eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت.
409 دنبال‌کننده
394 عکس
26 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست🌀. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌚. با ما همراه باشید!🌬. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @Pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:1 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. این آراد تا مخ من و داغون نکنه ول نمیکنه... آراد:تو چرا باید تو کافه کار کنی؟ النی:چون دوست دارم 🗿 آراد:النی یکی میزنم تو گوشتااا یه شرکت به اون بزرگی داریم چرا نمیای تو شرکت کار کنی!🔪 النی:خب نمیخوام داداش ولم کن آراد:هوففف چرا نمیخوای! النی:میفهمی امسال ترم آخر دانشگاهمه تموم شه دیگه میزم سر شغل خودم مهندسی😃 آراد:خب چرا نمیای تو شرکت کار کنی ها النی:نه بابا تو نفهمی🗿میگم نمیخوام تو دانشگاه پشت سر بگن این با پول باباش خوش میگذرونه فهمیدی؟ آراد:خب اینو کنار میام...این فن پیجی چیه از کجات در آوردی هان؟ النی:از کجا رسیدیم به کجا🗿 اراد:حرف بزن! النی:چون من فن حامیم هستم و میخوام پیج داشته باشم به تو ربطی داره؟... الینا:(در رو باز کردم و رفتم داخل اتاق)چه خبرتونه شما خونه رو گذاشتین رو سرتون! آراد:به دخترت بگو مث خدمتکارا تو کافه کار میکنه.. الینا:آراد صد بار بهت گفتم زندگی خواهرت به تو ربطی نداره میفهمی؟ آراد:اخه مادر من... الینا:مامان و یاران مامان و درد خب واقعا زندگی این دختر به تو ها🗿 آراد:اصلا من رفتم.. الینا:تو خودت اول برو شرکت بعد به این بگو آراد:خدافظ النی:(بو..سه ای روی گونه مامان زدم)خوب موقعی میرسی هاا الینا بانو🦦✨ الینا:فدات شم دختر نمیتونم بزارم اینجوری اذیتت کنه که...تو هم درکش کن این چند روز کارش زیاده.. النی:چشم💆🏻‍♀✨ الینا:من برم...کلی سفارش دارم باید بشینم لباس ها رو تحویل بدم.. النی:چشم مامان قشنگم منم دیگه کم کم برم کارامو بکنم و برم دانشگاه🤓 الینا:افرین دختر خودم موفق باشی💞 النی:قربونت🦦 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت.
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:1 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. این آراد تا مخ من و داغون نکنه ول نمیکنه... آراد:ت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:2 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. مامان رفت گوشیمو برداشتم و همینجوری که داشتم وسایل و لباس رو برمی‌داشتم به نورا زنگ زدم چند تا بوق خورد که جواب داد.... النی:الو.. نورا:الو...جانم النی؟ النی:سلام خوبی گلبم🤓؟ نورا:سلام مرسی فدات شم تو خوبی؟🦦 النی:منم خوبم...میگم امروز داداشت می‌رسونتت دانشگاه؟ نورا:نه قربونت برم وحید امروز کار داشت با اسنپ میام چطور؟ النی:میخواستم بگم با هم بریم؟ نورا:اگه میتونی که اره باهم بریم‌. النی:باشه قربونت برم ۴۰ دقیقه دیگه پایین باش نورا:اوکیه...کاری نداری؟ النی:نه قربونت خدافظ نورا:خدافظ💘 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. رفتم و یه لباس قشنگ انتخاب کردم و یه آرایش ملایم زدم... 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. لباسمو پوشیدم به ارایش ملایم زدم و کفشمو پوشیدم میدونستم ترافیکه زود تر راه افتادم بعد از ۴۰ دقیقه رسیدم... 𝗡𝘂𝗿𝗮💦. نگاه کردم به ساعت دیدم ۴۵ دقیقه شده سریع کفشم رو پوشیدم بدو بدو از پله ها رفتم پایین و دیدم النی رسیده سوار ماشین شدم.... النی:سلامممممم خوشگلللل نورا:سلاممم دنیام خوبی تو؟ النی:مرسی قربونت بریم دیگه دیر شد نورا:اوهوم استاد امروز میکشتمون🤣💔 النی:هعییییی🤣💔 موقعیت:دانشگاه✨ النی:بدووووو نوراااا نورا:به خدا دارم میدوممممممم النی:(در رو باز کردم)سلام استاد. نورا:سلام استاد امین:بیاین داخل استاد نیومده هنوز نورا:هوفففففف النی:خداروشکر.. امین:شانس اوردی النی النی:تو یکی حرف نزن😒 امین:چرا پرنسس؟ النی:تو یه بار دیگه بگو پرنسس جوری فکتو بیارم پایین که دکترام تشخیص ندن چجوری مردی!😃 امین:اوه اوه اخه جوجه تو که جرئت نداری! نورا:امین ببند دیگه مرتی.که.... النی:ولش کن بشین تورو خدا اصلا حوصله شو ندارم💆🏻‍♀. نورا:والا اعصابتو به خاطر اینا خورد نکن بی ارزشن😒 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
امین احمدی💙. سن:24☁️. شغل:دانشجو🌀. شخصیت:پرو،حسود🌚.
دیروز نشستم 5 ساعت 2 تا قسمت یه سریال رو دیدم 3 گیگ از نتم رفت🗿💔