eitaa logo
مبهوم
41 دنبال‌کننده
443 عکس
122 ویدیو
0 فایل
قدمت دار ایتا که حالا کسی نمیشناسش از لحاظ تایپ شخصیتیintj هشتگای پین شده محتوا توشه یک عمر سکوت اینجا شکافته شده... اگر کانالمو بخاطر اینکه عدداش بره باز میکنی خداحافظ. ( ورژن متأهل، مبهوم سابق )
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر یکی پیش تو رفتارش اسکله دلیل بر احمق بودنش نیس، شاید از تو باهوش تره که فهمیده باید چکار کنه گول ظاهرشو بخوری😉
چشمم به آینه خورد ناگهان خودم رو دیدم باورم نمیشد این من بودم، منی که هیچوقت سنم رو باور نکردم چقد چهره م جا افتاده شده...راستی این حلقه رو نگاه کن... یادم نبود.. ازدواج کردم... بله.. این چهره ی خسته و جا افتاده مال من بود، من... همونکه هنوزم سنشو و اتفاقاتی که افتاده رو باور نکرده.... چقدر راه رفتم... خستم... باور نکردنیه این روزایی که گذروندم... هی.. من این راهو رفتم؟! ببینم... چقدر بزرگ رفتار کردم! چجوری با مشکلات طاقت فرسا کنار اومدم.... نمیدونم... شایدم حرف تو درست باشه... شاید من حواس پرتم...پرت از این دنیا... اما پرت به کجا؟ میدونم که فقط حواس پرت نیستم و مشغله ی زیاد باعث فراموشکاریای زیادمه..... ...
چجوری حرفای درونتونو بیرون میریزید؟ من هرچی سعی میکنم فقط خزعبل میاد بیرون نه حرفایی که درد میاره حالمو
من دوست دارم باهات حرف بزنم چون تنها کسی هستی که دارم اما... اما من هنوز ندارمت.... برای زندگی تلاش میکنی اما این تلاش بیهودست چون زندگی نمیکنی.... زندگی همین لحظه های از دست رفته س همین لحظه هایی که مشتاق شنیدن حرفاتم مشتاق شنیدن برنامه هات... اما هیچ وقتی برای من و تو وجود نداره و همچنان اسمشه که ما برای زندگی تلاش میکنیم :)
چقدر گاهی ادم نیاز به درک شدن و توضیح ندادن داره تا بتونه یبار دیگه به محکم بودنش برگرده...
روزی که گذشت من تونستم یه پیشبند آشپزخونه ی گوگولی بدوزم برای خودم
مبهوم
روز شمار🌙 12 روز تا...
نمیدونم بگم چه حسيه... هرروزی که میگذره بیشتر قدر خانوادم رو میدونم... شاید یادم میوفته که بغل کردنای مامانم دیگه دم دستم نیس... و تو اقیانوس ارامشش گم نمیشم و باید مستقل تر از این باشم.... شاید باید از خوشحالی بال در بیارم! بالاخره بعد اینهمه مدت... زندگی خودم.... استقلال کامل... نمیدونم.... این تناقض رو تا نکشی نمیفهمی چه حسیه :)... برای همه مجردا آرزو میکنم که تجربش کنن...
حال دلم اینروزا خیلی خرابه... گاهی فکر میکنم با خودم و میگم کاش آنقدر مادیات برای خانواده ها ارزش نداشت و براش بحث نمیشد... نمیدونم تو این مورد کسی درکم میکنه یا نه ولی بنظرم مادیات اونقدر ارز‌ش نداره که بخاطرش کسی منت بزاره سر کسی یا بخواد بحث بشه دربارش.... هیچوقت مادیات برای من ملاک نبوده... مادی بودن سخته... و من سادگی رو بیشتر میپسندم :)
فرزند زمانه ای هستیم که یادمون میره زحمات مادر پدرامونو... اینکه موهاشون بخاطر ما سفید شد، اینکه چروک دستا و صورتشون پای ما بوده... دستای نرمی که بخاطر زحمت کشیدن و اوردن مال حلال حالا زبر شده :).. بابای عزیزم... یادم رفت شبایی که مریض بودم و تو تا صبح بالا سر من بیدار بودی و نگران من.... مادر مهربونم.. :) بچتونو ببخشید.. که هرچی جبران کنیم..، نه صافی صورت، نه مشکی بودن موها، نه نرمی دستا... برنمیگرده... مامان، بابا، شاید اگر حرفامو بخونین بگید وظیفمون بوده... اما قدردان بودن مهمه... اون اخیش و ازتون میخوام.. یه آخیش بابت در رفتن خستگیتون از هر لحظه عمری که پای بچه هاتون گذاشتید ♥️ ممنون بابت بودنتون... 🌷
حتی اگر از ینفر بدتون میاد و یه زمانی باهم دوست بودید، یادتون بیاد چقد تو تنهاییاتون کنارتون بوده... چقدر یوقتا باعث شده حالتون خوب بشه... و ازش تشکر کنید حتی اگر دیگه باهم نیستید(اینکه میگم برای کسایی که کرامتتونو زیر پا گذاشتن نیستا...) من اینکارو کردم و الان واقعا حس خوبی دارم شاید
از عجیب بودن ایرانیا همین بس که تو سرمای منفی 20 درجه بستنی میخورن و تو گرمای 40 درجه چایی داغ