eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت.
409 دنبال‌کننده
394 عکس
26 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست🌀. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌚. با ما همراه باشید!🌬. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @Pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت.
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:16 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 حامی:فدات شم..هستی همو ببینیم؟ فرید:اره کجا؟ حامی:کافه همیش
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:17 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 حامی:توی اتاق نشسته بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم به فرید و شروین پیام دادم و کافه رو کنسل کردم..عصبی شدم و گوشیمو رو پرت وردم تو دیوار..اه..اون روز لعنتی چرا یاد من افتاد دوباره... •پرش زمانی به 8 سال قبل• گیسو:حامی..میدونی که عاشقتم پسر؟💞 حامی:منم عاشقتم زندگیم!🙃 گیسو:قول میدی همیشه پیش هم باشی اره؟ حامی:قول؟قسم میخورم گیسو! عادل:ت‌تو!گیسو!تو اینجا چی کار داری! با این مرتیکه چی کار داری هوم!مگه تو نگفتی عاشقمی! حامی:چی میگی عو...ضی رو روانی دیوونه شدی!؟این خانوم آینده منه گیسو:ع‌عادل! حامی:چ‌‌..چی؟تو اینو میشناسی گیسو؟ گیسو:حامی..ببین بزا برات تو... حامی:هیس!ساکت شو گیسو!(رفتم) عادل:وایسا حامی!نمیخوای بدونی چرا؟ حامی:(وایسادم) عادل:گیسو اصلا تورو دوست نداشت!فقط برای اینکه قبلا دوست داشت نمیدونست چجوری ازت جدا بشه..الانم جدا شد!اخه...اخه یه دختر خوشگل با یه پسر عکاس چی کار داره!🤣 حامی:عو..ضی میکشمتتت!(کتک‌ش زدم) •پایان پرش زمانی• حامی:اشک هام شروع شد.. چرا این همه بدبختی رو من کشیدم؟ الان که خواننده شدم یادش افتاده باهام ازدواج کنه🙂. زندگی رو میبینی؟ پول باعث هر چی میشه...ولی..چرا این امتحان ها برای من میوفته! سختی ها برا من میوفته.. آراد:رفتم داخل اتاق النی‌...کلی دستگاه بهش وصل بود...صندلی رو گذاشتم کنارش و نشستم رو صندلی...دستم رو بردم لای موهاش...دستم رو اوردم عقب و سرم رو تکیه دادم به صندلی... النی:اروم چشام باز شد..که آراد رو دیدم..با صدایی کم صداش زدم.. النی:داداش... اراد:خوشگلم!؟به هوش اومدی!خوبی؟درد نداری که؟ النی:اروم باش...ار...اخخخ آراد:چی شددد!وایسا برم دکتر رو خبر کنم بیاد النی:الاغم بیا بشین خوبم آراد:الاغت؟🗿 النی:اله🗿 آراد:هوففف النیییی النی:کی مرخص میشم؟ آراد:یه ساعت دیگه النی:اوم..گوشی کو؟! اراد:بیا اینه النی:اوهههه...۱۰ تا تماس ناموفق از نورا!بهش نگفتی؟ آراد:نه نگفتم النی:الانم نمیتونم تلفنی حرف بزنم..پیامش میدم.. النی:سلام نورا..من خوبم فقط یکم صدام گرفته نمیتونم تماس بگیرم..مواظب خودت باش💘 نورا:سلام عشقم.باشه گلم تو هم همینطور💞 آراد:خوبه؟ النی:به تو چه؟🗿 آراد:🗿🗿🗿 •یک ساعت بعد• آراد:بیا..اروم پاشو! النی:اوم...باشه باشه.. اراد:بیا سوار ماشین شو •موقعیت:خونه• 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
لف .‌ لف . لف .. دیگه هیچی برام مهم نیس .. الان چند وقته هی میشیم ۶۰۰ هی لف میدید .. دیگه طاقت ندارم بشینم تایپ کنم .. ببخشید.. پایان تا آمار 610 •
بابا صیصی تند تند پارت بدهههZ . چشم💘
یه مدت نمیتونم پارت بدم و نیستم.. تا اون موقعه پایان موقت؛
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایان‌موقت.
زینبببب... من منتظر یه دلیلم چنلمو پایان بزنمرللبتننممننممنتتت