#پارت17
[فردا صبح ساعت 8]
+قشنگم؟
-....
+قهری؟
-....
+🙄چرا؟
-....
+جانا حرف بزن باهام
-چیه؟
+قهری باهام؟
-نه
+پس چرا جواب نمیدی
-خواب بودم
+آهان خب باشه پاشو لباس بپوش بریم صبحونه بخوریم بعدش بریم مشهد
-باشه
حامی رفت اماده شد منم تو اتاقم اماده شدم و حامی صدام کرد
+جانا بیا
-اومدم
رفتیم پایین صبحونه بخوریم
صبحونه خوردیم و اومدیم بالا
وسایلمون رو جمع کردیم و اتاق و تحویل دادیم و رفتیم تو ماشینم وسایلمون رو گذاشتیم صندوق و حامی نشست پشت فرمون جانا هم کنارش رفتن تو جاده
موزیک پلی شد و چند ساعت بعد رسیدن مشهد
+خب بریم کجا؟
-بریم نزدیک حرم یه هتل بگيريم و بریم حرم
+باشه
نیم ساعت بعد تو هتل
+سلام جناب یه اتاق دو نفره میخواستم برای دو روز
'بله حتما مدارک تون رو میدین
+بفرمایین🪪🪪
'خوش اومدین🔑طبقه پنجم شماره 516
+ممنون
-مرسی
رفتن توی اتاق
+جانا من میرم حموم تو هم اماده شو تا من بیام بریم حرم
-باشه
حامی حولشو برداشت و رفت حموم جانا هم یه استایل متفاوت زد یه لباس مرتب و پوشیده پوشید با یه و میکاپ خیلی لایت هم انجام داد واکسسوری انداخت و حامی حولشو پوشید و اومد بیرون
+به به
-چطوره؟
+عالی شدی قربونت برم
+یدقیقه وایستا الان منم اماده میشم
-باشه
حامی رفت تو اتاق لباسش رو پوشید و موهاشم خشک کرد و ساعتم انداخت و ادکلنم زد و رفت پیش جانا
+خوشگلم من امادم
-بریم
+اره بریم
رفتن بیرون هتل چون هتل نزدیک بود پیاده رفتن تا حرم
رسیدن حرم
رفتن بازرسی شدن و رفتن سمت حرم
+وایستا یه عکس بگيريم
-باشه
بعد از عکس گرفتن
+دیگه بریم ضریح
-اره حتما
رفتن وارد حیاط ایوان طلایی شدن
+جانا تو برو زیارت کن منم میرم بعدش کنار سقا خونه منتظرتم
-باشه مراقب خودت باش
+توهم همینطور
جانا رفت داخل
بالاخره ضریح
-یا امام رضا قربونت برم خودت از دلم خبر داری دیگه
بعدش یکم به ضریح نگاه کرد و اشکاش رو پاک کرد و رفت سقا خونه
+زیارت قبول قشنگم
-زیارت توهم قبول عزیزم
+بفرمایین(از آب سقا خونه داد بهش)
-مرسی
+بریم یه چای بخوریم تو این سرما حال میده
-اره حتما
چای خونه
+بفرمایین بهترین چای عمرم
-اره خیلی چای خوشمزهه
-اخیششش
+انگاری از بهشت واست چای فرستادن
-اره🥹
+بریم یکم توی یکی از صحن ها قدم بزنیم
-اره
در حال قدم زدن
+جانا خیلی تراپیست خوبی بود
-اره اون خستگیه رفت
+اره قربونت برم من بهترین جای بود که میتونستیم بیایم
بعد از نیم ساعت
-حامی یه ربع دیگه اذانه تا اینجا اومدیم یه نماز نخونیم؟
+آره حتما بریم وضو بگيريم بریم نماز
بعد از وضو
-چقدر هوا سرده
+بیا اینو بپوش
-نمیشه که تو یخ میزنی و کاپشن رو عبا خوب نمیشه
+باشه ولی اگر خواستی حتما بگو
-باشه دورت بگردم مهربونم
رفتن دوتا مهر برداشتن و نماز خواندن و بعد از نماز
+چقدر حال داد
-اره خیلی سبک شدم
+بریم یکم این دور و بر بچرخیم
-اره ولی یکم اینجا بشینیم
+باشه بشین اینجا تا من بیام
-باشه کجا میری
+الان میام
حامی رفت یه شربت و یه آبمیوه خرید و نشست پیش جانا
+قشنگم بیا اینو بخور جون بگیری
-مرسی داداشی
+نوش جونت
عالی میشه اگه نظرتو بدونم🎀
https://abzarek.ir/service-p/msg/2551921
#پارت18
+بریم
-اره ولی
+چیه
-میشه بریم هتل من یه لباس راحت تر بپوشم
+اره میریم
-مرسی
تو هتل
+سلام جناب کلید اتاق 516
'سلام بفرمایین
+ممنون
تو اتاق
+برو لباساتو عوض کن بیا
-باشه
جانا لباساش رو عوض کرد و اومد
-بریم
+اره
بیرون از هتل
+ولی مشهد خیلی هوای خوبی داره ها
-اره هواش عالیه مخصوصا واسه خرید
+خرید؟باشه
-امام رضا قربونت برم انقدر اینو خوبش کردی
+جانا مگه من بد بودم
-نه کلا میگم دقت کردی از دیشب تا حالا باهم دعوا نکردیم
+آهان
-واسه مامان بابا چی بگيريم؟
+نمیدونم
-حامی من اینجا فقط میخوام سوغاتی بگیرم برای خودم نمیخوام خرید کنم
+باشه
-واسه مامان یه ادکلن بخریم؟
+اره
بعد از خرید ادکلن
+واسه بابا هم یه ساعت بخریم؟
-اره
بعد از خرید ساعت
+دیگه چی میخوای؟
-هیچی دیگه بریم هتل
+باشه
رفتن سمت هتل
+جانا چیزی نمیخوای واست بگیرم؟
-نه چی مثلا
+خوراکی عروسک نمیدونم.
-نه مرسی
رسیدن هتل
کلید رو تحویل گرفتیم و رفتیم تو اتاق
لباس های راحتیمون رو پوشیدیم و فیلم گذاشتیم و دیدیم
-حامی دلم واسه دعوامون تنگ شده بیا دعوا کنیم😄
+دیوونه ای مگه؟
-نه ولی دلم خواست دعوا کنیم
+باشه خودت خواستی
-با بالشتا دعوا کنیم
+باشه
-اروم بزنی
+اروم که حال نمیده
-خب تو زورت بیشتره
+سعی مو میکنم اروم بزنم
-قول میدی؟
+اره تو هم قول بده گریه نکنی
-باشه
بالشتا هارو برداشتن
-۱،۲
+۳
شروع کردن به دعوای بالشتی
بعد از نیم ساعت
-وای بسه دیگه 😵💫
+😮💨باشه
جانا خودشو پرت کرد رو تخت
-واییی
+خوبی؟
-اره🤕
+دیگه دلت واسه دعوا تنگ نشه ها😎
-ولی تو بیشتر کتک خوردی
+معلومه کی بیشتر کتک خورده
-تو هم داری غش میکنی مگه نه
+راستش رو بخوای اره
حامی هم خودشو انداخت روی تخت
+ولی حال داد
-اره خیلی
+بریم شام بخوریم
-اره ولی بزار یکم دراز بکشم مغزم بیاد سر جاش
+😂باشه
بعد از نیم ساعت
-حامی بریم دیگه
+باشه برو اماده شو
بعد از اماده شدن دوتاشون
+من امادم
-منم
رفتن پایین شام خوردن
+بریم بیرون قدم بزنیم
-اره بریم
#پارت19
-ولی در مجموع شهر خوش آب و رنگیه
+اره فردا کجا بریم
-بریم کوهسنگی
+باشه
-میگم واسه لنا چیزی نخریم؟
+چی مثلا
-یه عروسکی یه اسباب بازی چیزی
+خب یکم بچرخیم شاید چیزی پیدا کردیم
-باشه
+ولی من باورم نمیشه تو چیزی نمیخوای
-بزار خیالت رو راحت کنم فردا میخوام ببرمت پاساژ های 17 شهریور رو بچرخیم و خرید کنم
+آهان پس برای همینه چیزی نمیخوای
-اره😄
چند دقیقه بعد
-اینجا بریم واسه لنا عروسک بخریم
+اره بریم
+،-سلام
"سلام خوش اومدید
+-ممنون
-حامی اینو چقدر گوگولیه 🤏
+خیلی شبیه خود لناعه😄
چند دقیقه بعد
+آقا همین و برامون حساب میکنید
"بله
+بفرمایین 💳
"رمزتون
+****
"مبارکتون باشه
-ممنونم
+ممنون
بیرون از مغازه
-خیلی عروسک بامزه ایه
+اره منم خوشم اومد
-کاش دوتا واسه خودمون میخریدیم
+میخوای برم بگیرم واست
-نه قربونت برم خودم فردا یدونه میگیرم 😄
+باشه
رسیدن هتل
کلید رو تحویل گرفتن
تو اتاق
لباس های راحتیشون رو پوشیدن و نشستن رو مبلا
-آخیش خسته شدیم
+خسته نباشی جوجه
#پارت20
-مرسی
چند دقیقه بعد
+جانا من حوصلم سر رفت
-خب چکار کنیم
+نمیدونم تو بگو
-بیرون که الان بودیم فیلمم که نداریم اهنگ هم نمیتونیم بزاریم بازی کنیم؟
+اره چی بازی
-گل یا پوچ
+😂
-برا چی میخندی
+باورم نمیشه منه 27 ساله با توی 21 ساله نشستم دارم گل یا پوچ بازی میکنیم 😂
-سنی نداریم که😂
+خب گل تو کدومه👊👊
-این🫵
+✋نبود
-اه
+الان چی👊👊
...
بعد از بازی
-دلم واسه مامان بابا تنگ شده
+آخی عزیزم منم
-چکار کنیم
+یه ویدیوکال بگيريم باهاشون
-اره
حامی رفت گوشیش رو اورد و با مامان لیلا ویدیوکال گرفت
+الو سلام مامانی
-سلام مامانی
=سلام جوجه ها خوبید
+قربونت مرسی
-اره مامان خوبه خوبیم
=کجاید؟کی میاید؟
+میام مامان جان
-پس فردا صبح خونه ایم
=عه باشه
-خب چخبرا چکار میکنید
+هیچی داشتیم باهم بازی میکردیم
=باهم دعوا نکردین که؟
-چرا اتفاقا همین چند ساعت پیش یجوری دعوا کردیم که نیم ساعت غش کردیم
=چی؟
+جانا چرا اینجوری میگی مامان میترسه خب
+الکی میگه مامان با هم یه دعوای جزئی بدون درد و خونریزی و سر و صدا
=اره جانا
-اره مامانی
~سلام بچه ها خوبید
-سلام بابایی قربونت برم مرسی ما خوبیم تو خوبی
+سلام بابا خوبی اره ما خوبیم شما چطورید
~من شما رو دیدم خوب شدم
-خداروشکر
~کی میآید
+پس فردا ایشالله
~ایشالله
~دعوا نکنید مراقب هم باشین من میرم بخواب
+چشم بابایی شب بخیر
-چشم بابا جون شبت عالی
~شب شما هم بخیر خداحافظ
=بچه ها غذا دارید؟
+اره مامانی تو یه هتل اومدیم
-اره خیالت از جای خواب و غذا و همه چی راحت
=کدوم هتلید
-اگه بگم که میفهمی کجایم
=خب چرا نمیگین کجاید؟
+مامانی میگیم بهت بخدا یهجای خیلی خوبی هستیم
=باشه کاری نداری ندارین
-نه قربونت برم خداحافظ شبتم قشنگ
+نه دورت بگردم خداحافظ شب بخیر
-من خوابم نمیاد
+منم
-اومم نریم حرم
+الان؟
-باشه پس بریم بخوابیم
+خب باشه پاشو اماده شو بریم
-نه نمیخواد میخوام بخوابم
+ناراحت نشو دیگه پاشو پاشو بپوش بریم
-باشه
اماده شدن و رفتن پایین
کلید رو تحویل دادن و پیاده رفتن سمت حرم
+کاش حرم امام رضا تهران بود
-اره
+جانا تو آرزویی داری؟
-مگه تو نداری؟
+چرا حالا آرزوت چیه؟
-یه دندونپزشک خوب بشم و یه کلینیک خوبم داشته باشم با کلی دندونپزشک موفق همکاری کنم تو چی؟
+خدا خواست و امام رضا براوردش کرد
-ای جونم چی بود؟
+همین که یه خواننده خوب بشم و موفق بشم
-من دورت بگردم خداروشکر ایشالله همینجوری موفق باشی
+مرسی تو هم همینطور خانم دکتر
-عه بهم نگو خانم دکتر خوشم نمیاد
+وا همه درس میخونن بهشون بگن خانم دکتر تو خوشت نمیاد
-اره دیگه
+باشه خانم دکتر😁
-حیف که وسط خیابونیم و اگرنه یجوری بازوتو گاز میگرفتم تا صبح گریه کنی
+مریضی مگه؟
-درباره تو بله
+باشه ولی تو بازوم رو گاز بگیری منم لپت رو گاز میگریم نتونی بدون ماسک بیای بیرون
-نه نه ببخشید
+اخه تو که انقدر ترسویی برای چی تهدید میکنی
#پارت21
-خب اخه تهدید کردنت حال میده
+ببین تو دکتر شدی اول خودتو درمان کن باشه
-باشه🙄
+ولی مشکل تو دندونت نیست که اشکال نداره تا اینجایم دعا میکنم شفا بگیری
-زحمتت میشه
+بجاش تو شفا می گیری
-اذیتم نکن دیگه
+باشه
رسیدن حرم
-بریم بشینیم رو به رو ایوان طلایی گریه کنیم
+نه من نمیزارم گریه کنی
-عه من اومدم اینجا خالی شم بعد تو نمیخوای بزارش گریه کنم
+یعنی بدون گریه خالی نمیشی
-نه
+خب من چکار کنم
-تو هم گریه کن
+تورو چکار کنم
-چشماتو ببند
+اره پیشنهاد خوبیه صدا چی
-عه اصلا گریه کنم تو چرا اینجوری میکنی
+میدونی من چقدر از گریه کردن عزیزام ناراحت میشم
-اخی دیگه یکاریش کن دیگه بجاش بع این فکر کن که بعدش کلی سبک میشیم
+باشه
-بیا این گوشه بشینیم
جانا چادری که از امانت داری تحویل گرفته بود رو انداخت رو صورتش و سرش رو گذاشت رو شونه حامی ،حامی هم خیره شد به ایوان طلایی و اشکاش میرخت
+جانا اروم تر
جانا چادرش رو از صورتش برداشت
-دارم میخندم دیوونه 😂
+واسه چی میخندی
-نمیدونم مثل این مراسم ختم ها شد دور از جون که نباید بخندی ولی میخندی
+😂منم داره خندم میگیره
-واییی 😂
بعد از یه ربع خنده بی دلیل
-دیگه بسه میخوام گریه کنم
+خب گریه کن
-باشه😂
+هیس دیگه بسه
-اره اره
یکم گریه کردن
+پاشو بریم
-تشنمه
+خب از سقا خونه آب بخور
-تو نمیری واسم بیاری؟🥺
+باشه الان میرم
حامی رفت آب بیاره و جانا یکم با امام رضا حرف زد
+بیا عزیزم
-مرسی
+اشکاتم پاک کن خوشم نمیاد
-باشه
آب و خورد اشکاشم پاک کرد
-بریم یه چای بخوریم
+تو اومدی اینجا فقط بخوری
-تو نیا خودم میرم
دستش رو ول کرد و رفت سمت چایخانه
+خب حالا وایستا
-نه تو برو هتل خسته ای
+عه جانا اون جوری نکن دیگه
تو چایخانه
حامی رفت دوتا چای گرفت و اومد
+آشتی
-بدش من
حامی چای رو کشید عقب
+نه اول آشتی
-خب باشه آشتی
+بفرمایین نوش جونت
-مرسی
-ای سوختم
+صبر کن خب چایه در نمیره که
-🙄
بعد از چای خوردن
+اگه دیگه چیزی نمیخوای بریم قدم بزنیم
-نه دیگه بریم بچرخیم
+بریم
یکم تو صحن ها قدم زدن
-حامی
+چیه
-ساعت 00:00 ه
+عه چه باحال بیا آرزو کنیم
-اره
بعد از آرزو هاشون
-حامی
+بله؟
-یچیز بگم
+چیه
-سردمه
+بریم هتل؟
-اره بریم
از حرم رفتن بیرون به سمت هتل
+جانا دوست داشتی با کی الان اینجا بودی؟
-با تو
+جز من
-فقط با تو اگه با تو دوست نداشتم بیام که بهت نمیگفتم بیای پیشم تو چی؟
+منم فقط با تو اگه دوست نداشتم که نمیومدم
-قربونت برم
+خدانکنه
چند دقیقه بعد
+چرا انقدر گیج راه میری
-خوابم میاد🥱
+آخی فسقلی
۱-اره بالاتر دادم.
۲-۳مرسی خوشگل
۴-چرا بالاتر دادم.
۶-مرسی اره حتما بالاتر هست
۷-۸اره باحاله در ادامه داریم😌
۹-مرسیییییییییی گشنگگگگگگ.
۱۰-۱۱مرسی بالاتر☝️
رمان نبض من🫀✨
https://eitaa.com/hamighahrman