eitaa logo
حامیم‌‌‌ ماه شب تارم🥹🤍
220 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
3.2هزار ویدیو
18 فایل
{بِه نآم حآمیِ حآمیم}✨️ وَ تَمآمِ جآنَم به قربانت که اَز شدَت خوب بودَنَت احساس کردم ارزشمندم🤍🫂 Haamim،my moon🤍🌚 شروعمون: ¹⁴⁰⁴.².²⁹ 🤍 کدمون:246🎟 ایدیم: @honaraz
مشاهده در ایتا
دانلود
اسم: ستاره فامیل : سلیمی سن:۲۶ شغل: عکاس شخصیت : مهربون ،دلسوز ،لجباز ، پررو
*مقدمه * رمانی از جنس عشق عشقی که قرار نبود بینشون باشه . ولی تقدیرجوری براشون رغم خورد که عشقشون رو نتونستن به ابراز کنن . یکیشون می افته تو دام عاشقی . اون یکی تو دام بیماری. ولی هیچ جیز جلو دار عشقشون نیست 🙃 https://eitaa.com/hamim1367
𝔃𝓷𝓭𝓰𝓲 𝓶𝓷𝓱✨️ Part¹ صبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم دیدم ستاره -بله (با صدای خواب آلود ) +سلام سلامتو خوردی ؟ - خوب سلام + علیک سلام - چیکار داری بگو بدو +میخواستم بگم امروز ساعت ۶ بیا پارک همیشگی -باشه کاری نداری ؟ + نه خدا حافظ بعد از اینکه ستاره زنگ زد. دیگه خوابم نبرد . بلند شدم رفتم سرویس . بعد رفتم صبحانمو خوردم رفتم تا یه زره خرید کنم . بعد از اینکه خرید کردم رفتم خونه وسایل و گزاشتم سر جاشون رفتم که تلویزیون نگاه کنم . یهو نفهمیدم کی خوابم‌برد . یک‌دفعه ای از خواب پریدم دیدم وای چقدر من خوابیدم . به ساعت نگاه کردم فقط یک ساعت وقت داشتم . زود رفتم لباسمو پوشیدم راه افتادم سمت پارک .. تا ستاره رو دیدم رفتم سمتش +سلام الناز خانم -سلام ستاره خوبی +مرسی میگم یه چی بگم قول میدی ناراحت نشی ؟ - بستگی داره بگو ببینم +۲۶ بهمن کنسرت حامیمه میای باهم بریم 🥹 -آه نه حالم از حامیم بهم میخوره نویسنده: ( از خدا تم باشه ) + هوی با حامیم درست صحبت کنا - خوب حالا به من چه +میگم جون ستاره نه نیاز بیا باهم بریم کنسرت حامیم خوش میگذره -نه اصلا خوشم نمی یاد +جون من دیگه https://eitaa.com/hamim1367
𝔃𝓷𝓭𝓰𝓲 𝓶𝓷𝓱✨️ Part ² چون خوشم نمی اومد مامان بابام رو بهونه کردم -آخه مامان بابام نمی زارن +تو مگه خونه مجردی نداری مگه اجازه ی خودت دست خودت نیست ؟ -چرا ولی ... +ولی چی ؟ -هیچی +باشه پس من زنگ میزنم ردیف میکنم -نه نمی خواد بی خود میکنی دیدیم داره زنگ میزنه آه آه این دختره هم کار خودشو میکنه -وای از دست تو باز کار خودت رو کردی زنگ زدی لبخند پهنی زد با پرویی تمام گفت : +خواهش میکنم: با حرص گفتم -مرض کوفت بعد از حرف زدن ستاره با مامانم ستاره گفت: +خوب الناز خانم اجازه ی شما رو هم گرفتیم -خوب حالا توهم +من خیلی گرسنه توچی -اره منم بریم یه چی بخوریم رفتین یه فست فودی یه مرغ سوخاری سفارش دادیم و خوردیم آنقدر خسته بودن که خدا میدونه تا رسیدم رفتم لباسامو در آوردم و لباس تو خونم پوشیدم رفتم رو تخت و خوابیدم...... https://eitaa.com/hamim1367
اینم دوپارت اول🎀🌷✨️
سلام بچه ها ✨️🌷
هستین برای پارت
سلام بذار گلم
تایم 00:00🤍✨ آرزو کنید قلبا🫀 خواب های حامیمی ببینید قشنگا تا فردا🥺🪄 𝒽𝒶𝓂𝒾𝓂🤍 https://eitaa.com/hamim1367
هدایت شده از تا هفت روز ریپم
𝔃𝓷𝓭𝓰𝓲 𝓶𝓷𝓱✨️ Part ⁴ 10 دقیقه بعد تازه خانم تشریفشون رو آوردن +سلام الناز جونم -سلام ستاره خوبی -مرسی بریم +بریم حرکت کردم سمت ایرانمال وقتی رسیدم رفتم من یه لباس مجلس خیلی خوشگل برداشتم که ستاره هم خوشش اومد اون هم ست همون رو ولی رنگ دیگش برداشت رفتم تن زدم خیلی بهم میومد ستاره هم تن زد رفتیم سمت صندوق حساب کردیم ..... https://eitaa.com/hamim1367