🌸🍃🌸🍃🌸🍃
کوچکتر که بودم، وقتی قد و قامتم به زحمت به ارتفاع اجاق گاز میرسید،
کنار مادر میایستادم و حرکت انگشت هایش را در برداشتن گلولهای از مواد،
و صاف کردن آن روی کف دست چپش با انگشتهای دست مخالف دنبال میکردم
از صدای جلیز تکه گوشتی که توی تابه مىافتاد لذت میبردم،
و هميشهی خدا، از او میخواستم که کتلت کوچولویی مخصوص من درست کند
چقدر آن کتلت کوچولو خوشمزه تر از بقیه بود، چقدر همهی کتلتهای مادر دلچسب و خوشمزه بودند...
ایده دلبری
اگه ميخواي همسرت عاشقت باشه؛ پاي تلفن📞 که داري باهاش صحبت مي کني، خشک و خالي سلام و عليک نکن!
همونجا، توي همون سلام کردن هم ميتوني بهش ابراز علاقه کني و لبخند روي لبهاش بياري!
چجوري؟! اينجوری کافيه بهش بگي:
سلام عزيزم... خوبي؟ دلم براي ديدن صورت خندونت تنگ شده" يک بار بهش بگو
ببين چقدر اثر داره!
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
ساکنین طبقه فوقانی ما
💞ساکنین طبقه فوقانی ما آدم های نازنینی هستند. به طرز باورنکردنی هنوز در دهه چهل پنجاه زندگی میکنند. با رعایت تمام موازین زندگی در خانه حیاط دار، در آپارتمان تنگ زندگی میکنند. مثلا هنوز خودشان رب گوجه و ترشی و مربا درست می کنند، روی سفره غذا میخورند و زیر سفره روفرشی می اندازند و روزی سه وعده محتویات سفره را از بیرون پنجره میتکانند جلوی پنجره ما که این پایینیم.
ما هر روز از بقایای سفره حدس میزنیم که امروز غذا آش دوغ بوده یا عدس پلو.... همینطور روزی شش هفت بار آب پارچ یا لگن یا نمیدانم چه چیز را از پنجره خالی میکنند مستقیم روی شیشه های پنجره ما. هر وقت آب میریزند خوشحال میشویم چون تمیز میکند ولی آب کف آلود و دوغ و آب برنج...
دو پسر جوانش غروب ها کشتی میگیرند و نعره های بلندی میکشند و وقتی ضربه فنی میکنند لوستر خانه ما تکان تکان میخورد و ما دسته جمعی برنده را تشویق میکنیم!!
از صبح با شلنگ دور خانه راه میروند و همه چیز را میشویند. چون ناگهان از منافذ بسیار غیر منتظره ای از سقف خانه ما آب سرازیر میشود. هنوز نمیدانم چطور و کجا ولی فرشهایشان را خودشان میشویند.
پارسال نزدیک عید یک روز ظهر مهمان داشتیم و بعد از ناهار داشتیم گپ میزدیم که ناگهان شب شد. نگاه کردیم دیدیم فرش شسته شده شان را پهن کرده اند که خشک شود و چون خیلی دراز بوده تا پایین پنجره ما آمده.
از ما زیاد راضی نیستند چون گاهی بهشان زنگ میزنیم و مودبانه تذکر میدهیم اما کلا تذکر کار مودبانه ای نیست و باید شعور داشته باشیم و تحمل کنیم.
ما این را میفهمیم و هروقت آنها را بیرون میبینیم با لبخندی پوزشگر به آنها سلام میدهیم. ولی آنها با اخمی پوز صاف کن رو بر میگردانند و جواب نمیدهند. ساکنین طبقه فوقانی ما نازنینند و چهل سال است که در دهه پنجاه زندگی میکنند و گناهی ندارند.
اما ما...
✍#آزیتاظفری
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
تقویم نجومی اسلامی
✴️ چهارشنبه 👈3 بهمن / دلو 1403
👈21 رجب 1446👈22 ژانویه 2024
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
📛اجتماع تقارن نحسین و عقرب ، صدقه صبحگاهی رفع نحوست کند.
📛امروز سعی شود هیچگونه درگیری و تندی اخلاقی صورت نگیردآرامش خود را حفظ کنید.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
👶 مناسب زایمان نیست.
🚘مسافرت: مسافرت خوب نیست و مکروه است و احتمال بدبیاری دارد و در صورت ضرورت حتما همراه صدقه و قرائت آیه الکرسی باشد.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج عقرب و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️استعمال دارو.
✳️معجون و مرهم گذاشتن بر زخم و دمل.
✳️کشیدن دندان.
✳️جراحی چشم.
✳️بذر افشانی و آبیاری.
✳️درختکاری.
✳️ازشیر گرفتن کودک.
✳️و کندن چاه و جوی نیک است.
📛ولی امور اساسی و ازدواج و سفر خوب نیست.
📛 نگارش ادعیه و برای نماز حرز و بستن آن خوب نیست.
✳️ برای مطالب بیشتر و دریافت تقویم نجومی هر روز باجستجوی کلمه" تقویم همسران" به کانال ما در تلگرام و ایتا بپیوندید.
👩❤️👨 حکم مباشرت امشب.
( شب پنج شنبه ) قمر در برج عقرب و از مباشرت به قصد فرزند آوری اجتناب شود.
💉حجامت
خون دادن و فصد باعث روشنی دل می شود.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت باعث دولت می شود.
😴🙄 تعبیر خواب:
خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 22 سوره مبارکه "حج" است.
کلما ارادوا ان یخرجوا منها من غم اعیدوا...
و از مفهوم این آیه چنین استفاده می شود که برای خواب بیننده پیش آمدی است که موجب ملال خاطر وی می شود و هر چه سعی کند از آن خلاص نگردد. شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود. ان شاالله.
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر.( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد.
💠 ️چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام. سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸زندگیتون مهدوی ان شاالله🌸
259.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهارشنبه تون زیباتر از هر روز
❄️💫یک روز قشنــگ
💗💫یک دل خـــوش
❄️💫یک لـب خنـدان
💗💫یک تـن سالـــم
❄️💫و گشـوده شــدن
💗💫هزار در خوشبختی
❄️💫به روی تک تکتون
💗💫دعای امروز ماست
❄️💫برای تک تک شما
💗💫روزتون زیبا و در پناه خدا
زندگی مردانه سیاه و سفید است
رنگ این زندگی وجود #زن است
به جایی که هستید رنگ مخصوص
خودتان را بدهید ...
بی رنگی را هیچ مردی دوست ندارد
🟣 رازهایی از زندگی زناشویی تان که نباید به هیچکس بگویید
▫️ مشکلات مالی
▫️ عکس های شخصی
▫️ جزئیات دعوای زن و شوهری
▫️ هرچیزی در مورد رابطه جنسی تان
▫️ همسر شما چه فکری راجع دیگران (سایر اعضای خانواده و دوستان) میکند
راز همیشه هم چیز بدی نیست.آن هارا بین خودتان حفظ کنید و نگذارید استرس خارجی به آن وارد شود و به این ترتیب رابطه بین شما و همسرتان عمیق تر میشود.
⛔️ دوستان و خانواده شما لازم نیست همه چیز را راجع به رابطه شما بدانند. بعضی حرف ها بهتر است ناگفته بمانند.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت19 .زهره و شوهرش هم دو سه روزی بعد از ما اومدن تا اونها هم توی جم
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت20
.
از لبه ایوون پریدم پایین که باعث شد صدای خانم بزرگ در بیاد گفت :
هزار بار گفتم این پریدن در شان یه دختر نیست !
_ببخشید کارم داشتی؟
_اره بیا بریم اتاق پشتی یه کمی خوراکی بیاریم بچه ها بیدار شدن بیارم براشون بخورن
خوشحال ظرف توی دست خانم بزرگ رو گرفتم و گفتم :
جانمی جان بریم !
همراه با خاتم بزرگ راهی پشت ساختمون شدیم یه گوشه از حیاط آقا بزرگ لونه مرغ و خروس درست کرده بود و اونموقع روز مرغ و خروسها توی حیاط برای خودشون ولو میچرخیدن، خانم بزرگ از گوشه ای رفت تا سرو صداشون رو به پا نکنه ولی من از وسط مرغ و خروسها رد شدم و صدای همه اشون بلند شد خانم بزرگ غرید :
چه کاری کردم تو رو انداختم پشت سرم ...دختر چرا از وسطشون میری الان همه بیدار میشن ؟!
سرخوش خندیدم و گفتم :
بهتر بیدار بشن یعنی چی شب میخوابن روزم میخواین
لبخندی زد و گفت :
تو هم مثل منی از خواب عصر بدت میاد منم نه اونوقت که بچه بودم نه حالا هیچوقت خواب اینموقع رو دوست نداشتم
رسیدیم به در اتاقک، خانم بزرگ با کلیدی که با یه نخ به گردنش اویزون بود در رو باز کرد ظرف رو گرفت رفت داخل و گفت :
وایسا میام
دم در ایستاده بودم باید در رو باز نگه میداشتم تا نور به داخل بخوره وگرنه در بسته میشد و داخل اتاقک تاریک بود همونطور که جلوی در بودم صدای آرومی به گوشم رسید گوشهام رو تیز کردم صدای زهره بود که اروم میگفت :
رضا اگه یکی برسه آبرومون میره!
و صدای رضا واضح تر اومد که گفت :
چه ابرویی میره؟ مگه خلاف شرعه زن عقدیمی!
نمیدیدمشون ولی صدا نزدیک بود خواستم پشت اتاقک رو ببینم ولی ترسیدم در بسته بشه خانم بزرگ که با ظرف پر برگشت ظرف رو داد دستم و گفت :
اینو بگیر در رو قفل کنم
کارش که تموم شد گفتم :
انکار فقط ما دو تا نیستیم که خواب ظهر دوست نداریم !
خندید وگفت :
نه فقط خودمونیم بقیه این خاندان به آقا بزرگ رفتن خواب ظهر رو دوست دارن
_نه ولی زهره و رضا هم نخوابیده بودن پشت درختها بودن.