eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
413 دنبال‌کننده
424 عکس
27 ویدیو
2 فایل
داستان یک شب..🤍. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست☁️. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌬. با ما همراه باشید!🌚. Start:1404/11/22 | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
من حالم خوب نیست انقدر من و اذیت نکنین🗿💔
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🌀:74 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 حامی:نمیشه که!خواهش میکنم پا شو بریم النی:هوففففف حامیی
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🤍ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:75 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 آوین:شروین.. شروین:چی شد آوین یه چی بگو دیگه سکته کردم آوین:بدو کاپشنت رو بپوش بریم بیمارستان تصادف کردن بدو شروین(گریه) شروین:باشه اروم باش برداشتم بریم باشه آوین:داشتیم میرفتیم بیمارستان..اشک هام با هر پلک زدم میریختن..نفسم داشت بند میومد..وقتی داشتم فک میکردم که اگه اتفاقی برای النی بیوفته..نفسم بیشتر می‌گرفت..شیشه رو دادم پایین و نفس کشیدم..که دستی روی دستم قرار گرفت..سرم رو چرخوندم..شروین بود.. شروین:چیزیشون نمیشه!نه حامی نه النی نه بچشون! آوین:شروین اگه النی چیزیش بشه منم دیگه نیستم😭. شروین:پس من بدون تو چی کار کنم!!اروم باش چیزیشون نمیشه •موقعیت:بیمارستان• آوین:رفتم سمت پذیرش.. اوین:ببخشید النی رادمنش و حامی صالحی رو اوردن اینجا درسته؟ 👩🏻‍💼:سلام خانم،بله طبقه بالا هستن،اونجا بپرسین بهتون میگن آوین:مرسی اوین:شروین طبقه بالاعن بریم اوین:رفتیم طبقه بالا که دیدم یه پرستار توی راهروعه..رفتم سمتش.. آوین:ببخشید خانم رادمنش و اقای صالحی رو گفتن اوردن طبقه بالا میتونم بپرسم کجان؟ 👩🏻‍⚕:بله اقای صالحی بخش میتونین ببینینشون هستن ولی خانم رادمنش داخل مراقبت های ویژه هستن آوین:وضعیت خانم رادمنش چجوری؟ 👩🏻‍⚕:متاسفام ولی من نمیتونم راجب وضعیت ایشون بهتون اطلاعی بدم میتونین وقتی دکترشون اومدن ازشون بپرسین آوین:خ..خب بچه چی حداقل بگین خوبه یا نه 👩🏻‍⚕:ببخشید ولی من نمیتونم چیزی بگم آوین:باشه،ممنون آوین:رفتیم سمت اتاق حامی،در رو باز کردیم..رفتیم داخل..حامی چشاشو باز کرد.. شروین:حامی،داداش چی شده خوبی حامی:من مهم نیستم،النی خوبه؟کسی به من چیزی نمیگن آوین:شما چجوری تصادف کردین!! حامی:النی درد داشت من اصرار کردم که بریم بیمارستان که چیزی نشه،توی راه یه دفعه داد زد..منم نگاهم رفت سمت اون و بعدش...(گریه) آوین:وای.. حامی:میشه بگین النی خوبه ؟ اوین:النی توی مراقبت های ویژه اس... حامی:ی..یعنی چی..همه‌اش تقصیر منه.. شروین:حامی یه اتفاق بوده تقصیر کسی نبوده آوین:اومم،راس میگه،النی هم خوب میشه تو هم خوب میشی 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱👀 ִֶָ𓏲࣪
•تایم؟خودم فداتون😭🛐•