eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16.5هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍃 بی او نمیشود.... 🍃🍃🍂🍃
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 آقاجان چای اش را هُرتی کشیدوگفت:«تلفن که نداشتیم،مجبور بودیم یکی دو ساعتی در صف بایستیم تا نوبتمان شودشانس آوردیم تلفن آن ها به راه بودنوبت به ما که میرسیدازاسترس سکه مگر در آن خط باریک می افتادبه زورو صلوات می انداختیم تووشماره رامیگرفتیم هی سلام و صلوات که خدایابه حقِ پنج تن خودش برداردبعد یک هو صدای دلخراشی از آن سوی تلفن بله بفرماییدی میگفت که بند بند استخوانت بریزد پای شلوارت!قطع میکردیم دوباره میگرفتیم این مردم هم که با سکه هایشان کم مانده بودشیشه های آن قوطی کبریت را پایین بیاورند»وچای ته مانده در استکان را داخل نعلبکی ریخت ک قند را طبق عادت قدری داخل چای زدوادامه داد:«خودش گوشی را برداشت مادربزرگت را میگویم بعد از پنج شش بار احوالپرسی گفتم:ماه مُنیر جان می آیم هابخدا صد بار هم پدرت جوابم کند می آیم ماه منیر جان نروی هااو هم با صدای نازک نارنجی اش میگفت منتظریم بی شما که نمیشودبعد پدرش یک هو سر میرسیدو قطع میکرددوستت دارم ما هم میماند ته گلویمان تا خیس بخورد برای سری بعدمیبینی که آخرش هم مال خودمان شدبه قول خودش بی ما که نمیشودبی او هم نمیشد»خانم جان سرخ و سفید شد و لبخندی زدکه معلوم بود قند در دلش آب شده آقا جان گفت:«ماه منیر آنجا کنارپنجره یک بسته داری دامنِ گلداراز همان ها که دوست داری‌بپوش ببینم قد و قواره اش مناسبت هست یا نه»«آقا جان لبخندی به من زد و گفت:قِلقِ دوست داشتنش را بلدم!راستی دختر جان قربانِ شکلِ ماهت تو هم خواستی عاشق شوی پایش بمانی ها الکی که نیست‌بی او نمیشود جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت53 کنار آمنه نشستم و گفتم : اون خانم ها نسبتی باهات دارن ؟! _عمه
📜 🩷 گفتم : انتخاب ؟! _اره من در ظاهر اونقدرها هم بی کس و‌کار نیستم‌،پدر دارم، مادرم دارم ،خواهر و برادر و بقیه اقوام، ولی می بینی که تنهام !! _چرا پیششون نیستی ؟! _پدر و مادرم از هم جداشدن وقتی من ۱ ساله بودم هیچکدوم من رو نخواستن و برای خودشون زندگی جداگونه دارن و هر کدوم چند تا بچه ... آمنه نفسی کشید و‌گفت : بابا بزرگ من رو قبول کرده بابا میگفته این بچه مال من نیست و زنم بهم خیانت کرده !!!راست و دروغ رو نمیدونم ،ولی بابا بزرگ گفته هرچی، این یه بچه بیگناهه نمیشه رهاش کرد ...سر همین بقیه بچه ها هم ازش دلخور میشن و میگن بچه نامشروع رو داری بزرگ میکنی ولی اون به هیچکس گوش نمیده و من رو نگه میداره و بقیه کم کم ازش دور میشن ...عمه ها به خاطر حرف شوهراشون و بابام هم که خودش زندگی داشت _متاسفم !!! _ولی من متاسفم برای اونایی که این همه شباهت بین من و بابام رو ندیدن و حاضر نبودن اون انگ رو از روی من بردارن ... _چرا ازمایش ندادی ؟ _بابام نخواست انگار میترسید همه چی بر خلاف انتظارش پیش بره و مجبور به قبول من بشه _عجب _اره اینجوریه برای همین هم من، هم بابا بزرگ، توی تنهایی فقط همدیگه رو داشتیم و حالا ... هیچ حرفی نداشتم بهش بزنم در واقع دردش اونقدر بزرگ بود که حرف من هیچ تاثیری نداشت ...راستش سوال زیاد بود توی ذهنم که ازش بپرسم ولی چون خودش حرف رو ادامه نداد منم چیزی نگفتم به آمنه گفتم : بهتره برگردی سر کارت اینجوری کمتر اذیت میشی !! _میرم راستش اگه اون کار نبود که واقعا دیوونه میشدم _خوشبحالت!!! منم یه زمانی کارمند بودم ولی یه سری اتفاقات افتاد که مجبور شدم از ایران خارج بشم و اون کار رو هم از دست دادم _چیکار ؟! _معلم بودم توی آموزش و پرورش _چطور از دست دادی؟ مگه اموزش و پرورش تعهد نداده بودی ؟! _چر ولی گون خودم بی دلیل رها کردم تازه خسارت هم دادم _حتما دلیل مهمی بوده !!! براش قضیه لایلا رو تعریف کردم آمنه خوب شنیدو گفت: سیاوش خان مرد خوشبختیه که زنی مثل تو داره _در واقع من خوشبختم!!! شاید از دید خیلی‌ها زندگیم روی روال نباشه ولی من ،سیاوش تنها برام کافیه _خوبه ادمی یگی رو اینقدر دوست داشته باشه که از خواسته هاش بگذره ولی شهین خانم حواست باشه، به آینده هم فکر کن همیشه در روی یه پاشنه نمیچرخه
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 روزي فقيري به در خانه مردي ثروتمند مي‌رود تا پولي را به عنوان صدقه از او بخواهد. هنوز در خانه را نزده بود که از پشت در شنيد که صاحب خانه با افراد خانواده خود بحث و درگيري دارد که چرا فلان چيز کم ارزش را دور ريختيد و مال من را اين طور هدر داديد؟! مرد فقير که اين را مي‌شنود قصد رفتن مي‌کند و با خود مي‌گويد وقتي صاحب‌خانه بر سر مال خود با اعضاي خانواده‌اش اين طور دعوا مي‌کند، چگونه ممکن است که از مالش به فقيري ببخشد؟! از قضا در همان زمان در خانه باز مي‌شود و مرد ثروتمند از خانه بيرون مي‌زند و فقير را جلوي خانه مي‌بيند. از او مي‌پرسد اينجا چه مي‌کند؟ مرد فقير هم مي‌گويد کمک مي‌خواسته اما ديگر نمي‌خواهد و شرح ماجرا مي‌کند. مرد غني با شنيدن حرف‌هاي او، لبخندي مي‌زند، دست در جيب مي‌کند مقداري پول به او مي‌بخشد، و مي گويد: حساب به دينار، بخشش به خروار. از آن زمان اين ضرب المثل را در مورد افرادي به کار مي برند که حواسشان به حساب و کتابشان هست، اما در زمان مناسب هم بي حساب و کتاب مال خود را مي‌بخشند.
🌸🍃🍃🍃🍃🍃 کمی عاشقانه کُردا یه اصطلاح قشنگی دارن، به اونی که خیلی دوستش دارن میگن: دردت به قلبم! یعنی فلانی! درسته قلب مهمه ها، اما شما حتی از اونم مهم‌تری، حتی از اونم  عزیزتری! انقدری که حاضرم حتی یه خار نره توو پات، ولی دردت بشه تیر و صاف بشینه وسط قلبم! یعنی اون قدر می‌خوامت که نباشی قلب می‌خوام چیکار! زندگی می‌خوام چیکار! یعنی... ولش کن این حرفارو اصلا؛ خلاصه کنم، خواستم بگم خیلی عزیزی برام، انقدر که دردت به قلبم!💘
همیشه با من بمان هیچکس عاشقانه‌تر از من نمیتواند تو را بسراید تو در تمام لحظه‌هایم تکرار میشوی اما تکراری نمی‌شوی♥️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌♾
🍃🌸🍃 ✔️جالب و خواندنی👌 🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 ✔️جالب و خواندنی👌 چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت: هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟ مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند. پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3کودک که هر 3پایین 7سال سن داشتند. همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و.... ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم. از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم. روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و... امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم. اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟ زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود. این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود. ✔️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت مهم این است که برگها در دست ·‌ ·
💎بزرگترين دشمن يك زن فقط از بين همجنس‌هاي خودش ميتواند باشد . 🍃🌸 اگر خانمي رنگ شاد بپوشد يك زن اورا متهم به جلف بودن ميكند . اگر بلند بخندد از ديد يك زن سبك سر است . 🍃🌸 اگر دختري شاد و سرحال باشد براي جلب توجه است . اگر از داشتن خواستگار مناسب خوشحال باشد منتظر شوهر و بيحياست . اگر از ازدواجش ناراضي باشد ، حواسش جاي ديگري است . اگر طلاق بگيرد خطرناك براي زندگي ديگران است . اگر شوهرش بميرد بايد تارك دنيا شود . اگر وارد ميانسالي شود همه چيز از او گذشته ......🍃🌸 و همه ي اين حرفها را ما خانمها ميزنيم . اما اگر پسري با چند دختر دوست باشد افتخار است اگر صد جا خواستگاري برود و دختران ديگر را منتظر بگذارد زرنگ است . اگر چند زن را هم زمان بخواهد از ديد همه مقصر زن اوست كه نتوانسته نيازهايش را برطرف كند . 🍃🌸 اگر زنش را طلاق بدهد يعني زنش عرضه ي نگهداري زندگيش را نداشته . اگر همسرش بميرد بايد سريع زن بگيرد چون مرد بدون زن نميتواند خودش را جمع و جور كند!🍃🌸 مسلما مردان کمتری در موردش سخن پراکنی خواهند نمود، کاش ما خانم‌ها کمی باملاحظه تر در مورد همدیگر صحبت کنی🍃🌸
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت54 گفتم : انتخاب ؟! _اره من در ظاهر اونقدرها هم بی کس و‌کار نیستم
📜 🩷 گفتم : چطور ؟ _چطور نداره همیشه که زندگی اینجوری نمیمونه درسته از لحاظ مالی اونجوری که فهمیدم وضعتون خوبه ولی خب ادمی مختص خودش تنها نیست _راستش درست میگی با همه دوست داشتن هام‌ ولی گاهی احساس پوچی میکنم _بچه  چی ؟چرا بچه نداری ؟ نمیدونم اونروز چم شده بود ولی حرفی که به هیچکس نزده بودم رو به آمنه زدم، شاید چون میدیدم اون هیچ نسبتی با ما نداره که بخواد سرزنش یا تشویقم کنه ،برای همین گفتم ؛ سیاوش نخواست!!! _و تو پذیرفتی ؟! _اره راستش مقاومت زیاد کردم ،دعوا کردم، به زبون خوش گفتم قهر کردم ولی سیاوش رضایت نداد _این خودخواهیه _گاهی دلایلش منطقیه _هیچی اونقدر منطقی نیست که تو رو از مادر شدن محروم کنه!!! _راستش الان دیگه خودم هم بهش فکر نمی‌کنم به این فکر میکنم اگه بچه بود پابند بودم ولی الان ازادم _نمیدونم طرز فکرت رو دوست ندارم ببخش اینقدر واضح گفتم ولی من رکم! _نه بابا ناراحت نمیشم الان فقط اینکه مدام توی خونه ام اذیتم میکنه _خب کار کن _چیکار؟! دیگه جایی نه استخدام میشم نه کاری بلدم جز معلمی _برای خودت کار کن حتما که نباید کاری کنی که نفع مالی داشته باشه کاری کن که سودی به  دیگرون برسونی _مثل خیریه ؟! _مثل خیریه ،اره یا اگه تنهایی از پسش برنمیای توی موسسات دیگه کمک حال باش ...یه چوری که از این خونه نشینی راحت بشی اگه بخوای من یکی دو تا دوست دارم میتونن کمکت کنن، البته بتونی از لحاظ مالی هم بهشون کمک کنی که چه بهتر !!! _نمیدونم دوست که دارم بذار با سیاوش حرف بزنم بهت خبر میدم _باشه _اومده بودم‌ که مثلا حال تو رو خوب  کنم برعکس شد _حال منم خوب شد مطمئن باش همون شب با سیاوش در مورد حرفایی که با آمنه زده بودیم صحبت کردم‌...سیاوش آخر حرفهام گفت؛ من همه جوره پشتت  هستم هر کاری میخوای بکن از لحاظ مالی هم تا جایی که بتونیم کمک میکنیم خیلی هم خوبه ! پذیرش این کار از طرف سیاوش قوت قلبی بود برام همون شب تلفنی به آمنه خبر دادم که : با سیاوش جرف زدم اونم خوشحال شد و موافقت کرد