eitaa logo
نفوررر𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
387 دنبال‌کننده
446 عکس
29 ویدیو
2 فایل
سکوت اجباری🕯. سکوت کرد،نه برای خودش،برای کسی که عاشقش بود!✨️ لب هامون رو دوختن به سکوت..اما نگاهمون پر از صدا بود:) <داستانی از جنس عشق،درد، و راز هایی که نباید فاش بشن> *کاملا خیالی* | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
عالی بود خداروشکر هنوز رگ یزیدیت بالا نزده . بع زودی میزنه😃 این رمان از حالا بگم... جن..ایی هست...
پسری یا دختر؟ . عاقا به خدا به مولا دخترم😐
واقعا خداروشکر که رمان جناییه چون من عاشق رمامای جناییم . خودم عاشق رمانای جناییم💆🏻‍♀
البته رمان در کنار جنایی بودن... ترسناک،عاشقانه،حتی خنده‌دار هم است💆🏻‍♀
رمان و هم چنلت عالی هست❤ . مرسی قشنگم✨
گپمون بیاید . . .💞 نیاز به یه فرشته مث شما داره💆🏻‍♀ https://eitaa.com/joinchat/3454862793C4fe37c077c
هدایت شده از 𝙀𝙙𝙞𝙩 𝙍𝙤𝙮𝙖 ּ֪ ۟ ִ
اینجا چنلت رو خاص کن . . فقط با یه پیام چنلت میشه قشنگ ترین چنل ایتا✨💘 فقط کافیه پیوی پیام بدی همین:) بعد هم یه پروف قشنگ و شیک دریافت میکنین💆🏻‍♀✨ Chanal: @pv_Zeynabe
یکی نیست واس ما این کارا رو بکنه💆🏻‍♀💔
چه ز.‌ر مف.ت میزنه این چی میگه😐😐😐 . به خدا اشتباه اومده😐
نفوررر𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:4 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آﻭﺍ🩰 از اونجا اومدم بیرون. سوار ماشین شدم و راه افتادم. دیگه نمیشد رفت دانشگاه
𝗣𝗮𝗿𝘁:5 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 امـیـر🤍 این دختره از کجا پیداش شده بزا ببینم کیه...... آﻭﺍ🩰 رو مبل دراز کشیده بودم که گوشیم زنگ خورد جانا بود جواب دادم.. جانا:الو سلام آوا:سلام خوبی جانا:مرسی بد موقعه که زنگ نزدم آوا:نه بابا نشسته بودم تو چی جانا:منم حوصله ام سر رفته میگم پایه ای بریم کافه؟ اوا:اره چرا که نه بیام دنبالت؟ جانا:نه من با تاکسی میام آوا:این چه حرفیه من میام دنبالت ادرس خونتون رو بفرس جانا:اوکی برات میفرستم ممنون اوا:خواهش میکنم میبینمت کاری نداری جانا:نه ممنون خدافظ اوا:خدافظ حـامـیـ🖇 داشتم یه پرونده رو میخوندم که امیر اومد داخل.... امیر:ببخشید حامی:بیا چی شد امیر:خب اسمت آوا هست اوا مرادی و اینکه 24 سالشه یه مادر داره که با اون زندگی میکنه پدرش هم وقتی 6 سالش بوده از دست داده اهل تهرانه و همین تهران هم زندگی میکنه دختر خیلی مرموزی و ... 𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱