eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.1هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 داستان کوتاه زن و شوهر.... 🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 📖داستان کوتاه 🟢دوستت دارم فقط همین روزی زنی به شوهرش گفت امروز مقاله ای خواندم در یک مجله برای بهبود رابطه زناشویی حاضری امتحانش کنیم؟! مرد گفت: بله حتما. زن گفت در مقاله نوشته بود: هر کدام ما یک لیست جداگانه از چیزهایی که دوست نداریم طرف مقابل انجام دهد یا تغیراتی که دوست داریم در همسرمان رخ دهد تهیه کنیم و بعد از یک روز فکر کردن و اصلاح آن روز بعد آن را به همسرمان بدهیم. شوهرش با لبخند پاسخ مثبت داد و کاغذی برداشت و به اتاق نشیمن رفت و زن هم به اتاق خواب رفت و شروع به نوشتن کرد صبح روز بعد هنگام خوردن صبحانه زن به همسرش گفت حاضری شروع کنیم؟ و سپس گفت من اول شروع کنم؟ شوهرش گفت باشه شما شروع کن. زن چند ورق کاغذ درآورد که لیست بلندبالایی در آنها نوشته بود و شروع به خواندن کرد: عزیزم من دوست ندارم شما...و همینطور ادامه داد از کارهای کوچک و بزرگی که همسرش انجام می دهد و او را اذیت می کند. مرد سکوت کرده بود و همسرش همچنان لیستی از تغییراتی که باید شوهرش در خود ایجاد می کرد را میخواند تا اینکه زن احساس کرد همسرش ناراحت شده است و پرسید: عزیزم دوست داری ادامه بدم؟ مرد گفت: اشکالی نداره عزیزم شما ادامه بده! بالاخره لیست زن تمام شد و به شوهرش گفت: حالا تو شروع کن. مرد کاغذی از جیبش درآورد و گفت: دیروز خیلی فکر کردم و از خودم پرسیدم که دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم حتی یک چیز هم به ذهنم نرسید چون تو رو همینجور که هستی قبول کرده ام! سپس کاغذ را که سفید سفید بود به زنش نشان داد و ادامه داد از نظر من تو در نقص هایت کاملا بی نقصی! زن بغض کرده بود و شوهرش ادامه داد من تو را با تمام نقاط مثبت و منفی که داری قبول کرده ام. من کل این مجموعه رو دوست دارم و من واقعا عاشقتم. همین زن کاغذهایی که نوشته بود مچاله کرد و خود را محکم به آغوش همسرش انداخت. به یاد بیاورید چگونه عاشق همسرتان شدید؟ اگر او را بخاطر اینکه شوخی می کرد و آدم پرحرف و شادی بود دوست داشتید پس چرا حالا دوست دارید او زیپ دهانش را بکشد؟ اگر آدم ساکت و قوی و جدی بود و بخاطر این موضوع عاشقش شدید چرا حالا می خواهید او پرحرف و شوخ طبع باشد؟ اگر بخاطر گذشت و مهربانیش عاشق او شدید پس چگونه اکنون اورا بخاطر دل رحمیش سرزنش می کنید؟ دست از مقایسه بردارید: هيچ کدام از انهايي که همسرت را با انها مقايسه مي کني ، هنوز با تو زندگي نکرده اند تا نقاط ضعفشان را هم ببيني !!! جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
♥️❄️💫 🔰برخی از خصوصیات مردانه که به نظر می‌رسد به اشتباه به مردها ربط داده شده‌اند 🏷مردها از تسلیم شدن بیزارند❗️ مردها همواره در طول تاریخ سخت‌تر، محكم‌تر و خشن‌تر از زنان بوده‌اند و یا لااقل خود را این گونه نشان داده و هرگز نتوانسته‌اند عشق و مهربانی و عاطفه خود را بی‌پرده بروز دهند. این مساله همواره می‌تواند در روابط زن و مرد زیان‌آور باشد و حتی در برخی مواقع برایشان بسیار گران تمام شود و به این ترتیب اكثر زنان، همسران خود را شریك احساسات حقیقی نمی‌دانند. آنها در حالی كه برای آزادی و استقلال خود ارزش زیادی قائل هستند و آن را بسیار مغتنم می‌شمارند، در اعماق قلب‌شان صداقت و وفاداری را می‌ستایند. 🏷مردها از گفت‌وگو كردن با همسران خود فراری هستند❗️ مردها صحبت كردن را دوست دارند، ولی گاهی اوقات برای آنكه مبادا همسر خود را آزار بدهند، سعی می‌كنند كمتر حرف بزنند. اتفاقا دنیای درونی آنها بسیار هم جالب است؛ ولی وقتی كه شروع به حرف زدن می‌كنند، بلافاصله مورد قضاوت‌ها و حكم‌دادن‌های همسر خود قرار می‌گیرند. 🏷مردها خود را عقل كل می‌دانند❗️ این‌گونه افراد فقط در پی قضاوت رفتار سایرین هستند. ممكن است چنین مردانی اهل سیگار و تفریحات ناسالم نباشند، ولی مرتبا در حال ایرادگیری و انتقاد از اطرافیان هستند. دوست ندارد زیاد مورد قضاوت قرار بگیرد. گاهی اوقات كم‌حرفی مردان باعث می‌شود كه این‌گونه به نظر برسند؛ اما شاید حقیقت موضوع این نباشد. 🏷تنها چیزی كه برای مردان اهمیت دارد، زیبایی چهره زن است❗️ نه! این جمله اصلا درست نیست. زیبایی چهره یك زن مساله‌ای ظاهری و به عبارتی جزء هیجانات بصری است؛ عامل اصلی تحریك‌كننده مرد نه زیبایی ظاهری است و نه صورت جذاب؛ بلكه باهوشی و ذكاوت زنان و شوخ‌طبعی و روح مهربان و لطیف آنهاست.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت29 .🦄🦄🦄 خانم بزرگ گفت : میخوای همراهت بیام ؟ _نه کجا بیای؟ زنده ب
📜 🩷 .🍋🍋🍋 اونروز و اونشب کسی برنگشت به خونه باغ ،خانم بزرگ و زن عمو ومامان هم حرفی با هم نمیزدن ما بچه ها هم انگار با همه بچگیمون متوجه اوضاع بد بودیم‌ چون جیک هیچکدوممون در نمی اومد فقط صدای گریه اروم زن مصیب بود که توی اون سکوت شنیده می‌شد...هر کسی هرجایی که بود خوابیده بود ... با سرو صدایی از بیرون چشمهام رو باز کردم کسی دورو برم نبود از بیرون سرو صداهایی می اومد رفتم توی حیاط عمو و بابا و آقا بزرگ اومده بودن آقا بزرگ رنگ به رو نداشت و بابا زیر بازوش رو گرفته بود تا بتونه راه بره لب ایوون که نشست نفس بلندی کشید خانم بزرگ جلو رفت و گفت : چی شد نصف عمر شدم؟ _چی میخواستی بشه نرفته بودیم اون زن و دختر رو کشته بود _حالا چی ؟ _بالاخره اروم شده _یعنی ختم بخیر شد نفس راحتی بکشیم _ختم به خیر چی زن ؟! عمو کمال گفت : رضا سفت نشسته طلاقش بده ای مصیب ای... صدای زن مصیب اومد که گفت : کار درست رو میکنه منم همین کار رو میکنم طلاق میگیرم زن عمو گفت : تو اروم بکیر دختر بذار ببینیم چی به چیه ؟! آقا بزرگ رفت تا استراحت کنه بابا رو بغل کردم و زیر گوشش گفتم : به خدا تقصیر من نبود ! _میدونم بابا کسی نگفت تو مقصری که !خطاها رو یکی دیگه کرده بعد رو به مامان گفت: اگه قرار شد کمال اینها بمونن اینجا ما میریم بچه ها گناه دارن تو این اوضاع عمو کمال اما همون روز اسباب رو جمع کرد و با خونواده اش برگشتن تهران و ما موندگار شدیم پیش خانم بزرگ و آقا بزرگ دیگه انگار کسی ترس از شلوغی ها و درگیری ها نداشت هرکسی پناه میبرد به خونه خودش تا بلکه مشکلش رو بتونه حل کنه همه که رفتن خونه باغ اروم گرفت و برگشت به آرامش قبلش البته غیر از قیافه های در هم خانم بزرگ و آقا بزرگ یکماهی ار رفتن عمه و عمو گذشته بود و خبر چندانی نداشتیم در حدی میدونستیم که زن مصیب رفته قهر خونه مادرش مصیب گم وگور بود و کسی نمیدونست کجاس رضا هم دنبال این بود تا زهره رو طلاق بده بابا برای مامان تعریف می‌کرد که : غلام یه ادم وحشی به تمام معناس چنان زهره رو زیر مشت و لگد گرفته بود و میزدش که اگه نرسیده بودیم دخترک جون میداد _والا این کارش رو قبول ندارم ولی زهره و مصیب هم کارشون اشتباه بود هر دوتاتون زن و شوهر دارید این دیگه چه کاریه ؟.
825.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸در اين شب 💫براتون دعا می ڪنم 🌸شبی سراسر آرامش داشته باشید 🌸و هرآنچه از خوبی هایی 💫ڪه آرزو دارید را 🌸خدا برای فردای شما 💫 آماده کنه 🌸لحظه هاتون آرام 💫شبتون خوش و در پناه خدا
🌠 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذی ضَمِنَهُ سلام بر تو ای وعده خدا که تضمین کرده ✳️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ سلام بر تو ای پرچم برافراشته ‌‌قسم به سوره فرقان ... ظهور میخواهیم به آیه آیه قرآن ... ظهور میخواهیم کنارت ای ... جهان ما زیبا ست بس است این غم و هجران ... ظهور میخواهیم
🔵 راز داشتن رابطه موفق و پایدار که هر کسی از آن خبر ندارد. 💐 بعد از ازدواج، هر فرد، به بهترین رابطه با همسر خود نیاز دارد. 💖 ازدواج کردن شاید به ظاهر کار ساده ای باشد، اما تداوم این رابطه توام با علاقه، عشق و صمیمیت و احترام به همسر که بتواند هر روز احساس دلپذیری را برای شما بدهد، نه تنها کار ساده ای نیست، بلکه فوق العاده سخت است. 🔰نکته بسیار مهم در این مورد این است که شما برای دستیابی به یک رابطه موفق و پایدار قطعاً باید آموزش ببینید. 🔹 زیرا در این زمینه قوانینی وجود دارد که باید به صورت اصولی به آن ها عمل نمود تا به نتیجه دلخواه برسید. ❤️
یه نکته مهم برای آقایون 👇👇 💠 یبار بشینید با دقت نگاه کنید خانوم تون چطوری خانه داری رو‌انجام میده؛ کارهایی که واسه تربیت و نگهداری فرزند انجام میده و باقی کارها مثل آشپزی... همه رو با دقت رصد کن.👀 💠 این کار باعث میشه بیشتر قدر همسرتون رو بدونید و عمیقا درک کنید چقدر زحمت میکشه و شما خبر نداشتید 🌸 💠 یه فایده دیگه هم داره؛ اینکه توقعات و انتظاراتتون از همسرتون منطقی تر میشه✅ 💠 اصلا یبار بهش بگید با دقت همه کارهاتو دیدم؛🧐 «تو خیلیییی زحمت میکشی ممنونم بابت همه چی»🥰 💠 خانوما خیلی خوششون میاد شوهرشون زیاد ازشون تشکر کنه چون نشون میده « مورد توجه شوهرشون قرار گرفتند »😌
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت30 .🍋🍋🍋 اونروز و اونشب کسی برنگشت به خونه باغ ،خانم بزرگ و زن عمو
📜 🩷 .🌺🌺🌺 روز هشتم عید بود صبح زود هنوز حواب و بیدار بودم که یکی دست گذاشت روی زنگ خونه و برنداشت همه از هر جایی که خوابیده بودن سراسیمه اومدن توی هال بابا رو به مامان گفت : کیه این وقت صبح سر آورده مگه ؟! و همونطور رفت سمت در من و مامان و خانم بزرگ رفتیم پشت پنجره هال تا ببینم کیه؟ بابا در رو باز کرد و عمه شمسی و زری هل خوردن داخل حیاط عمه هراسون در رو پشت سرش بست خانم بزرگ یا خدایی گفت و دویبد سمت حیاط مامان هم به دنبالش آقا بزرگ وسط هال ایستاده بود و زیر لب گفت: خدا بخیر کنه ! رفتم سمت حیاط زری داشت گریه میکرد رفتم پیشش عمه هم گریه کنون داشت یه چیزهایی تعریف میکرد ولی اونقدر پرت و پلا گفت که خانم بزرگ رو به مامان گفت : ریحان  مادر یه لیوان آب بیار مامان دویید سمت اشپزخونه بابا نشست پایبن پای عمه و گفت : اروم بگیر آبجی بگو ببینم چی شده ؟! مامان با لیوان آبی اومد و به خورد عمه داد... عمه نفس بلندی کشید و گفت : بدبخت شدم؛ بیچاره شدم ؛دیگه تموم شد غلام زنده به گورم میکنه _چی شده مادر حرف بزن خب ؟! _زهره .... _زهره چی ؟ _ای کاش خبر مرگش رو می اوردن ای کاش داغش به دلم میموند _نگو اینجوری خب چی شده ؟+ _رفته ... _رفته؟؟ کجا ؟؟؟ _قبرستون چمیدونم یه تیکه کاغذ گذاشته که با مصیب میره کجا و چطور و نگفته ! _خاک به سرم غلام میدونه ؟ _اگه میدونست الان من زنده بودم؟ تنها کاری که کردم این دختر رو برداشتم و اومدم اینجا _آخرش که چی؟ _نمیدونم عقلم قد نمیده _آخه این چه کاریه فرار چیه ؟ _چمیدونم بابا رو با عمه گفت : داداش میدونه ؟! _نمیدونم فکر نکنم مصیب خونه که نبوده _اینا چطوری همدیگه رو میدیدن؟ _والا چی بگم _پاشو آبجو پاشو بریم داخل تا ببینیم چی میشه باید داداش رو خبر کنیم شاید بدونه کجا میرن و قبل از اینکه غلام بفهمه بشه پیداشون کرد _خدا از دهنت بشنوه همه رفتیم داخل.
ده روش برای افزایش رضایت از زندگی: لحظات روزانه زندگی را درك كنید. از مقایسه بپرهیزید . بیش از اندازه به پول توجه نكنید . اهداف معنادار داشته باشید . در كار ابتكار به خرج دهید . دوست پیدا كنید و به خانواده اهمیت دهید . لبخند بزنید، حتی زمانی كه حالش را ندارید . قدردان باشید. از خانه بیرون بروید و ورزش كنید. بخشش را فراموش نكنید. ❣💍❣ ❤️
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 📚 داستان کوتاه مشهدی رحیم باغ زردآلویی کنار جاده ترانزیت دارد. روزی به پسرش جعفر که قصد رفتن به سربازی دارد پندی می‌دهد. می‌گوید: پسرم، هر ساله در بهار وقتی درختان شکوفه می‌دهند و در تابستان میوه‌شان زرد شده و می‌رسد، رهگذران زیادی خودروی خود را متوقف کرده و با درختان من عکس یادگاری می‌گیرند ولی دریغ از مسافری که در پاییز و زمستان بخواهد این درختان را یاد کند، جز پدرت که باغبان آن‌هاست. در زندگی دنیا هم دوستان آدمی چنین‌اند، اکثر آن‌ها رهگذران جاده زندگی هستند و هرگاه پولی یا جمالی بر تو بود که با آن بر آنان زینتی نقش بندد و یا سودی رسد، به تو نزدیک می‌شوند و تبسم می‌نمایند و در آغوش‌ات می‌کشند، آن‌گاه هرگز از آغوش آن‌ها حس حرارت بر وجود خود مکن که لحظه‌ای بیش کنار تو نخواهند ماند، اما والدین تو بسان باغبان عمر تو هستند که تو ثمره تلاش وجود آنان هستی. آنان هرگز در روزهای سرد و گرم زندگی از کنار تو دور نخواهند شد و بالاترین باغبان خالق توست که بعد از مرگ آنان نیز همیشه همراه تو خواهد بود. دوستان عکس یادگاری‌ات را بشناس و بر آنان هرگز تکیه نکن!     🍃🍃🍃🌼🍃 * جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli