eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
406 دنبال‌کننده
419 عکس
29 ویدیو
0 فایل
داستان یک شب..🤎. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست💫. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌝. با ما همراه باشید!☁️. Start:1404/11/22 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Me؟ @pv_Zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:45 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 النی:بشور🦦؛رفتم تو اتاق نشستم و ایسنتا رو باز کردم.. حامی:همه‌ی ظرف ها رو شستم که گوشیم زنگ خورد و برداشتم، لیلا:سلام پسرم خوبی حامی:سلام مامان قربونت خوبم تو چطوری؟💓 لیلا:مرسی پسرم،امشب بیاین خونه ما با النی خاله ات از خارج اومده دور هم میخوایم باشیم حامی:باشه مامان میایم لیلا:باشه پسرم منتظرتونم خدافظ حامی:خدافظ حامی:گوشی رو گذاشتم و رفتم بالا تو اتاق، النی:تموم شد؟ حامی:اره النی:خسته نباشی🤏🏻 حامی:النی‌امشب مامان زنگم زد گفت بیاین خونه خاله ام از خارج اومده النی:اها،باشه میریم، حامی:باشه،فقط النی بهت از الان بگم،خالم میشه مادر گیسو النی:خب؟ حامی:یعنی میگم که ناراحت نشی النی:حامی،ببین عشقم ما داریم مامان بابا میشیم!خب؟پس هیمی نمیتونه ما رو ناراحت کنه! حامی:باشه قربونت برم💓 النی:تازههه،میتونیم امشب بگیم که داری بابا میشی و من دارم مامان میشم🤓💕 حامی:اره،میگیم عزیزدلم🙂✨ النی:خب من برم حاضر شم😔✨ حامی:باشه عشقم😃 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
پارت‌ جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم