اما این یه نفر با همه فرق داشت،تنها کسی بود که حاضرم دوباره باهاش دوست شم،تنها کسی بود که نهایت ذوق منو دید،تنها کسی بود که دیوونه وار عاشقش بودم،تنها کسی بود که براش خیلی جنگیدم،تنها کسی بود که هنوزم عاشقشم،تنها کسی بود که حسادت های از سر دوست داشتن من رو دید،و بعد اون من دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم و بتونم کارایی که براش انجام دادم رو برای کس دیگه ای بکنم.
از اینکه فردا قراره با این حجم از دلتنگی دوباره ببینمش و عذاب بکشم متنفرم،حس مرگو داره.