eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
412 دنبال‌کننده
395 عکس
26 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست🌀. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌚. با ما همراه باشید!🌬. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @Pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:17 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 حامی:توی اتاق نشسته بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم به فرید و
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:18 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:در رو باز کردیم و رفتیم داخل..دیدم عادل....اون عو..ضی..رو مبل نشسته و داره با مامان بابا بگو بخند میکنه..من و آراد خشکمون زده بود... آراد:ا..اینجا چه خبره؟ الینا:سلام بچه ها خوش اومدین..بیاین بشینین..عادل!دوماد اینده و آراد داداش النی عادل:خوشبختم(لبخند) آراد:اخه... النی:دستم رو زدم به بازوی آراد به نشونه ای که هیچی نگه... النی:م..من و آراد خسته ایم میریم استراحت کنیم.. پدرام:دختر... النی:گفتم خستم! اراد:میخوام سرمو بکوبم تو دیوار(مشت زدم تو دیوار) النی:داداش...تورو خدا آروم باش..به خاطر من(با گریه) اراد:اوففف...اخه...اخه النی...هوف..باشه باشه ارومم تو خوب باش دراز بکش زخمت باز نشه من میرم تو اتاقم.. النی:باشه(گریه) آراد:رفتم تو اتاقم..چنگی به موهام زدم..اخه چرا!چرا این اتفاق ها پشت سر هم میوفته!..همینجوری داشتم با خودم کلنجار میرفتم که در باز شد. عادل:سوپرایز!به به!میبینم که برادر زنم اعصابش خورده!(خنده) اراد:من تورو... عادل:میکشی؟اوهه..ببین آقا آراد اگر بخوای کاری بکنی!به همه میگم کسی که بزرگترین شرکت شهر رو داره!نمیتونه پول بدهی هاشو بده!پس یه درصد فکرشو نکن که بخوای من رو به پلیس لو بدی(رفتم) آراد:عو..ضیییییی(داد) النی:روی تختم نشستم و نگاه به پنجره کنار تختم انداختم..هوا خاکی بود...اصلا پاک نبود..اصلا قشنگ نبود...مث زندگی من!دفترم رو از کشو بیرون اوردم و یه خودکار برداشتم و شروع کردم نوشتن..وقتی حالم بده همیشه مینویسم..بهتر میشم..خیلی بهتر میشم..انقدر اشک ریختم که نفهمیدم چجوری خوابم برد... آراد:تا صبح بیدار بودم و تو فکر بودم..رفتم بیرون از اتاق..در اتاق النی رو بار کردم خواب بود رفتم سمتش تا پتو روش بکشم که دیدم یه دفتر توی دستشه..شاید نخواد کسی بخونه برای همین دفتر رو بستم و گذاشتم رو کمد و پتو روش کشیدم..و رفتم بیرون که بابام رو دیدم؛بابا!تو چطور میخوای دخترتو بدی به کسی که دوسش نداره هوم؟ پدرام:آراد!تو کاری که بهت ربطی نداری دخالت نکن! اراد:بابا... پدرام:بابا و کوف.ت!ببند ده.نتو هیچی نگو! 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
بعله صیصی😂z . 😂😂
برادر گرامی من دارم میگم پارت بده بعد پایان موقت میزنی؟!😐😂 نکن این کارو با ماااz . هععییی.
شات بگیم میدی؟ . آره
شات از گالریت . اوکی
موهاتو کوتاه نکننننننننن . 🗿🗿🗿🗿🗿🗿
وایی اگه میدونستید عادل چه آدم.... هست اینجور نمیگفتین يعني چی ازدواح کنن مامان و بابل ال‌نینو چی میگین . هعی
سلام ببین من نفهمیدم الان عادل رو میخوان بدن به النی؟! یا به خواهر النی؟! اصن خواهر داره؟! .