𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:20 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آﻭﺍ🩰 چشامو باز کردم توی یه جای کلا سفید بودم نگاه کردم به دستم هوففف بیمارستان ب
𝗣𝗮𝗿𝘁:21
𝗙𝗮𝘀𝗹:1
آﻭﺍ🩰
با شنیدن جمله اش
انگار قلبم رو از جا کندن
یه لحظه قلبم وایساد مونده بودم داره شوخی میکنه یا واقعی میگه
اما وقتی سرش رو پایین کرد فهمیدم واقعی میگه
صورتم رو صاف کردم و بغض کردم
من بدون مامانم نمیتونم
اون تموم دلخوشی من بود اون تموم زندگی من بود فک کن زندگیت بره تو دیگه نمیتونی؟!
با هر یه جمله ای که توی ذهنم میومد یه اشک از گوشه چشمم میومد...
با قرار گرفتن دستی روی دستم صورتم رو برگردوندم....
حامی:نگفتم که اینجوری ناراحت شی!
اوا:تو مادرت خدایی نکرده فوت بشه خوشحال میشی؟!
حـامـیـ🖇
حرفی که زد...
جوابی نداشتم بگم...
دوباره سرم رو پایین گرفتم
مونده بودم خب چی بگم بهش
بگم من دوست دارم گریه نکن؟
بگم هر اشکی که میریزی انگار از دنیای من کم شده؟
چی بگم؟
بگم عاشقتم باور میکنه؟
هوففففف
𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:21 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آﻭﺍ🩰 با شنیدن جمله اش انگار قلبم رو از جا کندن یه لحظه قلبم وایساد مونده بودم
پارت جدید تقدیم نگاهتون˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ
شنوای نظرات شما هستم˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
عکس،فیلم از کمند فرخ نژاد میخوام..
دارین پیوی بفرستین🙏🏻
@pv_Zeynabe
*اگه جواب ندادم ریپم ممنون💘
وقتی میگم چنل زاپاس باشید..
برای یه سری چیز ها هست که توی زاپاس میگم
خواهش میکنم عضو شین چنل توی خطره...🙂
https://eitaa.com/joinchat/3060467253Cdacc0f34b3
چه مدرکی هست به ما هم بگوووووو
.
مدرک چرتکه:)
برای 2 سالی که رفتیم و خب 5 ترم رفتیم که مدرک جمع و تفریق گرفتیم یه سال دیگه هم که بریم یه مدرک دیگه میگیریم برای ضرب و تقسیم...