•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:7 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. اون شب تا صبح داشتیم میگشتیم که خسته و کوفته رسیدیم خو
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:8
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
آراد:🗿
النی:چیه
آراد:یه نقشه داریم..هر بار که میرم کافه عادل خیلی از من حساب میبره شاید چون بزرگ ترین شرکت شهر رو دارم....بیا باهم بریم نمیدونه که خواهر برادریم یه ضد حالی بهش بزنیم؟
النی:آراد داداش خودمیییی من میرم کارامو بکنم...
آراد:بدو،بدو منتظرم🤓
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
رفتم سمت اتاقم یه لباس خیلی شیک و قشنگ و با کلاس پوشیدم و یه میکاپ زدم و رفتم بیرون....
آراد:بح بح،چه خوشگل شدییی
النی:چشات قشنگ میبینه🤓بلیم؟
آراد:اره بیا بریم...
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
رفتیم سمت ماشین سوار شدیم و رسیدیم به کافه پیاده شدیم میخواستم پیاده شم که آراد نزاشت اومد و در رو برام باز کرد آراد میگفت میدونم الان خود عادل توی کافه هست منم بهش اعتماد کردم..رفتیم داخل نگاهم افتاد به نورا یه نگاه عجیبی کرد منم با قیافه بهش فهموندم بعدا بهت میگم آراد اسمش رو گفت و گارسون ما رو به سمت میزمون راهی کرد..نشستیم و نورا اومد که سافرشمون رو بگیره وه عادل اونو کنار زد و خودش اومد که سفارش رو بگیره..
عادل:آقای رادمنش شما چی میل دارین؟
آراد:مگه نمیبینین؟اول از بانو بپرسین!
عادل:اما اخه...
آراد:اخه نداره اگر نمیتونین سفارش خواهر من رو بگیرین میتونم هر روز جای دیگه ای برم اقای رضایی!
عادل:نه این چه حرفیه...چی...خواهر!
آراد:اره خواهر(بلند شدم و یقشو چسبیدم)ببین مرت...یکه یه بار دیگه بخوای خواهر من رو النی رادمنش رو از کار اخراج کنی بدبخت میشی میفهمی؟تو اون شرکت به اون بزرگی کلی اتاق اضافه اس یکی رو میدن به خواهرم میشه مدیر شرکت رادمنش تو هم حدود بدون(یقشو ول کردم)النی!بریم...
النی:...
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:8 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 آراد:🗿 النی:چیه آراد:یه نقشه داریم..هر بار که میرم کافه ع
پارت جدید تقدیم نگاهتون💙.
شنوای نظرات شما هستم🌀.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:8 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 آراد:🗿 النی:چیه آراد:یه نقشه داریم..هر بار که میرم کافه ع
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:9
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
النی:بریم داداشی...
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و کلی خندیدیم...قیافه عادل خیلی خنده دار بود..در همین لحظه نورا زنگم زد..
النی:الو سلام خوبی؟💘
نورا:سلام قربونت تو خوبی؟قضیه چیه؟
النی:هیچی بعدا بهت میگم رو در رو بلیط ها رو گرفتی؟
نورا:اره میخواستم همین رو بهت بگم گرفتم کی میای بریم؟
النی:ببین من برم خونه وسایلم رو جمع کنم میریم دیگه..
نورا:اوکی..فقط کجا میمونیم؟
النی:بهت میگم کاری نداری؟
نورا:نه قربونت میبینمت خدافظ
النی:خدافظ
النی:داداشی
آراد:جانم
النی:میگم ویلا خالیه؟
آراد:ویلا...نه عمه اینا اونجان
النی:عه ما میخواستیم بریم اونجا..
آراد:خب بریم هتل اسپیناس
النی:اره ها میتونیم بریم خب اوکیه من و نورا امشب راه میوفتیم بعد فردا اونجاییم پس فردا هم کنسرته یکم هم بیشتر میمونیم میخوایم بگردیم و خرید کنیم باشه؟
آراد:باشه..خوش بگذره بریم خونه؟
النی:اره بریم من وسایلم رو جمع کنم
آراد:باشه
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
رسیدیم خونه رفتم و وسایلی که میخواستم رو برداشتم و گذاشتم توی چمدون با کمک آراد چمدونم و وسایلم رو بردم داخل ماشین گذاشتم و به نورا زنگ زدم
النی:الو سلام قلبم خوبی؟
نورا:سلام فدات شم مرسی خوبم تو چی؟
النی:عالیم...میگم کاراتو بکن من ۴۰ دقیقه دیگه اونجام باشه؟
نورا:اوکیه من وسایل هام رو جمع کردم فقط مونده حاضر شم
النی:باشه فقط چون راه طولانیه لباس راحتی بپوش که اونجا اذیت نشیم
نورا:اوکیه کاری نداری؟
النی:نه فدات شم برو خدافظ
نورا:خدافظظ
𝗡𝘂𝗿𝗮💦.
تلفن رو قطع کردم و رفتم چمدونم رو اوردم لب در که مامانم..
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:9 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:بریم داداشی... 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و
پارت جدید تقدیم نگاهتون💙.
شنوای نظرات شما هستم🌀.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:9 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:بریم داداشی... 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:10
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
رویا:دخترم کجا میری؟
نورا:وای نشد بهت بگم🤦🏻♀من و النی داریم میریم تهران کنسرت یه چند روزی هم میمونیم
رویا:باشه مادر مواظب خودتون باشین
نورا:چشم مامانی...تو کاری نداری که اگر نیخوای نرم
رویا:نه مادر این چه حرفیه برین بهتون خوش بگذره فقط رسیدین زنگم بزن نگرانتون نشم باشه
نورا:چشم مامانی(بغل.ش کردم و روی گونش یه بو.سه زدم)
رویا:قربونت برم من دخترم...
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
یه لباس راحتی پوشیدم و با همه خدافظی کردم و رفتم پایین که آراد اومد...
آراد:اینو بگیر(کارت)
اانی:نمیخواد خودم دالم🗿
آراد:خره میدونم داری اینو بگیر نمیخواد خودت پول بدی🗿
النی:نمیخواد🗿
آراد:تا نکردم تو حلقت بگیر🗿
النی:باش(گرفتم)کاری نداری؟
آراد:نه..مواظب خودتون باشین خدافظ
النی:خدافظظظ
𝗡𝘂𝗿𝗮💦.
یه لباس پوشیدم یه رژ کم رنگ زدم و کفشم رو پوشیدم نگاه کردم به ساعت دیدم ۴۰ دقیقه شد رفتم پایین که ماشین نورا رو دیدم چمدونم رو گذاشتم تو صندوق و نشستم...
موقعیت:تهران..
نورا:هوففف بالاخره رسیدیم
النی:اره خیلی خسته شدم
نورا:خب کجا میمونیم؟
النی:قرار بود بریم ویلا ولی ویلا عمه ام اینا بودن ما میریم هتل اسپیناس
نورا:خب اوکیه بریم
النی:چشم
𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙.
رسیدیم هتل وسایل ها رو گذاشتیم و خوابیدیم..
موقعیت:فردا ظهر..
𝗡𝘂𝗿𝗮💦.
با صدای زنگ گوشی بیدار شدم..
گوشی النی بود..
آراد داداش زنگ زده بود
جواب دادم
نورا:الو سلام
اراد:الو سلام نورا خانم النی هست؟
نورا:خوابه..
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:10 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 رویا:دخترم کجا میری؟ نورا:وای نشد بهت بگم🤦🏻♀من و النی داری
پارت جدید تقدیم نگاهتون💙.
شنوای نظرات شما هستم🌀.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم