eitaa logo
حا.میم || حسن مجیدیان
642 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
677 ویدیو
11 فایل
یادداشت ها و انتخابهاي حسن‌ مجیدیان ارتباط از طریق @Hamim1361
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مصوِّر
آقاعنایت روزت مبارک :) با اندکی تأخیر... از دستِ نت! جانباز سرافراز جنگ 12 روزه برادر عزیزم حجت‌الاسلام عنایت اقبالی ان‌شاءالله بعد ی عمر نوکری اونی بشه که دلتون میخواد... 🌹
ما هستیم الحمدلله... ‌این آقایانی که می گویند که ما مملکت را می خواهیم حفظ کنیم، ما چطور هستیم و کذا‌‌ ‌‌هستیم، شما یادتان نیست که وقتی که متفقین آمدند اینجا، چطور فرار کردند این‌‌ ‌‌بیچاره ها از تهران تا به یزد. اگر یک آخوند پیدا کردید فرار کرده، یک آخوند، یک آخوند.‌‌ ‌‌آن روز که در بالای تهران طیاره ها راه افتاده بود و مردم را می ترساندند، من تهران بودم؛‌‌ ‌‌خدا رحمت کند مرحوم آقاشیخ حسین قمی ـ رضوان الله علیه ـ با ایشان در آن میدان‌‌ ‌‌شاپور، آنجاها بودیم؛ ایشان سبیلش را چاق کرده بود،‌‌ با کمال طمأنینه، اصلش کأنه‌‌ ‌‌خبری نیست من هم مثل او، هیچ ابداً، کأنه خبری نیست.... خدا نکند که یک روزی یک‌‌ ‌‌ورقی برگردد؛ اول کسی که فرار کند همین نشاندارها هستند، و ما هستیم الحمدلله اینجا‌‌ ‌‌تا آخرش؛ مگر اینها بیایند بگیرند ما را ببرند، ما باز هستیم.‌ روح خدا خمینی کبیر https://eitaa.com/hamim1377
زیر سقف دنیا این کتاب مجموعه ی یادداشت های محمد طلوعی بود از اقامت و سفرش به شهرهایی مثل رشت و تهران و استانبول و بیروت و دمشق و پاریس و سیسیل و.... توصیف شهرها و آدم ها و بیشتر غذاهای متنوع و امکنه و... رشت و تهرانش جالب بود و از پاریسش بدم آمد. کمی عریان گویی و خودافشاگری اش کتاب را برای سن بالاها کرده! چیز بی تربیتی تویش ندارد ولی کتاب مال نوجوان نیست. این کتاب هم دو نکته برای من داشت. اول حیرت و سرگشتگی و پیچیدگی آدم جدید در جهان معاصر و دوم اینکه برای اینکه ساخته شوی و بالا بیایی، باید خودت را تکانی دهی و یک جا نتمرگی و بارِ سفر ببندی و از شهر و دیار گاهی فاصله بگیری و بروی و بروی... امان از خانه دوستی. فغان از یکجانشینی. https://eitaa.com/hamim1377
خدا مرا درست کرده برای... خوشا به حالش. ۱۹ سالگی فهمیده بود که کار و نقشش توی این دنیا چیست! خیلی خوب هم در نقشش فرو رفت و ۲۲ سالگی مزدش را گرفت. من هنوز راستش نمی‌دانم خدا مرا برای چی آفریده و آخرش باید پِی کدام کار و نقش باشم! باری برای پدرش نوشته بود که اصرار نکن من بروم سپاه. چون خدا مرا درست کرده برای معلمی و مربیگری...