⚜یک روز در پارک نشسته بودم فیسبوک خودم را چک میکردم،
یک پسر بچه ۸ یا ۹ ساله آمد و گفت:آقا یک بسته آدامس میخری؟
⚜گفتم همراهم پول نیست، ولی اگر میخواهی بنشین کنارم حالا دوستم می آید میخره.
پسر گفت: خوب است و نشست
بعد از مدتی گفت: تو موبایلت چی میبینی؟
گفتم در فضای مجازی میگردم
گفت فضای مجازی چیست ؟
⚜خواستم جوابی بدهم که قابل درک یک پسر بچه ی ۸، ۹ ساله باشد
گفتم جانم فضای مجازی جایست که نمیتوانی لمسش کنی ولی تمام رویاهایت را در آنجا می سازی.
⚜گفت من هم فضای مجازی را دوست دارم، من هم زیاد میرم
گفتم مگه اینترنت داری؟
گفت نه آقا، پدرم در زندان است، هر وقت دیدنش میروم نمیتوانم لمسش کنم ولی دوستش دارم.
⚜مادرم صبح ساعت ۷ میره سر کار، شب ۱۰
می آید که من میخوابم نمیتوانم ببینمش ولی دوستش دارم.
وقتی برادر کوچکم گریه میکند، نان را در آب میریزیم میخوریم فکر میکنیم سوپ است، تا حالا سوپ نخوردم ولی سوپ را دوست دارم.
من دوست دارم درس بخوانم و دکتر شوم ولی نمیتوانم مدرسه بروم باید کار کنم، اما مدرسه رفتن را دوست دارم
حالا تو بگو این دنیای مجازی نیست؟
⚜اشک هایم را پاک کردم و نتوانستم چیزی بگویم
فقط گفتم بله جانم، دنیای تو مجازی تر از دنیای من است.
افسوس...🥺😪
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت32 همیشه غروب با دست و پای گلی و لباسهای عرق کرده از زمینهای کشاو
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت33
به هما گفتم زود حاضرشو ،دکترای اینجا نمیفهمن که درد این بچه چیه…سریع حاضرشو تا بچه تلف نشده…درسته که بابای سه تا بچه بودم اما تجربه ایی نداشتم چون خودم هم یه جوون ۲۶-۲۷ ساله بودم و نمیدونستم چیکار کنم؟؟هما در حالیکه بخاطر لعیا گریه میکرد زود حاضر شد….من هم بچه ها رو بردم اتاق مامان و بابا و سپردم به اونا و لعیا رو بغل کردم و شبونه حرکت کردیم بسمت تهران..تمام مسیر رو بچه یا خواب بود یا گریه میکرد و صدای مسافرای اتوبوس رو در اورده بود…به هر سختی بود صبح رسیدیم تهران…از همون ترمینال شروع کردم به پرس و جو بابت دکتر اطفال..در نهایت رسیدیم به بیمارستان اطفال دکتر قریب…وقتی داخل درمانگاه شدیم ،،،دکتر لعیا رو معاینه کرد و گفت:ظاهرا مشکلی نداره…چرا اوردید بیمارستان؟؟همون لحظه لعیا از خواب بیدار شد و دوباره شروع به گریه کرد…من برای اقای دکتر توضیح دادم و گفتم: یک هفته بعداز تولد همین بوده و مدام گریه میکرد…..رفته رفته گریه هاش شدیدتر شد جوری که حتی دیشب صورتش کبود شد………..
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: "من همه شما را دوست دارم" ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام داشت، نداشت. لباسهای این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود. این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود. با بقیه بچه ها بازی نمیکرد و لباسهایش چرکین بودند.
تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت "نیاز به تلاش بیش تر دارد" احساس لذت میکرد. روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند. معلم کلاس اول درباره او نوشته بود: "تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظمی انجام میدهد". معلم کلاس دوم نوشته بود: "تیدی دانش آموز دوست داشتنی در بین همکلاسیهای خودش است ولی بعلت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است". اما معلم کلاس سوم نوشته بود: "مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی میگذارد". در حالیکه معلم کلاس چهارم نوشته بود "تیدی دانش آموزی گوشه گیرست که علاقه به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستی ندارد و موقع تدریس میخوابد". اینجا بود که معلمش، خانم تامسون به مشکل دانش آموز پی برد و شرمنده شد. این احساس شرمندگی موقعی بیش تر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هر کدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشام کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود. خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. هدیه او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم میخورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود. اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده دانش آموزان قطع شد. در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: "امروز شما بوی مادرم را میدهی". در این هنگام اشک خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده میکرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام میکرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی میکرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد. پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود "شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام". خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی. بعد از چند سال خانم تامسون از دریافت دعوت نامه ای که از او برای حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان رشته پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان "پسرت تیدی" امضاء شده بود، شگفت زده شد! او در آن جشن در حالیکه آن گردنبند را به گردن داشت و بوی آن عطر از بدنش به مشام میرسید، حاضر شد. آیا میدانید تیدی که بود؟
تیدی استوارد مشهورترین پزشک جهان و مالک مرکز استوارد برای درمان کودکان مبتلا به سرطان است.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
.
*⚘﷽⚘
✨ 7 موضوعی که #قبل_از_ازدواج باید درمورد ان صحبت کنید
.
📌آنچه که در مراحل اولیه یک رابطه انجام میدهید، در تعیین موفقیت کلی و دوام #ازدواج شما نقش بسیار مهمی دارد. در زیر به 7 مسئله مهم که باید قبل از ازدواج حتماً درمورد آن با همسرتان صحبت کنید، اشاره میکنیم
📝1. باید گفتگویی صادقانه درمورد علت دوست داشتن همدیگر داشته باشید.
🖊نمونه سوالات:
چرا میخواهی با من ازدواج کنی؟
چه چیزهایی درمورد تو هست که من نمیدانم؟
چیزی درمورد من هست که اذیتت کند؟
📝2. باید چیزهایی که باور دارید "ارزشهای اصلی" رابطهتان را تشکیل میدهند با هم مطرح کنید (آنچه در رابطه با همسرتان بیش از هر چیز دیگری برایتان اهمیت دارد).
🖊نمونه سوالات:
چه اعتقادات معنوی داری؟
تا چه اندازه به محترمانه رفتار کردن با همدیگر متعهد هستی؟
#صداقت و روراستی تا چه اندازه برای شما مهم است؟
📝3. باید درمورد اینکه بچهدار شدن برایتان مهم است یا خیر با هم حرف بزنید.
🖊نمونه سوالات:
آیا دوست داری بچه داشته باشی؟
تا حالا چه تجربیاتی با بچهها داری؟
آیا بیماری آمیزشی خاصی داری که در بچهدار شدن تاثیر داشته باشد؟
📝4. باید درمورد فرایند تکامل رابطهتان در طول این مدت و طوری که دوست دارید 5، 10، یا 20 سال آینده باشد با هم حرف بزنید.
🖊نمونه سوالات:
پنج سال آینده ازدواجمان را چطور میبینی؟
چه امیدها و آرزوهایی برای ازدواجمان داری؟
ازدواجمان چه تاثیری بر روابطمان با دوستان و #خانواده خواهد گذاشت؟
📝5. باید درمورد نحوه تصمیمگیریها در ازدواجتان با هم حرف بزنید.
🖊نمونه سوالات:
درمورد مسائل مهم ازدواجمان چطور باید تصمیمگیری کنیم؟
وقتی نظراتمان مخالف باشد، چطور میتوانیم دوستانه مسائل را حل کنیم؟
چطور میتوانیم در کنار هم از منابع مالی استفاده کنیم؟
📝6. باید صادقانه درمورد اینکه از ازدواجتان چه میخواهید با هم حرف بزنید.
🖊نمونه سوالات:
فکر میکنی روابط جنسی در موفقیت ازدواج ما تا چه اندازه تاثیرگذار است؟
به چه چیزهایی علاقه وافر داری؟
📝7. باید درمورد این سوال که "آیا میتوانی زندگی بدون همدیگر را تصور کنی"، گفتگو کنید
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت33 به هما گفتم زود حاضرشو ،دکترای اینجا نمیفهمن که درد این بچه چیه…
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت34
دکتر بیشتردقت کرد و گفت:درسته…گریه ی این بچه طبیعی نیست،براش رادیولوژی مینویسم.یعد شروع کرد براش نسخه نوشت و گفت:ببرید زیرزمین و با این نسخه از کل بدنش اورژانسی عکس بگیرید و بیارید پیش من با حال زار لعیا رو بردیم و با هزار مکافات عکسبرداری کردیم چون واقعا بچه اروم قرار نداشت…نتیجه ی عکسبرداری رو بهمون دادند و رفتیم بالا پیش دکتر…دکتر عکسهارو خوب نگاه کردو گفت:طفلکی بچه دوتا از دنده هاش شکسته…وقتی دکتر اینو گفت اصلا نفهمیدم چطور شد که یه سیلی محکم کوبوند توی صورت هما،همایی که عشقم بود..باور کنید یه لحظه کنترل خودمو از دست دادم و دستم بدون اراده اون سیلی رو زد،سیلی رو که زدم بلند داد کشیدم:نکنه بچه از دستت افتاده زمین و دنده اش شکسته و تو مخفی کردی؟هااااا.بچه از دستت افتاده؟اره؟هما گریه اش گرفت اما چون از دکتر خجالت میکشید تمام سعیشو کرد تا اشکش از دید دکتر پنهون بمونه….بعد گفت:نه به خدا..به جون بچه ها اصلا برای بچه اتفاقی نیفتاده.اگه طوری میشد حتما حداقل به تو میگفتم و نمیزاشتم بچه ام عذاب بکشه……
تقویم نجومی اسلامی
✴️ دوشنبه 👈24 دی / جدی 1403
👈12 رجب 1446👈13 ژانویه 2024
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ امور دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر خوب است:
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅نوشیدن دوا و دارو.
✅صید و شکار و دام گذاری.
✅امور کشاورزی و زراعی.
✅دیدار با امراء و بزرگان
✅امور مقدماتی ازدواج.(در حد گفتگو)
✅و جابجایی و نقل و انتقال خوب است.
🚘مسافرت مکروه و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود).
👶زایمان مناسب و نوزاد صالح و عفیف باشد.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج سرطان و از نظر نجومی مناسب برای امور زیر است:
✳️امور زراعی و بذر افشانی.
✳️ایجاد کانال و آبراه و کندن چاه و جوی.
✳️خرید کردن.
✳️درختکاری.
✳️و معاملات ملکی نیک است.
✳️شما میتوانید باجستجوی کلمه" تقویم همسران"در تلگرام و ایتا به ما بپیوندید و تقویم هر روز را دریافت نمایید.
📛ولی عقدِ ازدواج خوب نیست.
🟣 امور مربوط به نوشتن ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب است.
👩❤️👨 مباشرت و مجامعت:
مباشرت امشب : فرزند چنین شبی شهادت در راه خداوند نصیبش گردد.
💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز باعث هیبت و شکوه می شود.
🔴 حجامت:
#خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،باعث سلامتی می شود.
🔵ناخن گرفتن:
دوشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد.
👕دوخت و دوز لباس:
دوشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود.
✴️️ استخاره:
وقت #استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن).
✳️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضیخ الحاجات ۱۰۰ مرتبه.
✳️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه #یا_لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_حسن_علیه_السلام و #امام_حسین_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
😴😴 تعبیر خواب.
تعبیر خوابی که امشب شبِ سه شنبه دیده شود طبق ایه ی 13 سوره مبارکه "رعد" است.
یسبح الرعد بحمد ه و الملائکه من خیفته...
و از معنای آن استفاده می شود که چیزی باعث ملال خاطر خواب بیننده گردد صدقه بدهد تا رفع گردد. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
🌸زندگیتون مهدوی🌸
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گلهاے" بهشت"🌻
سایِبانتان
🌻یڪ دَستہ "ستاره"
ارمغانتان
یڪ باغ پُر از
گلهاے "نرگس"🌼🌻
تَقدیم بہ قلب
"مِهربانتان"
سَلام "عزیزان"
🌼 روز قشنگتون بخیر،