🔴 در باب توجه کردن به خود
❌ خیلی از اوقات ما به نیازهای خود توجهی نداریم؛
نیازهای اصلی ما بر اساس نظریه گلاسر شامل:
بقا
عشق و محبت
آزادی
تفریح
پیشرفت
مسئله ای که وجود دارد این است که اکثر اوقات منتظریم تا دیگران نیازهای ما را برآورده کنند؛
در حالیکه ما خیلی از نیازهایی که خودمان میتوانیم برآورده کنیم را هم در نظر نمیگیریم؛
مثلاً وقتی موفقیتی کسب میکنیم، خودمان به خودمان هیچ پاداشی نمیدهیم و حتی یک آفرین خالی هم به خود نمیگوییم؛
صدای سرزنشگر درونی آن قدر بلند است که اجازه نمیدهد، خودمان را تحسین کنیم، چون همیشه نقاط ضعف را مثل چماقی بر سر ما میکوبد.
پس گاهی خوب است یک توقف کوتاهی به خودمان بدهیم؛ خودمان را نوازش کنیم و یک لایک به خودمان بدهیم و بعد مسیر خود ادامه دهیم
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
#تلنگر
هر زنی؛
یه صبری داره...
صبرش که تموم بشه،
خسته میشه و میره...
حالا هرچقدر هم که عاشق باشه؛
پس فک نکن تا ابد میتونی اذیتش کنی!
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
توی آپارتمان ما یه دختر مجرد زندگی می کرد که هر مدتی صدای داد و فریاد یه اقایی میومد و چند باری هم شنیدم که می گفت کشتیش راحت شدی
من خیلی می ترسیدم واقعا برام سوال بود
تا یک ماه پیش همسر با یکی از همسایه ها صحبت می کرد براش گفته بود
این خانم همسایه رفته با یه مرد زن دار دوست شده و صیغه سده باردار شده
و بعد رفته سراغ زن مرده و بهش گفته من با شوهرت بودم و ازش باردار شدم
و خانمه در جا سکته می کنه و میمره
حالا خانواده زنه از مرده و زنه دومی شکایت کردن
و مرده مدتی یه بار میومد و با دختره دعوا می کرد که چرا رفتی سراغ زنم
آقا خیلی جوان بوده شاید سیسال
البته این خانم همسایه از ترسش دیگه خونه نیومده
چرا باید یه خانم به هم نوع خودش این طوری حیانت کنه و باعث مرگش بشه
واقعا دیگه می تونه زندگی راحتی داشته باشه☹️
اون آقا هم می خواسته یه مدت کوتاهی با این خانم همسایه ما باشه و بعد ولش کنه
فکرش رو نمی کرد این جوری بشه 🤕
حالا خانم همسایه ما زایمان هم کرده یه دختر تقریبا هفت ماه داره
ولی دیگه چی میشه رو نمیدونم
ان شاالله خدا عقلی توی سر این جور مرد ها و زن ها بزاره 🤲
آنقدر دنبال خوشی های زود گذر نباشن 😏
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت38 بچه اول زهره و مصیب پسر شد مریم سخت درس میخوندن دوست داشت معلم
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت39
یه روز بعد کلاسم آمد و باهام حرف زد که میخواد با من ازدواج کنه و در این مورد هم میخواد با خانواده ام حرف بزنه
اما تو کلامش چیزی رو حس کردم که اصلا خوشم نیومد و کلا بهش گفتم نه
و از اونجا آمدم بیرون
تا یه مدت بعدش هم که خانواده اش آمد جلو بازم جواب خودم و خانواده ام نه بود
و بعد هم رضا بازم آمد جلوم رو گرفت که برای انتقام از گذشته هر کاری میکنه
زیاد به حرفش بها ندادم
ولی نمیدونستم چند سال بعد چه بلاهایی سر عزیزترین کسام میاره
دانشگاه که تمام شد رفتم سرکار
زری ازدواج کرده بود و شوهرش مرد آروم و خوبی بود
مریم هم اونموقع صاحب دوتا پسر شده بود
تو محیط کارم با مردی آشنا شدم که خیلی آدم خوبی بود و تنها مشکلش اختلاف سنی زیادمون بود ولی برای من زیاد مهم نبود چون اون مردی بود که بهش علاقه داشتم
49K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سیاست #نامزدی
👌در دوران نامزدی احتیاط و دقت کنید؟
👈 اولین مولفه یا مرحله ازدواج احساس است. دختر و پسر باید به هم احساس پیدا کنند. و با شناخت بیشتر این احساس عمیقتر گردد.
👈 اگر پس از گذشت چند ماه بعد از آشنایی هنوز احساس در شما شکل نگرفته دقت کنید مشکلی وجود دارد.
اگر خیلی از موارد در حال جنگ و جدل هستید و بعد خود را با جمله: چون دوستش دارم ادامه می دهم؛ گول بزنید در یک رابطه غلط قرار گرفته اید...
👈 بعضی در این موارد با گفتن بعد از ازدواج خوب میشه یا بعد از ازدواج احساس پیدا میکنیم خود را گول میزنند در حالیکه بعد از ازدواج هر مشکلی چند برابر خواهد شد و چیزی بهتر نخواهد شود...
❤️
🔥در بنی آدم چند نوع آتش وجود دارد:
🔥1- آتش شهوت؛
ڪه با روزه گرفتن خاموش میشود.👌🏻
🔥2- آتش حرص و طمع؛
ڪه با یاد ڪردن مرگ خاموش میشود.👌🏻
🔥3- آتش نگاه و چشم چرانی؛
ڪه با ذڪر دل خاموش می شود.👌🏻
🔥4- آتش غفلت؛
ڪه با یاد خدا خاموش میشود.👌🏻
🔥5- آتش جهالت و نادانی؛
ڪه با استماع علم، فروڪش می ڪند.👌🏻
🔥6- آتش و شهوت شڪم؛
ڪه با طعام حلال خاموش میشود.👌🏻
🔥7- آتش زبان؛
ڪه با تلاوت قرآن خاموش میشود.👌🏻
🔥8- آتش معصیت؛
ڪه با توبه از بین می رود.👌🏻
🔥9- آتش شرمگاه؛
ڪه با نڪاح حلال سڪون می یابد👌🏻
#همسرداری
#زناشویی
💖رازهای💞همسرداری💝💍
💌ویکتور فرانکل روانشناس معناگرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد میکند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش میتواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال میکند: من برای چه زنده هستم؟)
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی، یا کسی را دوست داشتن، میبیند. (در اینجا انسان از خود میپرسد: من برای چه کسی زنده هستم؟)
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در مییابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو میشویم. مثلاً (یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده و ...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم. (در اینجا انسان از خود میپرسد: چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیرقابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟)
ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رو میشویم که به هیچ روشی نمیتوانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار میرود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم ، بالغ شویم و از خود فراتر رویم ...
*
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#قشنگه_بخونید
🌸🍃🍃🍃
📌بهم گفت "بخاطر آرامش میخوام وارد رابطه بشم"
💭گفتم "اتفاقا اگه دنبال آرامشی اصلا عاشق نشو و سمت رابطه نرو...."
📌عشق و دوست داشتن پر از چالش و سختیه، یه روزهایی ممکنه حتی حوصله خودتم نداشته باشی اما لازمه برای رابطه وقت بذاری
📌یه لحظه هایی از دستش عصبانی میشی اما نباید قلبشو بشکنی و بهش بی احترامی کنی
+به مرور اون شور و حرارت اولیه رابطه بینتون فروکش میکنه، قول میدی مثل روز اول اولویتت باشه و بهش توجه کنی؟
📌وقتی توی رابطهای ممکنه پیش بیاد از یه نفر دیگه خوشت بیاد،
میتونی متعهد بمونی و سر به سر اون حس ریز نذاری تا بیشتر نشه؟
عشق برخلاف تصویری که ازش توی فیلم و رمان ها می بینیم، پر از چالش و سختیه وقتی وارد رابطه شو
که حاضر باشی کنارش تموم این سختیا رو به جون بخری
عشق یعنی انقدر تو برام مهمی که انتخاب می کنم با تو تموم اون دردسر هارو و نگرانی ها رو تحمل کنم،
انتخابت می کنم تا همونقدر که دلیل خندهام میشی علت گریه هام بشی،
تا همونقدر آرامشم باشی، یه موقع هایی اضطرابم بشی...
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت39 یه روز بعد کلاسم آمد و باهام حرف زد که میخواد با من ازدواج کنه
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت40
مشکل من این بود که میترسیدم خانواده ام مخالفت کنن چون سیاوش قبلا ازدواج کرده بود و یه بچه هم داشت ولی بعد از جداییشون زن و بچه اش به خارج از کشور رفته بودن
قبل از اینکه با بابام حرف بزنه بهش گفتم که بهتره اول با عمومصحبت کنه
که اینقدر برخورد سیاوش با عموم عالی بود که عموم هم با سیاوش موافق شد و یه شب آمد با بابام صحبت کرد و اجازه دادن که سیاوش بیاد خواستگاریم
اینقدر خوشحال بودم که حد نداشت
من واقعا سیاوش رو دوست داشتم
بابا همون شب باهام صحبت کرد و نصیحتم کرد که اختلاف سنی و قضیه زن و بچه اش هیچ موقع نباید رو زندگیم تاثیری بزاره و قول دادم که هیچ وقت این چیزا رو زندگیم تاثیری نداره
سیاوش آمد خواستگاری و بعد از یه مدت هم جشن عقد و عروسی به پا شد و زندگی جدیدی رو شروع کردم
چقدر اون روزا دوست داشتم که آقاجون و خانم جون هم کنارم باشن
بعد از ازدواج به خواست سیاوش دیگه سرکار نرفتم
اینقدر اخلاق سیاوش خوب بود که خودم رو خوشبخت ترینم آدم میدونستم
بعد یکسال از زندگیمون سیاوش گفت باید برای چند سال بریم خارج از کشور و این موضوع رو به خانواده ام گفتم و تنها کسی که مخالف بود مادرم بود ولی من خونه باغ رو به زهره و شوهرش سپردم که مواظبشون باشه و رفتم
اقامت ما اونجا نزدیک 5 سال طول کشید با همه سختیاش همه اون سالها همگذشت ولی دوست داشتم بازم برگردم به کشور خودم
اونجا که بودم با تماس های که داشتم فهمیدم مریم با دوتا پسر طلاق گرفته و عموی نازنین هم فوت کرده خیلی حالم خراب بود ولی شرایط طوری بود که نمیتونستم برگردم و بعد چند سال کارهای سیاوش تمام شد و میخواستیم برگردیم
اینقدر از این خبر خوشحال شدم که حد نداشت
تنها کمبود زندگیم بچه بود که سیاوش سخت باهاش مخالف بود
بالاخره روزی رسید که برگشتم به کشور خودم
و بعد از مهمونی که مامان برامون گرفته بود همه برگشتن به سر زندگی خودشون
و کلی هم از زری بخاطر کارایی که برام کرده بود تشکر کردم