eitaa logo
بــیـ رحـمـ🥀
182 دنبال‌کننده
62 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سلامم زیبا~✨️ شروع بی پایان:1404/11/22❤️‍🩹 چنل اصلیمون~ @hamim149 نویسنده:~Zeynab🫀 کاری داشتی؟ @Zeynab_hami رمان~بی رحم🥀 رمانی از عشق و نفرت❤️‍🔥 لف؟ممبر های من لف نمیدن😌 بمونین برامون🥰
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Ⓥⓐⓡⓔⓢ
https://eitaa.com/me_coldheart چنل دلیه دیشب زدم لطفا حمایت کنید امارم زیاد شه❤️‍🩹🖤🥀
درخواست زیاد بود.چشم🙃🤍
هعییی منم موقع نوشتم اشک ریختم🥲
خیلی خوبین💔
ندا جان معذرت ریپم نمیتونم جواب بدم اخه درخواستی نیست؟
خب پارت میدم😐 چون گفته بودم
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۱۸~🤍🙃 بی رحم🥀 حامی حدود ۶ ماه می‌گذشت دکتر اومد و گفت میتونه از کما بیاد بیرون با این حرف دکتر انگار به من و فرید دنیا رو داده بودی گفت ۱ نفر فقط میتونه بره و حانا رو ببینه که من رفتم حامی:میتونم بیام حانا:اوهوم حامی:حانا قربونت برم خوبی حانا:نه(نگاهمو اونور کردم) حامی:قربونت برم چرا اینکارو کردی حانا:چون........کسی باورم نکرد! حامی:من....... حانا:چی تو چی تو از همون اول به من اعتماد نداشتی چی میگی(با اعصبانیت) حامی:میدونی تو این ۶ ماه مردیم و زنده شدیم حانا:مردین و زنده شدین؟چی به جز تو حامی:فرید!نمیدونی چقدر استرس کشید حانا:هههه🤣استرس؟چطور اخرین بار متو از خونش بیرون کرد؟ حامی:حانا........ حانا:برو بیرون نمیخوام حرف بزنم حامی:باشه حانا:ممنونم حامی اومدم بیرون اما یه حس بدی داشتم ادامه دارد 🙃🤍 کپی❌
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۱۹~🤍🙃 بی رحم🥀 حامی اومدم بیرون فرید ازم حالش رو پرسید فرید:حامی خوبه حامی:اره فرید:چته چرا ناراحتی حامی:بهم گفت برو بیرون فرید:وا چرا چش شده حامی:از دستمون اعصبانیه. فرید:هعیییی💔 پرستار:همراهان خانم حانا حامی و فرید:ماییم پرستار:خیلی باید حواستون بهش باشه ۲ ساعت دیگه میتونه بره حامی:باشه خیلی ممنون پرستار:خواهش میکنم حامی:من میتونم دوباره ببینمش حامی:بله میتونین حامی:میتونم بیام تو حانا:...... حامی:اومدم حانا:....... حانی:حانا ببخشید گلم من نمیتونم بدون تو حانا:نمیتونی؟چطور از خونه زدی بیرون ها چطور حرف منو باور کردی تو به من گفتی تو زندگی منی اما تو به زندگیت اعتماد نکردی حامی! حامی:ببخشید من غل.ط کردم دیگه تکرار نمیشه🥲 حانا:باید فکرامو بکنم کی مرخص میشم حامی:۲ ساعت دیگه حانا:من میخوابم حامی:هر جور میخوای حانا:....... حانا حدود ۲ روز میگذره که من توی خونه ی خودم هستم و به حامی گفتم میخوام فک کنم و تو خونه خودم بمونم چند روز دستم درد میکنه ولی مهم نی من حامی رو خیلی دوس دارم اما چجوری تونستن حرف منو باور نکنن💔!حامی خیلی ناراحته میدونم..........ولی.....من چی! حامی چند روز تو خودم نبود....حالم بد بود.......من نمیتونم بدون حانا زندگی کنم......تو این فکر بودم که یکی در رو زد ندا بود ندا:سلامممم حامی:سلام خوش اومدی ندا:ممنون بیا بشین کارت دارم حامی:باشه چیه ندا:تو واقعا حانا رو دوس داری؟ حامی:چی😅این سواله؟خب معلومه اون زندگی منه من بدون اون نمیتونم ندا توی این ۲ روز صد بار رفتم خود.کشی کنم مگه میتونم بدون اون زندگی کنم نمیشه من بدون اون میمیرم! ندا:خب میدونی اگه خو.د.کشی میکردی اونم بدون تو می‌میمرد! حامی:میدونم اون هم منو قدر یه دنیا دوس داره اما من تو اون ۱ سال داشتم میمردم میدونم نباید باور میکردم ببخشید من حانای خودمو میخوام من نمیتونم بدون اون زندگی کنم میمیرم! ندا:هعییی باشه ببخشید مزاحمت شدم من برم حامی:باشه چیزی نمیخوای بیارم برات ندا:نه ممنون خدافظ حامی:خدافظ ندا اینا نمیدونن من باهوش تر این حرفام😅 ادامه دارد🙃🤍 کپی❌
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۲۰~🤍🙃 بی رحم🥀 ندا من از اول هم نمیخوام این دو تا باهم باشن!دیگه باید یه کاری بکنم وقتی حامی داشت حرف میزد من صداشو ضبط کردم و بردم پیش دوستم که این صدا رو عوض کنه آماده شد و منم رفتم پیش حانا حانا:عه سلامممم ندا:سلام گلم خوبی حانا:هعیی بد نیستم چیه چیزی شده ندا:اومدم روی اون حامی رو بهت نشون بدم حانا:چی شده💔 ندا:این صدا رو گوش بده ظهر رفتم پیش حامی ببین چی گفت صدا👇 ندا:حامی تو حانا رو دوس داری؟ حامی:چی😅نه بابا من از اول برای محافظت از اون اینکارو کردم مگه اون به سطح من میخوره اصلا من از اون خوشم نمیاد تا الان وانمود میکردم🤣 ندا:خب اون دوست داره اون چی! حامی:به من چه دوس نداشته باشه! ندا:برات متاسفام💔 حامی:باشه مهم نی😅 __________________________ نویسنده:بچه ها دقت کرده باشید ندا صدا رو دستکاری کرده! __________________________ حانا:باورم نمیشه! ندا:اینه روی واقعی اون حانا:میتونم صدا رو داشته باشم؟ ندا:اره بیا حانا:ممنون قشنگم ندا:من برم حانا:باشه خدافظ ندا:خدافظ ادامه دارد🤍🙃 کپی❌
این بود داستان ما❤️‍🩹 فصل اول پایان یافت~🥀 رمان بی رحم💔 رمان قشنگی بود؟ فصل ۲ پر از اتفاق های جدیده🥀 غم داره خوشحالی داره! اما ممنون که همراهم بودین زیباها🥲 امید وارم فصل ۲ رو هم دوست داشته باشین🫀 نویسنده~Zeynab