*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
🏮جملات کوتاه و بسیار زیبا :
❤️یادت باشه تا خودت نخواي هيـچ کس نميتونه زندگيتو خراب کنه❕
❤️یادت باشه که آرامش رو بايد تو وجود خودت پيدا کني❕
❤️یادت باشه خدا هميشه مواظبته❕
❤️يادت باشه هميشه ته قلبت يه جايي براي بخشيدن آدما بگذاري ....
❤️منتظر هيچ دستي در هيچ جاي اين دنيا نباش ...اشکهايت را با دستهاي خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند❕
❤️زبان استخواني ندارد اما آنقدر قوي هست که بتواند قلبي را بشکند
مراقب حرفهايمان باشيم .
❤️گاهي در حذف شدن کسي از زندگيتان حکمتي نهفته است .اينقدر اصرار به برگشتنش نکنيد❕
❤️آدما مثل عکس هستن،زيادي که بزرگشون کني کيفيتشون مياد پايين❕
❤️زندگي کوتاه نيست ، مشکل اينجاست که ما زندگي را ديرشروع ميکنيم❕
❤️دردهايت را دورت نچين که ديوارشوند ، زيرپايت بچين که پله شوند…
❤️هيچوقت نگران فردايت نباش ، خداي ديروز و امروزت ، فرداهم هست…
🍃🍃🍃🌼🍃
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
خانم کانالمون میگه
🍃🌺🍃
🍃🍃🍃🍃🌸
📜
خانم معلم مدرسهای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
«ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»
خانم معلم گفت:
«ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ او ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد.
ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ را ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ میکرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ میآمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا میکرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ میسپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند.
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بیاورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ فرزند هفتم ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند.
ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ:
«میدانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ که ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ دلیل ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت میکنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را میگیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ میکند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»
اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …
اثر زیبا باقی می ماند 🌱
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت59 بعد از اونها مسئول اون خیریه شده بود... در واقع از لحاظ مالی ن
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت60
نشست روی مبلی نگاهی به دوروبر خونه انداخت وگفت :
دارم روزای آخر رو توی ابن خونه میگذرونم
_چرا ؟!
_ورثه میخوان اینجا رو بفروشن!
_چیییی؟
_بله بابام تک پسر این خونه بوده و دخترها هم ادعای ارث کردن و میخوان بفروشن
_تو چی پس ؟!
_خدای منم بزرگه!!! میدونی دلم میسوزه کل خاطرات کودکیم و بابا بزرگ رو باید اینجا بذارم و برم یه جورایی فکر میکنم منم دارم بچگیم رو میفروشم
_این بی انصافیه
_از نظر اونا حق و حقوقشونه و باید بگیرنش !!!بیخیال اینم یه دوره از زندگیه دیگه
_خب تو بخر !!!
_خلی من اینهمه پول از کجا آوردم دختر؟! بعدم توی این خونه بزرگ تنها زندگی کردن سخته تا حالا هم همسایه ها لطف داشتن تنهام نگذاشتن یه خونه اپارتمانی بگیرم برا خودم هم بهتره
_یعنی از اینجا میری ؟!
_دور نمیشم !!!من این محل رو ددست دارم نمیتونم ازش دل بکنم
سوالی که بارها تا نوک زبونم اومده بود و قورتش داده بودم رو به زبون آوردم و گفتم :
تو چرا شوهر نمیکنی ؟!
_هیچکی نمیاد خواستگاریم خب!!!
_چرت نگو! مسخره هم نکن واقعا بگو!
_نمیدونم اونموقع ها به خاطر بابا بزرگ دلم نمیخواست ازش جدا بشم یه جوری بهش احساس دین میکردم و دوست داشتم پیشش باشم حالا هم که ...
_حالا چی ؟!
_دیگه مورد مناسب پیش نمیاد یه دختر ۳۷_۳۸ساله ام پیر دخترم دیگه !!!
_مسخره!!! همین حالا هم جوونی و خوشگل به نظرم موقعیتی پیش اومد شوهر کن !!
_دیگه از من گذشته شهین آدم توی یه سنی میتونه خودش رو تطبیق بده با شرایط بعد از اون سن خیلی سخته
_تنهایی هم سخته آمنه خانم، به قول مامانم آدم همیشه جوون نیست پیری هم در پیشه !
_شاید ..
بعدم سرگرم کارش شد !!!سالگرد پدر بزرگ رو که دادن دو هفته بعد آمنه اسباب کشی کرد... سیاوش میگفت :
عجب نامردایی هستن دختر بیچاره رو آواره کردن !!!
_خودشم راضیه میگه دیگه نمیتونم زحمت به همسایه ها بدم تنهایی هم سخته
سیاوش اما معتقد بود :
آدمی یادگار اجدادش رو نمیفرشه
_سیاوش خان حتما احتیاج دارن نمیشه به مردم ایراد گرفت
_بزرگ شدی شهین خانم !!!حرفای بزرگانه میزنی!
_بزرگ نه! پیر شدم
_هیچم پیر نشدی دل باید جوون باشه که جوونه ...
روز و روزگار بر وفق مراد بود، زندگیم رو دوست داشتم و ادمهای دورو برم رو، از خدا میخواستم این خوشی و خوشبختی همیشه ادامه دار باشه و اونشرایط برای همیشه ثابت بمونه ...
حوالی سال ۸۴ بود ...سه سالی بود ساکن شیراز بودیم سیاوش توی اون مدت یا با ماریا صحبت نمیکرد یا زمانهایی صحبت میکرد که من نبودم، میدونست حساسیت نشون میدم برای همین مراعات میکرد
یه شب پاییزی که هوا نه سرد بود نه گرم کنارش نشسته بودو و داشت تکه ای از کتابی که دستش بود رو برام میخوند.. متن کتاب انگلیسی بود ولی سیاوش ترجمه اش رو برام میخوند متنی بود در مورد عاشقی های نابهنگام:
❌عشق نسبت به نقص ها همیشه کور است، همواره به سمت شادی متمایل است، بی قانون، بال و پر دار و نا محدود، عشق تمام زنجیرهای ذهن را می شکند.❌
(متن از “ویلیام بلیک”)
متن رو که خوند گفت :
قبولش داری؟+
_قبول؟! من این متن رو دارم زندگی میکنم حواست هست !!
_شهین واقعا هیچوقت پشیمون نشدی از ازدواج با من ؟!
_تو شدی ؟!
_من که باید از خدامم باشه ولی تو چی ؟تو هیچوقت احساس نکردی کاش این کار رو نکرده بودی !
حرف دلم رو زدم وگفتم :
از اصل کار نه !!! واقعا هیچوقت از اینکه باهات ازدواج کردم پشیمون نیستم. یه جاهایی خب دلخور شدم، ناراحت شدم ،ولی پشیمون نه! اصلا !!اگه صد بار دیگه هم برگردم باز همین تصمیم رو میگیرم
_خوشحالم !!!میدونم یه جاهایی در حقت کم لطفی کردم مخصوصا قضیه بچه!!! ولی یه روزی به این نتیجه میرسی که خوبیت رو میخواستم
_دیگه به اون قضیه فکر نمیکنم !!!
_خوبه!!! تو شانس بزرگی توی زندگی من بودی اگه اون روز حیاط رو جارو نمیزدی من تا ابد تنها میموندم
'
⚠️برخی از زنانی که ظاهر جذابی دارند فکر می کنند همین ظاهر جذاب برای زندگی مشترک کافیه؛ در صورتی که باطن جذاب از ظاهر جذاب ماندگارتر و برای زندگی مشترک جذابتر است و هیچ وقت از سکه نمی افته در حالی که ظاهر جذاب گاهی از سکه می افتد.
🔥بنابراین زن زیبا و جذاب ولی بد اخلاق و عصبی و بهانه گیر و شکاک، کم کم ارزش خودش را از دست می دهد. ولی زنان معمولی و مهربان و خوش بین همواره ارزش خود را حفظ میکنند.😍
"زیبایی ظاهر ممکن است عادی شود
ولی زیبایی باطن هرگز عادی نمی شود."
چه زیباست که خانمی ظاهر و باطنش هر دو جذاب باشد.🥰
❤️
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
🌿🌺﷽🌿🌺
«آرام زندگى كن!»
هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطافپذير نيست؛ با اين حال براى حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگرى ياراى مقابله با آب را ندارد!
نرمى بر سختى غلبه مىكند و لطافت بر خشونت. همه اين را مىدانند، ولى كمتر كسى به آن عمل مىكند!
انسان، نرم و لطيف زاده مىشود و به هنگام مرگ، خشك و سخت مىشود.
🍃گياهان هنگامى كه سر از خاك بيرون مىآورند، نرم و انعطافپذيرند و به هنگام مرگ، خشك و شكننده؛ پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده و هر كه نرم و انعطافپذير، سرشار از زندگى است.
آرام زندگى كن!
هرگز با طبيعت يا همنوعان خود ستيزه مكن و گزند را با مهربانى تلافى كن.
🦋پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مدارا كردن با مردم نصف ايمان است و نرمى و مهربانى كردن با آنان نصف زندگى است.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
#جذاب_شو
یه خانوم با کلاس پر خوری نمی کند هنگام راه رفتن و صحبت کردن از خوردن و آشامیدن اجتناب می کند لحن و تن صدای شان هنگام صحبت کردن با اطرافیان مودبانه و سنجیده است موقعیت شناس است و نحوه برخورد درست با افراد مختلف را به خوبی می داند
در جمع با صدای بلند نمی خندد خنده های تمسخر آمیز نمی کند کم حرف میزند و معمولا حرف های مفید می زند...
🌸
سیاست همسرانه👌
#ازش_تعريف_کن❗️
⬅️چه وقتي باهاش تنهايي، چه جلوي جمع اخلاقهاي خوبش رو بگو.
⬅️ بايد بهش کمک کني اعتماد به نفس داشته باشه و بدونه که توانايي هاش و نکات مثبت شخصيتش براي تو مهم هستن!
مطمئن باش وقتي که نسبت به خودش احساس بهتري داشته باشه، اين احساس خوبش دوباره به تو بر مي گرده...😉
💞 آقای عزیز
عذرخواهی از خانومت عین مردونگیه 🥰
👈 مردانگی ایجاب می کنه که شوهر اگر به همسرش یا به دیگری ظلم کرده عذرخواهی کنه، زیرا مردانگی یعنی صداقت و بزرگواری.
❣و هنگامی که مرد عذرخواهی می کنه، از چشم همسرش نمی افته و خودش رو در برابر همسرش سبک نمی کنه، بلکه ارزشش بیشتر میشود.
👈عذرخواهی ضعف نیست، بلکه ضعف اینه که اشتباه خودتون رو پنهان کنین و مغرور بمونین و با عذرخواهی همسرتون هم از شما یاد میگیره.
سیاست مردانه
همسرداری
❤️
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
🔸از خدا پرسید: «خوشبختی را
کجا میتوان یافت؟»
خدا گفت: «آن را در خواستههایت
جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.»
با خود فکر کرد: «اگر خانهای
بزرگ داشتم بیگمان خوشبخت بودم.»
خداوند به او داد.
«اگر پول فراوان داشتم یقیناً
خوشبختترین مردم بودم.»
خداوند به او داد.
اگر... اگر... و اگر...
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود.
از خدا پرسید: «حالا همه چیز
دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم.»
خداوند گفت: «باز هم بخواه.»
گفت: «چه بخواهم؟ هر آنچه را که هست دارم.»
خدا گفت: «بخواه که دوست بداری،
بخواه که دیگران را کمک کنی، بخواه
که هر چه را داری با مردم قسمت کنی.»
او دوست داشت و کمک کرد و در کمال
تعجب دید لبخندی را که بر لبها مینشیند
و نگاههای سرشار از سپاس به او لذت میبخشد.
رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران.»
پروردگارا دراین شب
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪﺣﺮﻣﺖ ﺩﻝﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﻢ
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﻭ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ،
ﺭﺍ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﺮﯾﻢ
#شبتون_ارام