در دور دست ها
جایی میان آسمان به دنبال «خدا »میگشتم
ولی او را در رنگارنگی گلبرگ ها
در آواز بلبل
در پرواز شاپرک
در ماه شب چهارده
یافتم؛
در دور دست ها
جایی میان دانشگاه و مدرسه دنبال« رشد» میگشتم
ولی آن را در شنیدن گریه های بی امان نوزاد خانه مان و غرغر های گاه و بیگاه خواهرم یافتم ؛
در دور دست ها
جایی میان لامبورگینی و پاترول ،میان خانه های آنچنانی بدنبال« خوشبختی » میگشتم
ولی آن را
در دمی عمیق ، از وجود نوزاد خانه مان
لبخند گاه و بیگاه در خوابش
در خنده خواهر برادر هایم
در عطر دلپذیر قورمه سبزی
در ،در آغوش گرفتن یک رفیق بعد از دوری
در پاسخ یک دوست آشنا بعد از مدت ها
یافتم؛
در دور دست ها
جایی میان آدم های ثروتمند و پر افاده بدنبال« دوست »میگشتم
آن را جایی میان شلوغ ترین اوقات زندگیم، درست کنار دستم یافتم؛
در دور دست ها
بدنبال قلبم میگشتم
اما؛
جایی میان وجودم آن را یافتم .
هیچ چیز در دور دست ها نبود،
همه چیز همین جابود و من
چقدر خوشحالم از اینکه همه چیز یعنی «او»را دارم... .
#دلی
https://eitaa.com/hamingory
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش...
#مولانا
https://eitaa.com/hamingory
نمیدونم چجوری شروع کنم ولی آدما درست مثل همین نقوش اسلیمی هستن
هم میشه ساده بهشون نگاه کرد که یه خط منحنی از اول تا آخر هستن
هم پیچیده و پر از رمز و راز
جز به جز شون داستانای مختلف زندگی شونه روزایی که میگذرونن و بخش های مختلف وجودشون رو میسازن
در نهایت و کلیتشون هم شمایل خاص خودشون رو دارن
آدمیزاد هر چی تو جز به جز زندگیش بیشتر دنبال یار حقیقی عالم باشه نقشه کلی وجودش جذاب تر و قیمتی تره
البته که قیمتی پیش نظر معشوق
میدونین که قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
شاید خیلیا با دیدن نقش وجودی آدمای خوب و بزرگ ،ادمایی که همه زندگیشون رو بر طبق نقشه اون بالایی کشیدن ،کلی حرف مفت و یاوه بگن
ولی اون آدمای بزرگ و وارسته
اونایی که نقش وجودشون رو خود حضرت یار خریده ،میدونن که این حرفا نه از وجودشون کممیکنه نه از ارزششون؛
فقط دل بزرگون میسوزه برای اون آدمای حقیر ....
میسوزه که نقش وجودشون طرح گلای شخصیتشون مطابق میل خودشونه و فقط خیال میکنن که بله
کیف دنیا رو کردن
نمیدونن که وقتی نقشه ی ادمو صاحبش بخره همه دنیا میشه زیر دستش
و همه معشوق میشه برای اونا
خوش بحال بزرگون
کاش منم بتونم یکم نقشه ی خوب بشم طرح خوب بشم ،شاید اون بالایی منو خرید...
https://eitaa.com/hamingory
حالتی که آدم از همه حتی خودش فراریه و در عین حال همه رو دوست داره چیه؟
https://eitaa.com/hamingory
یه بیابون بی انتها
آسمون گرگ و میش
هوای مطبوع
نسیم ملایم
و تنهایی بی نهایت
اون وقته که آدم میتونه بدون توجه به هرچی
شروع کنه فریاد زدن
شاید اینجوری
یکمی از درد رو قلبش کم بشه
یکمی خودش خودش رو رها کنه
یکمی مغزش ساکت بشه یه گوشه بشینه
یکمی هیچی نباشه ،هیچی
https://eitaa.com/hamingory
از سکوت هر کسی ، مقدار دردش را بدان
گریه وقتی عمق دارد ، بیصدا تر می شود
مانده ام با این که مدت هاست رفتی ، نامِ تو
تا به گوشم می رسد ، چشمم چرا تر می شود …
#زهرا_عسکری
#رهبرشهید
https://eitaa.com/hamingory
از فراز و نشیب نمیتوان دور شد
فقط باید در فراز مغرور نشویم چراکه غرور جهل میآورد
و در فرود، دلشکسته نشویم...
#فرمودهاقایشهید
https://eitaa.com/hamingory
14050426_متن_کامل_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_دربارهی_حماسه_عظیم_بدرقه.pdf
حجم:
148.1K
📖 متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب دربارهی حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور
🔗 rahbar.ir/s/1590
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | وقتی مراسم به روضه حضرت رقیه سلاماللهعلیها میرسه... 🥹
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
امروز با خویشتن گفتم که میروم و فقط راه پله را جارویی میکشم،
بعد دیدم که عجب، چقدر کاشیهای اطرافم را آلودگیها احاطه کردهاند،
هنگام پاک کردن کاشیها چشمم به کلیدهای چراغ برق افتاد و...
همینطور تا پشت بام ادامه دادم،
و اینچنین شد که خود را میان انبوهی از وسایل در پاگرد پشت بام یافتم؛
زمانی که دیر است برای پشیمانی، و بله،
آنجا را نیز از آلودگیها زداییدم.
بعد با خودم فکر کردم اگر خودم را درون یک کاری بیندازم، تا تهاش را در نیاورم رها نمیکنم.
پس باید خودم را وسطِ یک عمل پرتاب کنم،
شاید که اهمالکاری از من زداییده شود.
شاید خیلیهای دیگر هم اینطوری باشند؛
با یک جارو شروع میکنند، و به درب ورودیِ خودشان میرسند.
پس اگر مرا در حال پاک کردنِ درب ورودی یافتید، بدانید که فقط میخواستم حیاط را جارو بکشم👀
سخن حکیمانه
سختی شروع از سختی تمام نکردن کمتر است...
#حقیقت
https://eitaa.com/hamingory