زینببببببب عهههه
.
خودتون مقصرین..
چند وقته ناشناس کویره...
هی لف میدین
https://eitaa.com/hamimmoonn/7671
فقط تو نیستی که لفت داری
بعدشم تو کلی ممبر داری که رمانت و قلمت رو دوست دارن چرا باید بخاطر کسایی که لفت میدن دیگه رمان ننویسی
کویری ناشناس؟ نمیدونم چی بگم من معمولا پیام میدم
.
چی بگم...
دلت میاد🥺🥺🥺🥺🥺
این همه ممبر دارن پیام میدن که راضی نیستن این آخرین رمان باشه
بخاطر ممبرات تولوخدا لوطفا 🥺🥺🥺🥺🥺
.
باشه..
https://eitaa.com/hamimmoonn/7684
هوراااا نی نای نای
.
ولی یه بار دیگه ناشناس ها کویر باشه به خدا به سرم میزنه🗿
نفوررر𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:42 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آﻭﺍ🩰 لباسمو عوض کردم و رفتم بیرون دیدم جانا یه میز پر خوراکی چیده🥺 قلبم اکیلیلی
𝗣𝗮𝗿𝘁:43
𝗙𝗮𝘀𝗹:1
آﻭﺍ🩰
فیلمه تموم شد .....
آوا:اه اه چندشششش اقققققق حالم بد شد این چیه میبینی تو هااا
جانا:درد نه اینکه تو و داداشم چندش نیستین🗿
آوا:در باره فرفری من درست زر زر کن🗿.
آﻭﺍ🩰
همینجوری داشتیم حرف میزدیم که برای گوشیم یه مسیج اومد...از یه شماره ناشناس...یه ادرس بود...نوشته بود اگه بیای زندگیت عوض میشه...
آوا:جانااا اینوووو
جانا:ول کن بابا مردم دیوونه شدن
اوا:نکنه اونیه که فکر میکنم؟
جانا:نه بابا اون تو زندونهههه
آوا:اگه....پاشو بریم پاشو...ماشینت هست؟
جانا:اره هست مطمئنی؟
آوا:اره بابا بپوش بریم...
جانا:چشم قربان🤣🤣🤣
𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱