eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.5هزار دنبال‌کننده
10.3هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
حتی پول خرید یه روسری و نداشتم❗️ از نداری و بی پولی خسته بودم که با تکنیک سوره حمد آشنا شدم..💎 این ماشین و خونه و درآمدی هم که میبینی همش با این تکنیک سوره حمد به دست آوردم🔥الان ثروتمند ترین دختری هستم که تو سن کم درآمد بالا دارم💪 https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628 تا کی میخای دستتو جلو دیگران دراز کنی؟😭 از حسرت خوردن خسته نشدی؟💔
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
💔 مدتی بود همسرم سرکار نمی‌رفت و خیلی باهام سرد شده بود واقعا دنیا برام جهنم شده بود 😔 شروع کردم انجام تکنیک سوره حمد 📿 https://eitaa.com/joinchat/2714042636Cd49e671628 خـــدارو شاهد میگیرم که فقط 7 روز نگذشت که معجزه رو با چشمای خودم دیدم 😭
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💝دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند... پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. دختر رو به پدر كرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میكند؟ مهم این است كه دستم را بگیری و با هم رد شویم. دخترك گفت: فرقش این است كه اگر من دست تو را بگیرم ممكن است هر لحظه دست تو را رها كنم، اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی كرد! این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛ هر گاه ما دست او را بگیریم ممكن است با هر غفلت و ناآگاهی. رها كنیم، اما اگر از او بخواهیم دستمان را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد كرد! "دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره" .
‌ ☕️ بگو متولد چه ماهی هستی تا بگم بهترین گیاه دارویی برای سلامتیت تو هر فصلی چیه : 🫖 فروردین اردیبهشت خرداد 🫖 تیر مرداد شهریور 🫖 مهر آبان آذر 🫖 دی بهمن اسفند 👆 چه ترکیبای گیاهی خفنی پیشنهاد میده👌
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
+ چرا کشتیش؟ - آقای قاضی من هرچی دکتر میرم مریضیام خوب نمیشه😡 بعد ایشون با آموزش‌های‌طب‌سنتی این کانال همه مرضاشو خودش خوب کرده😒🔪 + منطقی بود! لینک کانالو به منم بده - بفرمایید: @.Teb_Eslami @.Teb_Eslami
🔥❤️☘ من بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت باشم... بهت قول میدم که همیشه همرات باشم... بهت قول میدم که همیشه عاشقت بمونم... بهت قول میدم که کنار هم به هدفای قشنگمون میرسیم... بهت قول میدم که مثل خودم دوستت داشته باشم، حواسم بهت باشه و مراقبت باشم. (:🥰🖇💑🌿:) ‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‎‎‌‎‎‌‌‌‌‌‌❤️
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
. این کانال رو هیچ خیاطی بهت معرفی نمیکنه چون نمیخوان آموزش های حرفه ایشو ببینی💯 .
♦️يكي از دلایل اصلی خراب شدن رابطه زناشویی این است که زن و شوهر ممکن است از یکدیگر به عنوان زباله دان روانی استفاده کنند. 🔹 زن یا شوهر معمولا در محیط کار استرس زیادی را تجربه میکند اما چون ادب در محل کار اجازه طغیان احساسات را نمی دهد زمانیکه به خانه بر می گردد معمولا استرس یا همان آشغال روانی را بر سر همسر و فرزندان خالی میکند. 🔸 این کار منجر به پرخاشگری لفظی و در بعضی موارد خشونت فیزیکی می شود و درنهایت میتواند به شکست جدی در ازدواج منتهی گردد. 🔹در این میان فرزندان نیز تاثیر منفی می گیرند و ممکن است نهایتا دچار بی تعادلی روانی شوند. برای اجتناب از این مشکلات یا به حداقل رساندن آنها بعد از بازگشت همسرتان به خانه بر روی او شفابخشی روانی با پرانا انجام دهید. این کار استرس یا تنش را کاهش می دهد یا کاملا آنرا برطرف می کند. حتی اگر همسرتان هیچ نشانه بیرونی از استرس نداشته باشد انجام این درمان می تواند به وی احساس آرامش درونی ببخشد و موجب بهبود رابطه شود.
‌ 💰دعای ثروت حضرت سلیمان 🌗 هرکس بدنبال روزی بی حساب است در بین الطلوعین این ذکر را زمزمه کند روز هفتم به اذن خدا ... 👌 این دعا به قدری قویه که فرزندان هم تا ۷ نسل ثروت باقی میمونن ❌و برای همین هیچوقت در دسترس عموم نبوده و ما هم مجبوریم زود پاکش کنیم 👇 https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
. ۵۲ راز قانون جذب ثروتمندان 😳👇 فقط کافیه ۳ روز این کانال داشته باشی❗️ https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9 آیات مجرب جذب پول و ثروت 📮⛔️ .
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد خواستم ازش خداحافظی کنم ولی فکر تنهایی و بدبختیام مانع شد
📜 🩷 به خدا خیلی شرمندم. مزاحم شما هم شدم. + این حرفا چیه؟ تو هم مثل خواهر من. راستی یه خانواده ای تو اتاق ته راهرو زندگی میکنن خیلی پر حاشیه و شرن. هروقت دیدیشون اصلا نگاهشون نکن و باهاشون دمخور نشو که مشکلی برات پیش نیاد. _ چشم ممنون که گفتی. فائزه بلند شد رفت برام رخت خواب آورد و شب به خیر گفت و برگشت اتاقش. همین ده دقیقه هم صحبتی با کسی که قضاوتم نکنه خیلی حالمو بهتر کرده بود. تصمیم گرفتم فردا برم بیرون یه دوری بزنم و خیابونا رو بگردم و ببینم میتونم کاری پیدا کنم یا نه چون پولی که داشتم بالاخره تموم میشد و باید یه فکری میکردم. غذامو خوردم و از خستگی سریع خوابم برد. صبح روز بعد از اتاقم که بیرون رفتم دیدم فائزه هم داره در اتاقشو قفل میکنه. تا منو دید با خوش رویی اومد سمتم و گفت: کجا داری میری؟ _ راستش هم میخوام اطرافو ببینم و هم اگه بشه دنبال کار بگردم. همون آقایی که دیدیش بهم قول داده برام کار پیدا کنه ولی میترسم نتونه یا خیلی طول بکشه. خودمم باید یه تلاشی بکنم. + کار خوبی میکنی بهتر از تو اون اتاق نشستن و غصه خوردنه. منم به چند نفر میسپارم ببینم چطور میشه. ازش تشکر کردم و از خونه بیرون رفتم و پیاده و بی هدف راه افتادم. همه چیز برام خیلی جذاب و جدید بود. مغازه ها، آدما و تیپ و قیافه هاشون و جمعیت همگی برام تازگی داشتن. هرچند که علاوه بر همه ی جذابیتش برام ترسناکم بود. اینکه تک و تنها داشتم تو اون خیابونا راه میرفتم و معلوم نبود چی به سرم بیاد. خلاصه چند ساعتی راه رفتم و مغازه ها و خیابونا رو نگاه کردم و به چند تا از مغازه ها گفتم کسیو لازم ندارید که براتون کار کنه ولی هیچکدوم قبول نمیکردن و یه جوری به سر و وضعم نگاه میکردن که خجالت میکشیدم. خلاصه بعد از چند ساعت راه رفتن ناامید برگشتم خونه. خیلی سردرگم بودم. من اصلا کاری برای انجام دادن بلد نبودم. یه دختر روستایی که از اول عمرش فقط بشور و بساب کرده. همون خوندن و نوشتنی هم که بلد بودم مدیون یکی از همسایه هامون بودم که بهم یاد داده بود وگرنه ننه و آقام که اصلا تو این فکرا نبودن و اعتقادی نداشتن که دختر کاری جز حمالی کردن و بچه داری یاد بگیره.