🔶️ در ۱۳۱۱ فرهنگستان ادب فارسی، نام بلدیه را به شهرداری و نام اداره تنظیف را به اداره خدمات عمومی تغییر داد. در ۱۳۴۱ اداره خدمات عمومی به اداره کل خدمات شهری تغییر نام داده و در ۱۳۵۱ با افزایش ماموریت‌ها و تغییر ساختار سازمانی شهرداری تهران، به معاونت خدمات شهری تغییر می کند. 🔷️ اکنون نزدیک یک قرن از عمر بلدیه می گذرد، خدمات شهری؛ جایی که نتیجه فعالیتش، رفع نیازهای روزمره ی مردم است. همان نشان عادی بیل و فرغ۰ون که در گذر زمان، به واسطه ی نوع خدمات و کمیت رو به افزایش مأموریت ها، همراه با قدمت شهرداری، به نخستین الگوى معرفت شناختی مديريت شهرى تبدیل شد. الگویی که هنوز که هنوز است مبنای عمل و رفتار سازمانی، در انجام مأموریت های موظف بوده و کارآیی خویش را در قاب وظایف لاجرم مورد توجه در سند چشم انداز،(مدیریت کلان واحد)، روز به روز توسعه یافته تر می بیند، اما در نگرش منابع انسانى، قوانین بالادستی، فرآیندها، و ...، تغییری متناسب با رویکرد جدید، از خود نشان نمی دهد. 🔶️ وقتی می گوییم دوره ی جدید، یعنی دوره ای که با بلوغ مدنی افراد و سطح آگاهی های برتر روبرو هستیم. پس تغییر رفتار ضرورت دارد. مصادیق این الگو، اکثر نیازهای مردم، از تولد تا مرگ را مورد توجه قرار می دهد، تفکرش؛ همچنان پیش قراول میدان خدمت در شهرداری هاست. جمع آوری و دفع پسماند، بازیافت، میوه و تره بار، ساماندهی مشاغل، زیباسازی، فضای سبز و پارک ها، خدمات موتوری، محیط زیست، آتش نشانی، آرامستان ها و ...، با بیش از ۵۱ وظیفه نظیر؛ مطالعات و بررسی های لازم به منظور شناخت مشکلات و نارسایی ها، کمک به تنقیح و کارآمدی قوانین و آیین نامه ها، تهیه و تدوین طرح ها با فوریت مقابله با خطرات احتمالی ناشی از حوادث جوی و طبیعی مانند؛ سیل، طوفان، زلزله، بارش باران و برف، مطالعات راهبردی پیرامون به کارگیری ماشین آلات مدرن در زمینه های مختلف خدمات شهری از جمله آتش نشانی، جمع آوری و حمل و نقل و دفع زباله و ضایعات همزمان با فرآیند مکانیزاسیون خدمات شهری، برنامه ریزی برای اجرای قانون مدیریت پسماند، توجه به اصول توسعه پایدار، حفاظت از منابع زیست محیطی، به کارگیری استانداردهای محیط زیست و ... انجام وظیفه می کند. 🔷️ این سطح خدمت، نشان از سلطه ی فراگیری و دامنه ی شمول مخاطب حوزه خدمات شهری در ارتباطی مستقیم با مردم دارد. وجه شبه فراگیری الگوی معرفت شناختی بیل و فرغون با این حوزه، از منظر قدمت سازمانی مورد توجه است. ناخودآگاه فرهنگی ما رفتار همان گزمه یا محتسب و به بیان امروز، نائب ته ساختار را به خاطر می آورد. رسوب یافته در ضمیر تاریخ و زندگی. در مقابله با الگوی حاکمیت صرف فرهنگی. 🔶️ در این نگاه تکلیف مقاومت سازمانی در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی نیز روشن می شود. چون متوجه نیرو ها یا تفکر قدیمی سیستم است. کمیت خدمت و اهمیت آن نیز در این بخش به موضوع محوریت قدرت در آن افزوده می شود یک نیروی درون سازمانی که نسبت با هر پارادایم شیفت منتهی به تغییر در سازمان، مقاوم و لجباز است. 🔷️ ساده ترین نمود این تفکر عقب مانده را در پدیده نائب سروری کوچه و محلات و معابر شهر می توان مشاهده کرد. جایی که شاهد رفتارهای ناشایست در برخورد با مردم هستیم. مثل آنچه امروز به برکت فضای مجازی، و افتادن نور بر تاریک خانه مدیریت شهرها، در رفتار رفع سد معبری ها با دست فروش ها شاهد آنیم. یا تفکری که در راس هرم می پذیرد، هنوز از رفتار قلدر مآبانه و بزن بهادری، در حلقه نهایی اتصال ماموریت ها با مردم، بهره بگیرد. نگاه بالا و پایین نداشته، مرتبه و پست نمی شناسد. 🔺️صحبت از رسوب یک الگو در قدمت و قامت قرن. 🔻از گفتمان گزمه ی دیروز تا نائب مانده در ارتفاع پست کوچه ی امروز. 🔺️از بلدیه تا نهاد نرسیده ی اجتماعی. 🔻در جهانی با مفاهیم فرهنگ، توسعه و ارتباطات از جنس گازی. 🟥 ترکیب شوراهای شهر را جدی بگیرید! ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/hamidigroup 🌺 💫🌺🍃
شوراهای شهر؛ نهادی نیمه‌کاره در میدان حکمرانی آینده ✍️ محسن حجازیان با گذشت بیش از دو دهه از شکل‌گیری شوراهای اسلامی شهر، انتظار می‌رفت این نهاد به رکن ثابت و اثرگذار مدیریت شهری تبدیل شده باشد؛ رکنی که بتواند میان مردم، مدیریت شهری و نهادهای بالادستی، پیوندی پایدار و حرفه‌ای ایجاد کند. اما بررسی تجربه شهرهای مختلف نشان می‌دهد شوراها هنوز از نهادی‌شدن فاصله قابل‌توجهی دارند. نبود سنت سازمانی پایدار، تغییرات شدید در رویکردها، و اتکای بیش از اندازه به سلیقه‌های فردی باعث شده شوراها به جای آن‌که سیستم باشند، بیشتر «مجموعه‌ای از افراد» تلقی شوند. از سوی دیگر، بسیاری از شوراها هنوز با اصول بنیادین حکمرانی آشنا نیستند یا آن را در عمل پیاده‌سازی نمی‌کنند. حکمرانی شهری صرفاً تصمیم‌گیری و مصوب‌کردن نیست؛ مجموعه‌ای از قواعد، فرایندها و پاسخگویی‌های مشخص است که باید شفافیت، کارایی، مشارکت و مسئولیت‌پذیری را تقویت کند. اما در نبود سازوکارهای حکمرانی پایدار، شوراها درگیر روزمرگی و مسائل خرد می‌شوند و توانایی اثرگذاری در سیاست‌گذاری‌های کلان شهری را از دست می‌دهند. نتیجه این وضعیت، فاصله میان تصمیمات شورا با نیازهای واقعی شهر و شهروندان است. مسأله سوم، نبود نگاه آینده‌پژوهانه در شوراهاست. شهرهای امروز با مسائلی پیچیده و دگرگون‌شونده روبه‌رو هستند؛ از تحولات جمعیتی و اقتصادی گرفته تا تغییرات اقلیمی، فناوری‌های نوین، الگوهای جدید سکونت و حمل‌ونقل، و تغییرات سبک زندگی. بدون آینده‌پژوهی، مدیریت شهری محکوم به واکنش‌گرایی است. شوراها به جای خلق آینده، دائماً مجبور به مدیریت بحران‌های پیش‌بینی‌نشده می‌شوند. شوراهایی که فاقد واحد آینده‌پژوهی، سناریونویسی و رصد تغییرات‌اند، نمی‌توانند مسیر توسعه پایدار شهری را هدایت کنند. انتخابات پیشِ رو فرصتی استثنایی است تا شهروندان و نامزدها درباره این سه کاستیِ ساختاری گفت‌وگویی جدی آغاز کنند. آینده شوراهای شهر در گرو سه تحول بنیادین است: ۱) تبدیل شوراها از یک ساختار انتخابیِ صرف به نهادی پایدار با حافظه سازمانی، قواعد روشن و هویت حکمرانی مشخص؛ ۲) ارتقای سواد حکمرانی شهری، از جمله مهارت‌های سیاست‌گذاری، ارزیابی، نظارت و پاسخگویی؛ ۳) نهادینه‌سازی آینده‌پژوهی در مدیریت شهری، به‌عنوان چراغی برای هدایت تصمیمات امروز به سوی آینده‌ای پایدار، رقابت‌پذیر و زیست‌پذیر. اگر قرار است شهرهای ما آینده‌ای متفاوت و بهتر داشته باشند، شوراها باید فراتر از «محل تصمیم‌گیری‌های مقطعی» حرکت کنند و به «رهبران آینده‌نگر توسعه شهری» تبدیل شوند. انتخابات شوراها زمانی معنا پیدا می‌کند که انتخاب‌هایمان معطوف به ساختن آینده باشد، نه تکرار گذشته. https://eitaa.com/hamidigroup 🌺 💫🌺🍃
🌐 🌐 مهد زبان شکوه 🌐 🌐 📌 ثبت نام آموزش مکالمه زبان ترم بهار ⚡️کودکان ۳تا ۵ سال ⚡️کودکان ۵تا ۷ سال ⚡️کودکان ۷تا ۱۲ سال 📌 ثبت نام طرح مهد زبان (هر روز) ⚡️کودکان ۳ تا ۵ سال مدیریت و موسس 🌺 💫🌺🍃
🟪 مدیریت شهری این روزها ... (۸) تفکر بیل و فرغون در مدیریت شهری، مصداق اولین الگوی معرفت شناختی رفتار است.جایی که با آوردن نام شهرداری، سابقه و عملکرد آن در گذر زمان آشکار می شود، بدیهی است که با موضوع رفتار کار داریم. آن هم با اندک وظائف آن روزها؛ ساختمان، تنظیف و روشنایی. در محیطی که همه شهرنشین و گاهی هم شهربند می باشند، به مدیریت شهری آن نیز باید، شهرداریچی گفته شود. یک اتیکت ناقواره ی زشت، که سره و ناسره با خویش حل می کند و خشک و تر، با هم می سوزاند. رفتار محتسب بر حال کوی و برزن احتسابیه آن روزها غلبه داشت، پای حساب و کتاب در میان بود و امر و نهی و بگیر و ببند و ببر. گاهی به رنگ مذهب عمل می کرد؛ "محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت" (پروین). گاهی به رنگ دنیا و تعلقاتش؛ "باده با محتسب شهر ننوشی، زنهار! بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد"(حافظ). 🔷️ باید سهم محتسب برسد. او گوشی تیز در جست جوی باده نوشی دارد. در این جست و جوی به دنبال عافیت خویش از عیش دیگران است، پس مجوز عیش در ازای مشارکت خویش خواهد داد. به روایتی دیگر؛ "دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد"(حافظ). کار به دستوری کرد، یعنی؛ از محتسب مجوز گرفت. و آمد از پرده به مجلس؛ اشاره‌ای است به آن چه در پس پرده بین او و محتسب گذشته است. 🔶️ مردم به طرز عجیبی با این خاطرات جا مانده در ضمیر ناخودآگاه خویش همراهند. عادت؛ بزرگترین نفرین خاموش خلق است. باد را نازل کردیم // تا کلاه از سرشان بردارد // خانه هاشان پر داوودی بود// چشمشان را بستیم // دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش // جیبشان را پر عادت کردیم // خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم(سپهری). 🔷️ در طول تاریخ فرهنگ ملی ما، مدعیانِ تصوف یا داعیه دارانِ شریعت، آن قدر مشغول حفظ ظواهرِ بوده اند که گاهی برای حقیقت، تنها اسمی و برای دین جز رسمی باقی نمی ماند. رسم در لغت به خطوط و نشانه‌هایی گویند که پس از ویرانی خانه‌ها برجای می‌ماند. گاهی نه خانه‌ای برجا مانده و نه اهل خانه ای، اما گروهی هنوز به شغل نگاهبانی ویرانه ها مشغولند.“محتسب” از این جماعت است. رفتار محتسب در اینحا، گره به باد زدن است و در مسیر رود، خانه ساختن. نفاق و دورویی جامعه محصول توجه به همین ظواهر تنهاست. به قول حافظ: "بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست" 🔷️ این بخشی از خاطره ملی در پس ذهن انسان ایرانی امروز است. متری که تا در عین به شاهدی از آن می رسد، آن رفتار و سلوک و آداب برایش زنده می شود. گاهی با او به باده نشینی می رود تا حریم جام و ملکش به سنگ ناگهان محتسب نشکند و گاهی با او چون دختر رز، به پرده می نشیند. 🔶️ این الگوی رفتاری نامیمون در قاب شتر گاوپلنگ بازی احزاب و شیوه های جدید نفاق و زهد فروشی و رنگ به رنگ شدن های امروزین، با زد و بند های معمول و مدامش، در فرآیندهای ریز و درشت زندگی شهری جا خوش کرده و با اثر علت و معلولی پیاپی خویش، در کالبد و معنای زندگی رسوب می کند تا آهسته آهسته خودش را به میراث امروز انسان شهری نزدیک تر کند. جایی که ساختمان ها و بناها هم، برای هویت خودشان گریه می کنند و رنگ ها و نماها در حسرت بی رنگی ازلی، روزگار می گذرانند. 🔷️ انسان شهری در چنین محیطی، خودآویز پوسته ی پوسیده ی ظاهری از اخلاق و مدنیت دچار است. پس می شود همان چهل تکه از هویت ناتوانی که نه تاب تکیه دادن به دیوار به ظاهر بلندش هست، نه اطمینان ماندن در برابر هرزه بادهایش. رفتار امروز مدیریت شهری، رفتار دیروز همان گزمه و محتسب است. با ظاهری مدرن و پوششی لطیف از مصادیق روزمرگی در ارائه خدمات و تامین نیازهای بیشتر مردم. گاهی در این مسیر، شهر با عبور از الگوی نخستین به بهای ورود به الگویی دیگر، دچار تغییر در رفتار شده و گاهی هم ورود به الگوی بعدی آنچه هست را به کلی از بین برده و انسان شهری در این بازی یک بوم و دو هوا، پریشان خاطر ازل، به دنبال خویشتن خویش می گردد. 🔶️ در این آوردگاه؛ طبیعت به معنای خاستگاه فرهنگ، در میدانی از نیروهای نامتجانس و ناهماهنگ، قربانی ماجراست. گزافه نیست اگر بگوئیم، مهمترین پارادایم شیفت امروز شهرداری ها، عبور از الگوی رفتاری نخستین (گفتمان بیل و فرغون، عسس یا محتسب) باشد. 🟥 ترکیب شورای شهرها را‌ جدی بگیرید! ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان برنامه ریزی و مدیریت شهری https://eitaa.com/hamidigroup 🌺 💫🌺🍃
🟪 مدیریت شهری این روزها ... (۹) اواخر دهه شصت بود، جنگ به پایان رسیده بود. موضوع توسعه و بازسازی، نقل محافل و مجالس کشور بود. اسمش را در دولت های پنجم و ششم، دوران سازندگی گذاشته بودیم. سیاست باز اقتصادی، وضع قوانین ضد انحصار، افزایش بودجه های عمرانی به همراه اراده ی تسریع در ساخت و ساز کشور، این رویکرد، مسیر حرکت مدیریت شهری را فی البداهه و ناخودآگاه به سمت ظهور دومین الگوی معرفت شناختی آن روزها کشانید. شهرداری ها در حالی که در مصادیق بیل و فرغون دست و پا می زدند به گرداب عظیمی از ساخت و ساز در الگوی دوم با عنوان "بیل مکانیکی" خوش آمد گفتند. 🔷️ دغدغه ی بحران جابجایی پایتخت در آغاز دهه ی هفتاد و مشکلات فرآوری آن، سبب شد این الگو در نگاه دولتمردان تکنوکرات آن روزها، خوب جا خوش کند. ورق شهر باید برمی گشت پس ورق طبیعت را برگرداندند تا از این راه ورق فرهنگ، رفته رفته و خود به خود برگردد. قوانین ابتر و بی ریشه و نامراد خوداتکایی و خودکفایی شهرداری ها در کسب منابع درآمدی، مسیر دگرگونی قانون طبیعت و دست درازی به سرمایه ملی در منابع عظیم آب و خاک و هوا را هموار کرد. توسعه ی شبکه ی راه ها، پل ها و تأسیسات ساختمانی متناظر با آن، ارتفاع نتراشیده ی برج ها، رنگ آجری شهر را تغییر داده و در برخورد و ترکیب با هجمه ی نامناسبی از دستاوردهای نارس مدرنیته، وضعیت نابهنجار و نابسامان امروز را به وجود آورد. آیا ساختارهای فرهنگ ملی ما، تاب این تسریع در توسعه را داشت؟؟؟ 🔶️ توسعه ای که توازن و تناسب نمی دانست اما تنها و تنها خودش را محور تعامل و تعادل می پنداشت. اینکه چه اندازه از باغات بکر شهرها به روش های مختلف، با دستان شهربندان مبتدی تازه از راه رسیده ی آن دوران، سربریده و سوخته، به تاراج رفت تا مسیر تاخت و تاز محلات عمودی امروز، در شهر قنات ها و انارها و چنارها هموارتر شود، به مثل داستان انیمیشن بی جان پت و مت بی تدبیری همان دشت بی فرهنگی، خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدمای آن روزهایش می ماند. 🔷️ هیچگاه نفهمیدیم!! که با رفتن باغ های اناری و جانشینی مترسک های فولادی، چه بر سر اکوسیستم و چرخه حیات شهرها آوردیم یا با بسته شدن مسیر طبیعی آبراهه ها و چشمه ها و قنات ها، در شروع حرکت کرم های بتنی مترو با آن اصرار بر تسریع در توسعه، بدون مطالعات کامل و جامع آب و خاک چه بر سر حقیقت وجود آدم ها، در فردای شهر خواهیم آورد. 🔶️ سخن از ظهور دومین الگوی معرفت شناختی شهرداری ها، در میدان آزمون و خطای بزرگترین حوزه ی مدنی، با مفهوم و کالبد شهر بود. حوزه اى که با نماد بیل مکانیکی، توسعه ناهمگون امروزی را بدون هیچ نگاهی به آینده رقم زد. گسست های اجتماعی حاصل از بهم پاشیدگی نخستین سلول شهری، بعد از خانه و خانواده به عنوان محله و به تبع آن تغییر وضعیت محلات بکر افقی به عمودی و … ایجاد الگوهای مصرف از طریق سبک زندگی های دیگرگون و ناآشنا، ناهمگونی بافت شهر، برهم‌پاشیدگی صورت نما و اقلیم، آلودگی های دیداری و ... همه و همه دست به دست هم داده تا انسان شهری پای روی قانون طبیعت بگذارد و رفتارش را با مصادیق این توسعه تنظیم کند. حال آن که به قول سپهری: " یاد من باشد، کاری نکنم! که به قانون زمین بربخورد". 🔷️ تراکم فروشی برای همان خودکفایی نامیمون، پای در گلوی ریه های تنفسی شهر گذاشت. هرچه از رنگ آبی آسمان در حدود قاب پنجره های آشتی خانه ها کم می شد، سطح سیمانی بی مهر پاشویه های حوض آبی سنت، رقص ماهی های قرمز اصالت را می آشفت و چرتکه ی بی حساب مدرنیته، دست در جیب عافیت آیندگان، می رفت تا تنه ی تنومند هویت دیروز را، به باد پریشانی خاطر آیندگان امروز، بلرزاند. 🔶️ این پیشانی نامراد توسعه با هزار کر و فر و هیجانات، خودش را به سایر شهرهای کشور رسانید تا شرایط اقتضایی، استراتژیک و بحران ذاتی طبیعت شهرها را نادیده، خودش را بزرگ کند. 🔷️ صرف نظر از برخی نقاط مثبت این توسعه که تخصیص منابع بر محور عدالت اجتماعی را تا حدودي در کلان شهر ها به ويژه تهران، تا سطح ناحیه و محله محقق ساخته بود، بی ترديد در تمام طول مسیر، از توجه به مؤلفه ها و مشخصه های فرهنگی اجتماعی لازم، باز می ماند. این در حالی بود که انسان شهرنشین، می رفت تا در معتبرترین و مدرن ترین واژه از راه رسیده روزگار معاصر، در قامت شهروند جامعه ى مدنی، خویش را شناخته و از حقوق و مسئولیتهای مدنی اش، باخبر شود. 🔶️ از این رو سیل خروشان مطالبات به حق مردمی در قامت مفهوم شهروندی با این توسعه به راه افتاد. اما به اندازه ای که باید، در راهبردهای خرد و کلان آن دیده نشد. شهروند به کام مطلوب خویش نرسیده در غبار و سکوت ساکت توسعه، شهرنشین باقی ماند و پدیده نامراد شهربند، خودش را به مراتب بالای مدیریت شهری، منگنه کرد. 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! ادامه دارد... محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/hamidigroup 🌺 💫🌺🍃
🟪 مدیریت شهری این روز ها ... (۱۰) اوائل قرن ۱۹، توسعه شهرها مبتنی بر طرح و برنامه ی خاصی نبود. در حالی که نظریه های اجتماعی مربوط به آن، با وجود عدم اعمال و کارکرد، تولید و عرضه می شد. پایه ی علوم و نظریه های شهرسازی در دهه ی ۱۹۵۰ کلید خورده و طبق معمول بخش اندکی از آن ها در توسعه به کار گرفته می شد. یعنی مدیریت شهری به قول امروزی ها فله ای، هیاتی و بدون برنامه ریزی پایدار برای امروز و فردای شهر، عمل می کرد. 🔷️ این سیر تکاملی در نگاه به توسعه ی شهرها، در اواسط دهه ی ۱۹۶۰ به نقطه ی عطف خود رسیده و با لحاظ رویکردی سیستمی، تحول در مبانی نظری و روش های عملی آن روزها را فراهم آورد تا رفته رفته بتواند به مانند امروز، در ساختار عمودی شهرداری ها، جاخوش کرده باشد. در ایران به طور رسمی این الگو در اواخر دهه ی ۶۰ به ساختار فعلی شهرداری ها اضافه شد. این حضور سیستمی همسو با افزایش نیازها و توقعات مردم، در بستری از عوامل، متغیرها، دگرگونی ها، بحران ها، اقتضائات و ...، آرام آرام شهرداری را به یکی از پیچیده ترین سازمان های عملیاتی کشور تبدیل کرد. 🔶️ آنچه در پیدایش تفکر سیستمی مورد نظر برای اداره ی شهرها قابل توجه بود، ضرورت سیالیت و انعطاف در برخورد با پدیده ها و ماموریت ها به منظور حل درست مسائل شهری بود. جایی که دیدگاه استراتژیک از منظر تعیین حدود قوت ها و ضعف های درون سازمانی از یک سو و توجه به فرصت ها و تهدیدات محیط، پا به عرصه ی عمل می گذاشت. بعدها متوجه خواهیم شد که ظهور این دیدگاه در کنار تفکر سیستمی در نگاه به چهارضلعی موثر در مدیریت شهرها؛ منطبق، برخاسته، اثرپذیر و اثرگذار از الگوی سوم، یعنی حاکمیت صرف فرهنگی می باشد. آن هم در محیطی که همسو با سایر مصادیق توسعه(ارتباطات، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و ...)، هر روز شاهد تغییرات جدی در رفتار و منش مهمترین و اثرگذارترین اضلاع مربع مورد نظر، یعنی انسان شهرنشین هستیم. اهمیت این موضوع وقتی مشخص می شود که بدانیم انسان شهرنشین و آنچه بر جسم و جانش وارد می شود دستگاه مولد شهروند یا شهربند، ذی نفع و مدیریت شهری در قاب شورا، شهردار و بدنه سازمانی شهردای هاست. 🔷️ ظهور این تغییرات در توسعه ی کالبد و فیزیک صرف آن روز شهرها نتوانست، به نیاز مبرم و نهایی انسان شهری در خصوص موضوع فرهنگ و مصادیق آن کمک کند. این شد که دیدگاه بیل مکانیکی برای سالها در مدیریت شهری ماند و رفتار حاکم بر اتمسفر انسانی آن، در برخورد با مخاطب و ذی نفعانش، تبدیل به نوعی فرهنگ سازمانی از جنس خودش گردید. رویکرد مدیریت شهری به حضور شهرداران صرف سازنده با تخصص در حوزه های عمران، شهرسازی و معماری، آن هم بدون توجه به منطق عملی برخاسته از منطق علمی درست، به توسعه بیشتر ساختار مذکور و حضور بخش های مختلف در آن به منظور تامین نیازهای الگوی معرفت شناختی بیل مکانیکی انجامید. پل، زیرگذر، اتوبان، تراکم نشینی، نمای شهری و ... در ناهماهنگی خاصی با فرهنگ و طبیعت، خودش را بر اندام غریب و نحیف و نجیب شهرها وصله کرد. 🔶️ این شکل توسعه در درون سازمان (شهرداری ها) از یک سو و با ظهور مصادیقش در بیرون (شهر)، در کنار رفتار رسوب یافته از الگوی نخستین بیل و فرغون، به ۴ چالش اساسی بین شهروند، مدیریت شهری و حاکمیت، با عناوین ؛ آگاهی، ارتباط، اعتماد و مشارکت، دامن زد تا آهسته آهسته وضعیت گسست اجتماعی امروز جوامع شهری را با خود به ارمغان آورد. در این گسست نامبارک، رفتار نادرست ذی نفعان شهربند و شهرداران ذی نفع، بیشترین آسیب اجتماعی را متوجه اعتماد و مشارکت آگاهانه ی مردم در تعیین حق سرنوشت خویش کرد. 🔷️ اکنون علی رغم چهار دهه از ظهور این الگو در ایران، به واسطه ی تکیه ی صرف بر اهداف فیزیکی و کالبدی و وجود مشکلات زیرساختی نظیر؛ قانون، مقررات، مسائل اجتماعی، عدم درک متقابل مردم و حاکمیت، ساختارهای موازی، ماموریت ها و برنامه های سربار و بالاخره متغیر خام و نپخته ی غالب سیاست و ...، هنوز نتوانسته است به موفقیت های در خور و شایسته ی با انسان ایرانی و طبیعت بکر خداوندی آن دست یابد. اهمیت و ضرورت عبور از این نوع توسعه با اندیشه ی صرف کالبدی در شهرداران بیل مکانیکی، در حالیست که جهان با سرعت شگفت و برق آسایی، با مصادیق بارز و آشکار توسعه از جنس گازی، مسیر بالندگی و شکوفایی جوامع خویش را در عبور از توسعه از جنس جامد، رقم می زند. 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! ادامه دارد ... محمد ثابت ایمان _برنامه ریزی و مدیریت شهری https://eitaa.com/Kashandevelop
🟪 مدیریت شهری این روزها ...(۱۱) آینده ی شهرها در استمرار الگوهای بیل فرغونی و مکانیکی، مبهم، غیر قابل اتکاء و ناایمن خواهد بود. دهه ی ۱۹۶۰، اروپا طعم رویکرد سیستمی و طرح و برنامه ریزی جامع برای توسعه ی شهری را در دستور کار خود قرار داد. بوذرجمهری شهردار وقت رضاخانی قبل از سنه ی ۱۳۱۰،(۶ دهه بعد) در خاطره ای می گوید؛ حوالی پل امیربهادرخان آن روزها، رضاخان با من وعده کرد و گرم صحبت شد. مقصد تجریش بود. مسیر، سنگ و کوه و دره. در حالی که چوبی در دستان او به زمین کشیده می شد، راه می رفتیم. شب هنگام به پشت کاخ رسیدیم. بدون آن که تعارفی کند، خداحافظی کرد، داشتم جدا می شدم که گفت؛ خطی که پشت سرم کشیدم را دیدی؟ گفتم بلی! گفت: فردا خیابان شود (ناصری، تاریخ صدساله شهرداری تهران) 🔷️ و این‌چنین خیابان پهلوی(ولی عصر) به وجود آمد. این ماجرا نقل به مضمون اگر داستان و افسانه هم باشد، در روزگار وانفسای آن روز جامعه ایرانی بعد از قجر، با آن سطح امکانات، سواد، برخورداری ها، منابع مالی و انسانی، قابل قبول و چشم پوشی است. اما تکرار این رفتار در وضعیت امروز جامعه ی ایرانی با آن همه فارغ التحصیل در علوم مختلف، شرکت های مهندسین مشاور، بهبود اوضاع اقتصادی، فرصت مطالعه و نظر، برتری توان تصمیم سازی و تصمیم گیری و ... امری غیر قابل پذیرش و خطایی غیر قابل جبران است. واقعیت این است که باید برای هر اتفاقی در شهر، حداقل ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال آینده را با تعریف پیوست های فرهنگی اجتماعی، ترافیکی، زیست محیطی، اقتصادی و ... مورد توجه قرار داد. 🔶️ ما نه می توانیم و نه حق داریم حتی یک درخت را بدون مطالعه در جایی از شهر بکاریم. هجوم مگس های سفید از پس کاشت درختان پهن برگ توت در برخی از معابر تهران در یک دهه ی اخیر، زبان گویای این حقیقت تلخ است. اما درخت چیزی خوبی است و کاشت آن در فرهنگ ملی و دینی مورد عنایت است. مثل خیلی از چیستی ها که به قاعده چگونگی های نادرست، در عدم پاسخ به سوالات؛ کی، کجا، چگونه و چرا، راه به منزل و عاقبت خیر نبرده اند. 🔷️ زورگیری و خفت گیری پل های هوایی عابر تهران، دلیلی دیگر بر مدیریت از نوع تفکر صرف بیل و فرغونی یا بیل مکانیکی شهرها می باشد. ما پل هوایی می سازیم تا حافظ جان مردم باشیم. رفاه ایجاد کنیم، حدود آسیب را از زندگی شهری کاهش دهیم، اما آن طرف با هدف درآمدزایی و تبلیغات با نصب تابلوهایی بیش از ارتفاع پل، آن ها را تبدیل به نقاط کور و بی دفاع شهری می کنیم.( بستر امن فعالیت زورگیرها). 🔶️ کاشت درختان و عدم محاسبه ی آشکوب گیاهی آنها در اطراف شهرها و بلوارها، منتهی به نقاط بی دفاعی می شود که محل آسیب و زایش اتفاقات ناگوار هستند. به طوری که هر چه عمق درخت در حاشیه ی شهرها بیشتر شد، بر معضل آسیب و نقاط ناامن آن اضافه گردید. بسیاری از رهاسازی ها در شهرها با تکیه بر الگوی بیل مکانیکی، منفعت و ارزش افزوده ی ملک مردم را به جیب دلالان ذی نفع یا همان شهربندان بی دغدغه می ریزد. همان ها که ادبیات برخورد مدیریت شهری را بدون هیچ اتصالی به بدنه ی سیستم و پاسخگویی به آن در ارتباط با مردم، دچار خدشه و بی اعتمادی کرده اند. شهربندانی که ما آن ها را به شکلی بی رویه بزرگ کرده ایم و به واسطه ی قدرت تعیین کنندگی اقتصادی بالا، گرفتار شان هستیم. 🔷️ رندی می گفت؛ در یکی از شهرهای کویری، ذی نفعی در قاب خیر، برای طلب کمک به شهرداری تهران مراجعه می کند، مقام مسئول می فرمایند؛ پول نداریم. سازه ی یک پل در انبار هست. اگر کفایت مزاج می کند از آن شما. و اینگونه ما صاحب یک پل می شویم یعنی؛ (چاه نکنده، منار می دزدیم) لاجرم پل در پیشانی یکی از اماکن مذهبی نصب می شود. در دیداری به مسئول وقت آن روزها گفتم، چرا پل ؟ نه نیاز معبر بود نه چیزی به آن مرکز اضافه کرد، جز ایجاد ناآرامی دیداری در تماشای سردر و گلدسته ها. آقافرمودند؛ بزرگان نظرشان این بود که هنگام عبور از پل این مرکز قابل رویت باشد. باید پرسید چه کسی با سرعت متوسط ۸۰ کیلومتر در ساعت از روی پل، برای تماشای ... گردن کج خواهد کرد و ... 🔶️ کاش این رفتارها با پایان یک دوره از مدیریت شهری تمام می شد. الاکلنگ دوقطبی قدرت که یادتان هست. رفتار سلیقه ای مدیران! چشم و هم چشمی های احزاب! با احتساب این ها در دوره ی مدیریت بعدی باید منتظر فیلی از جنس یک زیرگذر باشیم. این ها یعنی افسوس ندانم کاری ها، اتلاف وقت و سرمایه های مردم، بر هم خوردن نظام برنامه ریزی جامع و در نهایت بازی باخت بین اضلاع آن چهارضلعی موثر با شهر و عاقبت شهروندش. انسان در این ورطه ی ناتماشا یعنی؛ عجالتا! 🔷️ باید گفت؛ آبی نمور خیال های چه اندازه بزرگ ! برای پریشانی خواب های فردا دست به دامان زنجره های رفته ی، کدام راه باید شد؟ 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! ادامه دارد.. محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/Kashandevelop
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایران ما، کاشان جان تمدن ۷۰۰۰ ساله سیلک خاموش شدنی نیست. https://eitaa.com/Kashandevelop
🟪 مدیریت شهری این روزها ...(۱۳) در الگوهای بیل و فرغون و بیل مکانیکی با گفتمان های برآمده از آنها ‌کار داریم. آنچه به نگاه مدیریت شهری از آن تعبیر شده و تا تغییر نکند، شاهد هیچ تغییر سازمانی نخواهیم بود، چرا؟ چون مدیریت تغییر، همواره زمینگیر مقاومت درون سازمانی الگوهای پیشین و قدیمی است. مثل نگاه ساختارگرایانه به مسئله می ماند. مانند ریلی از نقطه ی A به نقطه B ما را خواهد برد. در تغییرات مدیریتی هم شاهد رفتارهای سلیقه ای خواهیم بود. نه آنچه باید براساس مسئله و نیاز جامعه اتفاق افتد. تلخی ادویه ی سیاست زدگی و گروه بازی و حزب گرایی هم که به آن اضافه شود، محصولش می شود رشد کاریکاتوری اضلاع آن مربع معلوم. این عدم تقارن، نتیجه ای جز اتلاف منابع انسانی، مالی، کالبدی و تجهیزاتی به همراه نخواهد داشت، لذا صحبت از نمود صرف یک الگو نیست، خبر از یک گفتمان است.تا تغییر نکند، هیچ اتفاقی در شهرداری ها نخواهد افتاد. 🔷️ به جرات می توان گفت! علی رغم تمام جهان های پیش رو نظیر؛ دهکده ی جهانی مک لوهانی با گسترش ارتباطات فردی و گروهی در مقیاس یک یکم و به تبع آن جهان یکپارچه ی فرهنگی که با رفتن دیوارهای فرضی و فروریختن مرزهای ارتباط جهانی می رود تا تجربه ی جهان وطنی را در پذیرش فرهنگی جوامع به دست دهد و بالاخره جهان توسعه ی گازی پیش روی که با جامعه ی اکنون ایرانی ما برای تبدیل شدن به یک پارادایم عمومی، فرسنگ ها فاصله دارد، هنوز ما با گفتمان بیل و فرغون و بیل مکانیکی با امروز و فردای مردم، طبیعت، و سرمایه های اجتماعی خویش در شهرها بازی می کنیم. 🔶️ اهمیت لزوم تغییر گفتمان های مذکور در حالیست که ما باید باور کنیم که بر اساس قواعد تعریف شده در سند چشم انداز بیست ساله، مبنی بر مدیریت کلان واحد شهری، ما به عنوان شهرداری تهران (الگوی معرفت شناختی کل کشور) نه توان پذیرش این مهم را به واسطه ی فقدان زیرساخت ها در بخش های مختلف، به خصوص منابع انسانی داریم و نه می توانیم راه گریزی را نسبت به آن داشته باشیم. این فوج ماموریت های ریز و درشت مدیریت شهری برای رفع نیازهای مردم به طور دائم در حال تغییر ویژن ها، ماموریت ها و به تبع آن شرح وظائف شهرداری هاست. این یک اصل لاجرم است که در فردای نیامده و امروز در حال گذار، تمام اعتماد مردم به حاکمیت ها از دریچه ی رفتار منبعث از گفتمان های حاکم بر شهرداری ها نشات گرفته و خواهد گرفت. 🔷️ مردم در آئینه رفتار شهرداری ها به حاکمیت های خویش اعتبار می بخشند. چهار چالش اساسی آگاهی، ارتباط، اعتماد و مشارکت یادمان نرود. خصوص آن که با حل جدی چالش ارتباط در جهان گازی و مک لوهانی پیش روی، با تمام پیچیدگی های سازمانی شهرداری ها، نورافکنی به آنها ها تابیده شده که چه بخواهیم چه نخواهیم مورد نظارت و قضاوت همگانی جامعه قرار می گیریم. حل این چالش به افزایش آگاهی های فردی و اجتماعی مردم می انجامد. مردم در شبانه روز با فوجی از اطلاعات درست با غلط روبرو می شوند که مدیریت آن ها یک سازمان عریض و طویل می طلبد. 🔷️ این لاجرم درست قرن حاضر باید بر اساس قواعد استراتژیگ از یک تهدید محیطی به فرصتی بزرگ تبدیل شده و در جهت رفع موانع پیش روی تحقق ماموریت های مدیریت شهری به کار گرفته شود. آنچه در بی اعتنایی به این ظرفیت شاهد آنیم، رونق چالش اعتماد و پیامد آن بی ثباتی چالش مشارکت است. این حقیقت یک آسیب یک طرفه در سازمان بزرگ شهرداری ها نیست. از دیدگاه استراتژیک چالش مشارکت در درون سازمان به عدم تعهد سازمانی، کاهش انسجام و نبود فرهنگ مشترک برای رسیدن به اهداف سازمانی انجامیده و در بیرون و کف مناطق و نواحی و محلات منجر به عدم تعلق و بی ثباتی در رفتار مردم نسبت به سرمایه های شهر شده است 🔶️ این گسست فرآروی، محصول حاکمیت بلامنازع همان گفتمان های مذکور است. جایی که عناصری فکری یک ابرشهر با جمعیت ثابت نزدیک به ۹ میلیون و متغیر ۱۴ میلیون نفر به حضور اعضای شورای خویش با مشارکت آراء ۴۰۰هزار نفر اعتبار می دهد، شهردارش جز بر شهر بی خیالان و تهی شدگان و بی تفاوتان مدیریت نخواهد کرد. این معضل تمامی شهرهای کشور در انتخابات گذشته و آینده خواهد بود. فی المثال وقتی در شهرهایی با تمدن هزاران ساله با حضور واجدین شرایط بیش از ۲۰۰ هزار نفر به کمیت کم شده ی۱۵ هزار نفر می رسیم. یعنی چالش اعتماد و مشارکت در آنها جدی است 🔷️ اینجاست که گفتمان های واپس گرا، کاری از پیش نبرده مگر به قبول حاکمیت صرف فرهنگی شهرها و پذیرش تمام مولفه های فرهنگی در اصلاح نگرش منابع انسانی، قوانین، دستورالعمل ها و .. راهی که قبل از قبول مدیریت کلان واحد شهری، حداقل برای دو دوره باید با سیاستگذاری و برنامه ریزی جدی، تغییرات مدیریت شهری آینده ی کشور را مدیریت و اصلاح کند 🔺️باید از وسعت یک کوچه، نظر کرد به شهر 🟥 ترکیب شورای شهرها را جدی بگیرید! ادامه دارد.. محمد ثابت ایمان https://eitaa.com/Kashandevelop