•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت.
کل ایتا شده این شخصیت خب حالا بیا منو بخورررر
خب خوبه خودتم داری میگی!
رمانتون خیلی خیلی قشنگ بود منتظر رمان بعدی هستم 😘
.
مرسی قربونت برم💘🛐
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:1
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
این آراد تا مخ من و داغون نکنه ول نمیکنه...
آراد:تو چرا باید تو کافه کار کنی؟
النی:چون دوست دارم 🗿
آراد:النی یکی میزنم تو گوشتااا یه شرکت به اون بزرگی داریم چرا نمیای تو شرکت کار کنی!🔪
النی:خب نمیخوام داداش ولم کن
آراد:هوففف چرا نمیخوای!
النی:میفهمی امسال ترم آخر دانشگاهمه تموم شه دیگه میزم سر شغل خودم مهندسی😃
آراد:خب چرا نمیای تو شرکت کار کنی ها
النی:نه بابا تو نفهمی🗿میگم نمیخوام تو دانشگاه پشت سر بگن این با پول باباش خوش میگذرونه فهمیدی؟
آراد:خب اینو کنار میام...این فن پیجی چیه از کجات در آوردی هان؟
النی:از کجا رسیدیم به کجا🗿
اراد:حرف بزن!
النی:چون من فن حامیم هستم و میخوام پیج داشته باشم به تو ربطی داره؟...
الینا:(در رو باز کردم و رفتم داخل اتاق)چه خبرتونه شما خونه رو گذاشتین رو سرتون!
آراد:به دخترت بگو مث خدمتکارا تو کافه کار میکنه..
الینا:آراد صد بار بهت گفتم زندگی خواهرت به تو ربطی نداره میفهمی؟
آراد:اخه مادر من...
الینا:مامان و یاران مامان و درد خب واقعا زندگی این دختر به تو ها🗿
آراد:اصلا من رفتم..
الینا:تو خودت اول برو شرکت بعد به این بگو
آراد:خدافظ
النی:(بو..سه ای روی گونه مامان زدم)خوب موقعی میرسی هاا الینا بانو🦦✨
الینا:فدات شم دختر نمیتونم بزارم اینجوری اذیتت کنه که...تو هم درکش کن این چند روز کارش زیاده..
النی:چشم💆🏻♀✨
الینا:من برم...کلی سفارش دارم باید بشینم لباس ها رو تحویل بدم..
النی:چشم مامان قشنگم منم دیگه کم کم برم کارامو بکنم و برم دانشگاه🤓
الینا:افرین دختر خودم موفق باشی💞
النی:قربونت🦦
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.