eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.5هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃 وقتی ازت ناراحته اینارو بهش بگو : 🍃
❤️هم دلی❤️
🌸🍃 وقتی ازت ناراحته اینارو بهش بگو : 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 وقتی ازت ناراحته اینارو بهش بگو : ۱- تو برای من مهمی و من هرکاری از دستم برمیاد برات انجام میدم. ۲- چیزی که درگیرش هستی باید خیلی سخت باشه. ۳- اشکالی نداره اگه حالت خوب نیست. ۴- کاری هست که من بتونم برات انجام بدم؟ ۵- دوستت دارم (بدون اینکه بعدش از کلمه “اما و اگر” استفاده کنید). ۶- میتونیم کنارهم تو سکوت بشینیم اگر دلت میخواد. ۷- ممکنه الان حرفم برات غیر قابل باور باشه ولی بهت قول میدم حس تو تغییر میکنه. ۸- شاید نتونم درکت کنم که دقیقاً چه حسی داری ولی من مراقبتم و میخوام کمکت کنم.
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #بیراهه #پارت155 . امنم دیدم اینجا جای من نیست و من با این دل خراب نمیتونستم ب
🤝♥️ . احمد با تعجب خودش رو به لبه تخت رسوند و گفت چطور؟! مگه آشتی نکرده بودیم؟! تحقیر امیز نگاش کردم و گفتم فکر کردی من احمقم؟! فکر کردی نمیدونم همش بازی بود برای اروم کردن من؟!‌ احمد بهت زده اومد پایین پیشم و گفت نه به جون خودم! من دوستت دارم..پریدم تو حرفش و گفتم آره داری اما به عنوان کلفت و در اصل میخوای ح...رمسرا راه بندازی اما من نیستم!احمد هم با لب و لوچه آویزون و متفکرانه رفت بیرون و احتمالا فکر می‌کرد چطور باز منو خام کنه. اون روز مگر به ناچار، دیگه اصلا از اتاق بیرون نیومدم و زنگ زدم به مصطفی که سریع جواب داد و بعد از کلی خوش و بش از حال خانواده بعد از دعوای روز گذشته پرسیدم که گفت که بعد اینکه من با احمد اومدم تهران مادر حالش بد شده و بابا هم که کسی اشکش رو نمی‌دید کلی گریه کرد!تا مصطفی اینو گفت دلم هوری ریخت! اگه برای خانواده ام اتفاقی می افتاد چیکار میتونستم بکنم؟! به مصطفی گفتم برنامه ام چیه و ازش خواهش کردم بیاد و منو ببره که گفت برای نزدیکای ظهر میاد و اومد و پروانه هم تا فهمید باز ترسید و مثل همیشه توی اتاق خودش رو حبس کرد.مصطفی هم با صورتی در هم وارد شد و مستقیم بردمش توی اتاق خودم و امید و آتوسا از سر و کولش بالا میرفتن. روز قبل که توی خونه بابا، داداشام، احمد رو به باد کتک گرفته بودن فقط مصطفی بود که یه گوشه نشسته بود و نظاره میکرد صحنه روبه رو رو و من میدونستم هزاران فکر و نقشه توی ذهنشه. رفتم آشپزخونه میوه و چایی بیارم که وقتی وارد اتاق شدم دیدم امید داره با شیرین زبونی برای مصطفی گزارش دیشب و میده و چون پشتش به من بود منو نمی‌دید و اروم بهش میگفت دایی، لطفا به مامان نگو من گفتم بهت اما تو رو خدا نزار مامانم بره! من دوستش دارم! اگه مامان بره من خیلی غصه میخورم و روزایی مامان و بابا دعواشون میشه من کلی زیر پتو گریه میکنم! دلم میخواد دوتاشون خوب باشن! وای خودم حالم خراب بود و حرف های معصومانه امید خراب ترش کرد اما بازم نمیتونستم از تصمیمم صرف نظر کنم! به ناچار سرفه کوچیکی کروم که امید متوجه شد و دیگه چیزی نگفت ولی مصطفی حسابی رنگش پریده بود. خیلی پسر دلسوز و البته فهمــیده ای بود و امید رو هم بینهایت دوست داشت به همین خاطر مطمن بودم از درون داغونه.بی حرف نشستم و میوه تعارف کردم و امید هم رفت توی سالن بازی کنه که مصطفی سر حرف رو درآورد و گفت خوب بگو آبجی! بگو فدات شم! چی شده؟! .
🍃 گاهی بین زن و شوهر سر قضیه‌ای مشاجره می‌شود و زن یا مرد به همسرش می‌گوید: "مطمئنم فلان مطلب را به من نگفتی" و همسرش نیز با عصبانیت می‌گوید: "گفتم!" و سر همین قضیه، بگو مگو و مشاجره‌ی سختی رخ می‌دهد. 🌹 پیشنهاد می‌شود با یک تغییر جزئی در الفاظ خود از ایجاد مشاجره و تشدید شدن ناراحتی و عصبانیّت یکدیگر‌ جلوگیری کنید! مثلاً به همسرتان بگویید: "اگر فلان مطلب را گفتی شرمنده من نشنیدم." یعنی کلمه‌ی "شرمنده نشنیدم" را بجای کلمه "نگفتی" به کار ببرید تا همسرتان عصبانی نشده و فضای زندگی متشنّج نگردد.
🎀 🎀 👈 در زندگی زناشویی و درخانواده، به هر میزان که قدرت وارد شود به همان میزان محبت و عدالت و انصاف از طرف دیگر خارج می شود...! 👈 در خانه نباید هیچ قدرت و هیچ کنترل و مالکیتی روی دیگری وجود داشته باشد. آنچه که باید باشد حرمت، محبت، مشورت و برابری است! 👈 بنابراین شما نه قرار است به کسی دستور دهید و نه از کسی دستور بگیرید! ✅ در زندگی زناشویی نباید هیچ قدرت، ریاست و سلسله مراتبی به معنای «برتری» وجود داشته باشد! 🔻 🔻
همسرتان را آنگونه که هست بپذیرید! ضرب المثلی می گوید : مرد ، زندگی روی سقف را بر زندگی در کنار زنی غرغرو ترجیح می دهد. روزهای اول ازدواج فوق العاده بود. شما همسرتان را دوست داشتید و از تمام چیزهایی که او می پسندید لذت می بردید و او نیز در حال تجربه همین حس بود. اما کم کم همه چیز رنگ باخت و شما حوصله تان از سرگرمی های مورد علاقه او سر رفت! کم کم تماشای مسابقه فوتبال اعصابتان را خرد می کند و از رفتن همسرتان به مسابقات ورزشی با دوستانش اذیت می شوید. این احساس مشترک بین بسیاری از خانمهاست که مدتی از زمان ازدواج آنها گذشته است. شما در ابتدا نسبت به بسیاری از علاقه مندی های همسرتان، مشتاق و بعد از مدتی بی تفاوت و بعد کسل و بی حوصله می شوید. اینجاست که شروع میکنید به طرح ریزی و امتحان نقشه هایی برای گسترش و یا حتی تغییر علایق او. اما آن چیزی که عایدتان می شود ، افزایش علاقه بیش از پیش همسرتان نسبت به سرگرمی هایش و دور شدن او از شماست و همین مسئله شما را عصبانی تر خواهد کرد و مصمم تر برای دگرگونی همسرتان تلاش می کنید.
کمک مرد در خانه ❗️چه کار کنم همسرم تو ‌کارهای منزل بیشتر بهم کمک کنه؟ ❓یکی از سؤالاتی که خیلی از خانم ها دنبال جوابش هستن اینه که « چه کار کنم همسرم تو ‌کارای منزل بیشتر بهم کمک کنه؟» ✅در پاسخ به این سؤال بهتره چند نکته رو مد نظر قرار بدید؛ 🔻نکته اول؛ رعایت اقتدار همسرتونه؛ یادتون باشه مهمترین چیزی که باید رعایت کنید، حفظ اقتدار ایشونه. هر چی باشه شما در سایه همین اقتداره که احساس آرامش می کنید، پس بهتره به جای جملات دستوری با استفاده از جملات سؤالی ذهن همسرتون رو به سمتی ببرید که خودش راه حل بده. 👈مثلا اگه می خواهید تغییری تو دکوراسیون منزل ایجاد کنید ولی دست تنها هستید می تونید از همسرتون بپرسید: «به نظرت چه جوری می تونیم این مبل ها رو بچینیم که فضای کمتری بگیره تا بتونیم یه میز هم کنارش بذاریم؟» و بعد با دقت به راه کارهایی که میده گوش بدید، اونوقت در فرصت مناسب پیشنهاد خودتون رو‌ مطرح کنید و همراهش مزایا و معایبش رو هم به صورت منطقی بگید( یادتون ‌باشه مردا از پیشنهادات منطقی استقبال می کنن) ⬅️مردا معمولا وقتی راه حلی پیشنهاد می کنن حاضرن هر کاری انجام بدن تا ثابت کنن راه حلشون درسته مگر اینکه واقعا کار سختی باشه که در این صورت هم خودشون اونو اصلاح می کنن و شما با این کار عملا با یه تیر دو نشون زدید؛ یعنی هم نظرتون رو مطرح کردید و هم اقتدار همسرتون رو حفظ کردید. 🔻نکته دوم؛ مردا به دلیل مسؤلیت هایی که بیرون از منزل برعهده دارن معمولا خسته از سر کار بر می گردن و همین مسأله این دید قالبی رو ایجاد می کنه که چون اونا بیرون منزل مشغولن پس مسؤلیتی در قبال کارای منزل ندارن( البته این تفکر به گذشته ها و سبک های تربیتی والدین اونا هم ممکنه برگرده). حالا اگه می خواید این دید قالبی تغییر کنه بهتره اول شرایطش رو فراهم کنید. ❗️یادتون باشه مردا وقتی از سر کار بر می گردن خونه نیاز به درک و همدلی دارن و ترجیح می دن اول یه کوچولو برن تو‌ غار تنهایی و یا با غذا خوردن در محیطی ساکت و بدون سر و صدا کسب انرژی کنن بعد آروم آروم که خلقشون بهتر شد می تونید در خواست هاتونو مطرح کنید. 🔻نکته سوم اینکه؛ اگر همسرتون کاری برای شما انجام داد دوست داره ازش تشکر کنید. تجربه نشون داده اگه درخواست های همسران به صورت محترمانه و محبت آمیز و همراه با تشکر مطرح بشه بعد از مدتی مشارکت در کارهای منزل تبدیل به روال عادی در زندگی می شه و دیگه لازم نیست مدام مطرح کنید. 🔻نکته چهارم اینه که؛ مردا معمولا روی یه کار می تونن تمرکز کنن، پس همه کارهای منزل رو یه مرتبه روی سر اونا آوار نکنید ، چرا که باعث نارضایتی و دلخوری اونا می شه و کم کم از شما فاصله می گیرن. ✔️پس بهتره درخواست هاتون رو به تدریج مطرح کنید و بعد از انجام هر کار پاداش لازم رو که همون تشکر و احساس رضایت قلبیه به اونا عرضه کنید. 🔻نکته پنجم؛ یه اصل طلایی می گه: « اگه شوهرت ازت راضی باشه و دوستت داشته باشه حاضره برای جلب رضایتت هر کاری انجام بده» پس خانم های محترم با دادن حس اقتدار به همسرتون اونا رو شیفته خودتون کنید. 🔻نکته ششم؛ اگه همسرتون کاری رو درست انجام نداد، اونو سرزنش نکنید بلکه طوری رفتار کنید که به جای اینکه اقتدارش بره زیر سؤال سعی کنه دفعه بعدی بیشتر حواسشو جمع کنه. 👈مثلا اگه همسرتون رو فرستادید میوه بخره ولی میوه های خوبی نخریده، بهش نگید: «این چیه که خریدی؟!!» بلکه بگید: « چه میوه فروش بی انصافی بوده، ببین چه میوه هایی داده دست مشتری!» یا مثلا بگید: «این میوه فروشی میوه هاش خوب نیست، کاش دفعه بعد از یه جای دیگه خرید کنیم!». ❤️
🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 قشنگه بخونید
میخوام بهت بگم : وقتی هستی همه چیز فرق داره… همه چیز قشنگ‌تره… خوشیا طولانی‌ترن، غما ک‌مترن… خندههامون بیشتره،شنیدن چرت و پرتامون شیرینه... ‍‍ساندویچ‌های ارزون کنار خیابون خوشمزه‌ترن.. خیابونا واسه من قشنگ‌ترن،آدما خوشحال‌ترن… میخوام بگم فارغ از جا و مکان با تو همه چی خوبه… همه چی…! ‌ پ.ن: ‍‍خاطرات خیلی عجیب هستند... گاهی اوقات می‌خندیم به روزهایی که گریه می‌کردیم، و گاهی گریه می‌کنیم به یاد روزهایی که می‌خندیدیم ‌ **
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #بیراهه #پارت156 . احمد با تعجب خودش رو به لبه تخت رسوند و گفت چطور؟! مگه آشتی
🤝♥️ . آهی عمیق از دل کشیدم و تصمیمم رو براش علنی کردم که اول با طمانینه خوب گوش داد و بعد گفت ابجی درد به جونم خودت میدونی چقدر دوستت دارم، هم تو رو هم بچه هات رو و تا آخر عمرت هم خواستی پیشم بمون نوکریت رو میکنم اما تو بچه داری اونم سه تا که متاسفانه فوق العاده هم وابسته به اون نامرد هستن و نمیشه راحت ازش کند و رفت...پریدم تو حرفش و گفتم بقیه که طلاق میگیرن چیکار میکنن؟ منم همون کارو میکنم! مصطفی نوچی کرد و گفت نه عزیز دل ببین طلاق آخرین راهه ولی میشه به جاش فکرای بهتری کرد..با دلخوری گفتم داداش اومدی طرف من باشی یا احمد؟! با اطمینان گفت قطعا طرف تو! اگه دیروز با داداشا همراهی نکردم برای زدنش که البته هزار بار حقش بود اون کتک، چون میخواستم اول همه راه ها رو بریم و اگه دیگه هیچ راهی نباشه بریم سراغ گزینه طلاق! الانم تو اقدام کنی برای طلاق که فوری طلاق نمیدن! یه پروسه طولانی هست. خواهر رها(همسرش) که طلاق گرفته تماما من در جریان بودم که چطور با مکافات ک دردسر همراه شد و صد البته بچه اش کیمیا خیلی آسیب دیده! فکر نکن طلاق بگیری راحتی! الان طلاق بگیری تازه اول ماجراست! امید که همین الان حضانتش با احمده و می مونه تو و دوتا دختر که اونم باید برای جناب تا هفت سالگی کلفتی کنی و بچه هاش رو بزرگ کنی بعد دو دستی تقدیمش کنی! تازه اصلا زن احمد با بچه ها نساخت و اومدن پیش تو اونوقت با وابستگی شدید بچه هات به باباشون چیکار میکنی؟! مثل کیمیا دختر خواهر رها که هنوز بعد از یکسال از جدایی شون باز شبها بهونه باباش رو میگیره! میدونم آبجی! میفهمم! سخته! درد داره! رنج میکشی! اینکه یکی جلوی چشمات شوهرت رو ببره و اون هم ککش نگزه اوج عذابه اما به خاطر این سه تا طفل معصوم ناچاریم فعلا تحمل کنیم! مصطفی میگفت و من اشکام بی اراده سرریز میکردن و صورت مصطفی لحظه به لحظه سرخ تر میشد و معلوم بود داره رنج میکشه ولی تحمل میکنه.با بغض گفتم مصطفی تو میگی چیکار کنم؟! من پابند این بچه ها هستم تو چه راهکاری داری؟نفس عمیقی کشید و گفت فعلا دست نگه دار برای طلاق بزار من با خود این احمد خان حرف بزنم و بگم که نظر ما برای طلاق جدی هست و تو اگه زندگیت رو میخوای باید یا اون زنک رو طلاق بدی یا خونه جدا براش بگیری...پریدم تو حرفش و با بغض گفتم ده آخه رنج من یکی دوتا نیست داداش! شازده یه هزاری کف جیبش نیست اونوقت زن گرفته و حالا نه میتونه طلاقش بده نه میتونه تو این گرونی براش خونه جدا بگیره؛ .
یاد بگیر… :)⛈️📒 💑 در دوران نامزدی سخنان همسرتان را تا جایی که ممکن است به خانواده تان منتقل نکنید 💕 در مورد انتقادهای همسرتان به خانواده فقط شنونده باشید ، اگر شما این سخنان را انتقال دهید این آغاز دردسر برای زندگی شما خواهد بود 💕 شاید او به زودی از سخنان خود پشیمان شود و اگر شما آن سخنان را منتقل کرده باشید فقط در میان نامزد و خانواده تان تخم کینه را کاشته اید ❤️