eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.5هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
ویژه متاهلین و هشدار برای مجردها... وقتی وارد فضای مجازی میشید حد و مرزها را رعایت ڪنید! نامحرم نامحرم است و ڪَناه ڪَناه حتی در فضای مجازی!مخصوصاً افراد متاهل, چرا ڪه هیچ عذری از اونها پذیرفته نیست و باید نسبت به همسرشون تعهد داشته باشند حتی اڪَه در زندڪَی شخصیشون مشڪل دارند دلیل برڪَناه نیست ! جدا بشن و دوباره ازدواج ڪنن بهتر از اینه ڪه خیانت و ڪَناه ڪنن... چرا راحت با یه خانم یا آقای متاهل شوخی میڪنید و به تعریف و تمجید از او و عڪس های شخصی اش می پردازید اڪَر این رفتار شما سبب سردی او نسبت به همسرش شود مرتڪب ڪَناه بزرڪَی شده اید. محبت و شوخی فقط باهمسر است ڪه مجاز است. آیا همسر اون فرد راضیه ! ؟ و درنهایت آیا خدا راضیه ! ؟ مسلماً در حضور همسر اون فرد هم چنین رفتاری ندارید پس چڪَونه خدا را شاهد و ناظر اعمالتان نمی ڪَیرید پس چه ایمانی که باور ندارید این آیه قرآن را "الم یعلم بان الله یری" حریم ها را رعایت کنید. شماهایی ڪه متاهل هستید متعهد و مومن باشید! خیلی از جدایی ها در اثر همین عادی سازی ڪَناه و رفته رفته ریختن قبح و زشتی آن بوده و ابتدا با الفاظ آبجی وداداش شروع وبعد به عزیزم تبدیل شده.. شما فقط متعلق به همسرتان هستید چرا اجازه میدهید نامحرم با شما شوخی و از شما تعریف و تمجید کند و عڪسهای خانوادڪَیتان را در معرض نڪَاههای آلوده قرار میدهید و باعث ڪَناه خودتان ودیڪَری میشوید. پس ببینید به ڪجا میرویم نڪَذارید شیطان رفته رفته فریبتان دهد. (آقا یا خانم محترم آیا میپسندی یکی هم با همسر خودت حرف خصوصی یا شوخی داشته باشه؟ ! ) هرڪس با زن نامحرمی شوخی ڪند در مقابل هر ڪلمه ای ڪه به اوڪَفته است عذاب سنڪَینی برای اوست. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💠مشکلات ناشی از فرق گذاشتن بین خانواده‌ها ایجاد احساس نابرابری ✨اگه یکی از طرفین به خانواده خودش بیشتر از خانواده همسرش توجه کنه، این رفتار می‌تونه احساس نابرابری و بی‌عدالتی رو در همسرش ایجاد کنه. همسر ممکنه احساس کنه که خانواده‌اش کمتر از خانواده شریک زندگیش مورد احترام و توجه قرار می‌گیره.
بانو ‌ مردها زنی پر نشاط میخواهند❗️ اینکه همش بشینید کتاب بخونید فیلم ببینید، اینکه همش، بنالید،غربزنید اینکه همش بگید ولش کن حوصله ندارم کم کم مردتان را از دست میدهید. ❤️
کمک مرد در خانه ❗️چه کار کنم همسرم تو ‌کارهای منزل بیشتر بهم کمک کنه؟ ❓یکی از سؤالاتی که خیلی از خانم ها دنبال جوابش هستن اینه که « چه کار کنم همسرم تو ‌کارای منزل بیشتر بهم کمک کنه؟» ✅در پاسخ به این سؤال بهتره چند نکته رو مد نظر قرار بدید؛ 🔻نکته اول؛ رعایت اقتدار همسرتونه؛ یادتون باشه مهمترین چیزی که باید رعایت کنید، حفظ اقتدار ایشونه. هر چی باشه شما در سایه همین اقتداره که احساس آرامش می کنید، پس بهتره به جای جملات دستوری با استفاده از جملات سؤالی ذهن همسرتون رو به سمتی ببرید که خودش راه حل بده. 👈مثلا اگه می خواهید تغییری تو دکوراسیون منزل ایجاد کنید ولی دست تنها هستید می تونید از همسرتون بپرسید: «به نظرت چه جوری می تونیم این مبل ها رو بچینیم که فضای کمتری بگیره تا بتونیم یه میز هم کنارش بذاریم؟» و بعد با دقت به راه کارهایی که میده گوش بدید، اونوقت در فرصت مناسب پیشنهاد خودتون رو‌ مطرح کنید و همراهش مزایا و معایبش رو هم به صورت منطقی بگید( یادتون ‌باشه مردا از پیشنهادات منطقی استقبال می کنن) ⬅️مردا معمولا وقتی راه حلی پیشنهاد می کنن حاضرن هر کاری انجام بدن تا ثابت کنن راه حلشون درسته مگر اینکه واقعا کار سختی باشه که در این صورت هم خودشون اونو اصلاح می کنن و شما با این کار عملا با یه تیر دو نشون زدید؛ یعنی هم نظرتون رو مطرح کردید و هم اقتدار همسرتون رو حفظ کردید. 🔻نکته دوم؛ مردا به دلیل مسؤلیت هایی که بیرون از منزل برعهده دارن معمولا خسته از سر کار بر می گردن و همین مسأله این دید قالبی رو ایجاد می کنه که چون اونا بیرون منزل مشغولن پس مسؤلیتی در قبال کارای منزل ندارن( البته این تفکر به گذشته ها و سبک های تربیتی والدین اونا هم ممکنه برگرده). حالا اگه می خواید این دید قالبی تغییر کنه بهتره اول شرایطش رو فراهم کنید. ❗️یادتون باشه مردا وقتی از سر کار بر می گردن خونه نیاز به درک و همدلی دارن و ترجیح می دن اول یه کوچولو برن تو‌ غار تنهایی و یا با غذا خوردن در محیطی ساکت و بدون سر و صدا کسب انرژی کنن بعد آروم آروم که خلقشون بهتر شد می تونید در خواست هاتونو مطرح کنید. 🔻نکته سوم اینکه؛ اگر همسرتون کاری برای شما انجام داد دوست داره ازش تشکر کنید. تجربه نشون داده اگه درخواست های همسران به صورت محترمانه و محبت آمیز و همراه با تشکر مطرح بشه بعد از مدتی مشارکت در کارهای منزل تبدیل به روال عادی در زندگی می شه و دیگه لازم نیست مدام مطرح کنید. 🔻نکته چهارم اینه که؛ مردا معمولا روی یه کار می تونن تمرکز کنن، پس همه کارهای منزل رو یه مرتبه روی سر اونا آوار نکنید ، چرا که باعث نارضایتی و دلخوری اونا می شه و کم کم از شما فاصله می گیرن. ✔️پس بهتره درخواست هاتون رو به تدریج مطرح کنید و بعد از انجام هر کار پاداش لازم رو که همون تشکر و احساس رضایت قلبیه به اونا عرضه کنید. 🔻نکته پنجم؛ یه اصل طلایی می گه: « اگه شوهرت ازت راضی باشه و دوستت داشته باشه حاضره برای جلب رضایتت هر کاری انجام بده» پس خانم های محترم با دادن حس اقتدار به همسرتون اونا رو شیفته خودتون کنید. 🔻نکته ششم؛ اگه همسرتون کاری رو درست انجام نداد، اونو سرزنش نکنید بلکه طوری رفتار کنید که به جای اینکه اقتدارش بره زیر سؤال سعی کنه دفعه بعدی بیشتر حواسشو جمع کنه. 👈مثلا اگه همسرتون رو فرستادید میوه بخره ولی میوه های خوبی نخریده، بهش نگید: «این چیه که خریدی؟!!» بلکه بگید: « چه میوه فروش بی انصافی بوده، ببین چه میوه هایی داده دست مشتری!» یا مثلا بگید: «این میوه فروشی میوه هاش خوب نیست، کاش دفعه بعد از یه جای دیگه خرید کنیم!». ❤️
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت53 زندگیمون همین طور با سختی و استرس و اعصاب خوردی می گذشت تا این
📜 🩷 دلم از شنیدن سرنوشتش به درد اومده بود. فکر میکردم خودم خیلی بدبختم ولی سرنوشت فائزه حتی بدتر از من بود. فائزه اشکاشو پاک کرد و گفت: اشکال نداره بذار بگم. _ ببین فائزه ببخشید این حرفو میزنم ولی با این اوصاف اگر یکی مثل مامانت که شرایط نگهداری درست از شما رو نداشته بچه دار نمیشد چقدر همه چی راحت تر بود. یا ننه ی من که فقط به خاطر پسر آوردن اینهمه زایید و خودش و ما رو بدبخت کرد. بچه ای که کسی نخوادش چرا باید به دنیا بیاد؟ فائزه یه جرعه آب خورد تا بغضشو قورت بده و گفت: صبر کن هنوز تموم نشده. بعد از اون اتفاق اون کثافت تهدیدم کرد که اگر به کسی چیزی بگم این بلا رو سر خواهرمم میاره. منم فقط سیزده سالم بود و ازش ترسیدم و دهنمو بستم. چه شبایی که از وحشت این قضیه چشم روی هم نذاشتم ولی دم نزدم. بعد اون جریان من کلا لال شده بودم. تا کسی باهام حرف نمیزد از من صدایی در نمیومد. به زور مامانم غذا میخوردم. هرچی بهم میگفت چته من فقط میگفتم هیچی. از مامانم بدم میومد چون اون بود که با بی توجهیاش باعث شده بود این بلا سرم بیاد. دو سال همینجوری گذشت و تو سن پونزده سالگی یه خواستگار برام پیدا شد. پسره یکی از فامیلای دورمون بود که تو یه عروسی منو دیده بود. به خاطر اون اتفاقات تلخ عزا گرفته بودم و هرچی به مامانم میگفتم نمیخوام ازدواج کنم به خرجش نمیرفت. خلاصه اومدن خواستگاری و وقتی با پسره تنها شدم بهش گفتم من نمیخوام ازدواج کنم ولی اون گفت که عاشقم شده و هر کاری میکنه که منو به دست بیاره. اون موقع حالم از خودشو حرفاش به هم میخورد. من از همه ی مردا متنفر بودم. ازدواجای مامانم و بلاهایی که بابام و شوهر دومش سرم آورده بودن باعث این تنفر بود. طوری که از فکر زندگی کردن با یه مرد حالم بهم میخورد. خلاصه هرچی تلاش کردم نشه زورم بهشون نرسید. نه علی کوتاه اومد که ازم بگذره و نه مامانم راضی شد که جواب منفی بدم و همش میگفت چون باباتون معتاده بهتر از این دیگه سراغت نمیاد. به زور منو نشوندن پای سفره ی عقد و بر خلاف میلم با علی ازدواج کردم و رفتم سر خونه و زندگی ای که ازش بیزار بودم.
🟣 آیا نسبت به همسرتان احساس تنفر دارید؟ احساس خشم و نفرت بین زن و شوهر معمولا زمانی برانگیخته می‌شود که اختلالی در رابطه پیش می‌آید؛ نه تنها بین شما و همسرتان بلکه بین شما و خودتان! قبل از اینکه انگشت اتهام را به سوی همسرتان بگیرید، یک خود ارزیابی انجام دهید. آیا در مورد مشکلی که پیش آمده با همسرتان حرف زده‌اید؟ آیا در شرایط پیش آمده کاملا بی‌تقصیرید؟ ارزیابی خودتان کمک‌تان می‌کند به این برسید که اصلا ممکن است احساس ناراحتی و نارضایتی‌تان را به گوش همسرتان نرسانده باشید و او نداند در دل شما چه می‌گذرد و همین سکوت شما باعث شدت گرفتن حس اندوه و خشم‌تان شده باشد. اما اگر بعد از بررسی خودتان متوجه شدید ابراز نفرت‌تان بیهوده نبوده پس حالا وقت آن است که با همسرتان وارد گفتگوهای جدی‌تری شوید. اگر علی رغم تمام تلاش‌های شما او هیچ حرکتی برای بهبود شرایط نمی‌کند پس علامت این است که تصمیمی به تغییر رفتارش ندارد و بهتر است شما فکر جدی‌تری بکنید که تصمیم به طلاق می‌تواند یکی از راه حل ها باشد.
🍃🌸🍃 خوشبختی...... 🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 می‌دونی «خوشبختى» تعريف خاصی نداره؟! 🔹يكى با يه دوچرخه خوشبخته یکی با ماکسیما ناخوشه... 🔹یکی با یه باغچه کوچیک خوشبخته يكى با يه هكتار باغ آلبالو،بازم ناراضیه 🔹يكى با مدرک دیپلم خوشبخته یکی با مدرک فوق دکتری هم ناراضیه 🔹یکی با یه املت لذت میبره یکی با بوقلمون بریان هم حال نمیکنه 🔹یکی با رفتن به یه پارک شاداب میشه یکی دور دنیا هم که بگرده باز مضطربه 🌺 دوست من مهم اینه که دلت راضى باشه تا خوشبختى رو بچشی... مهم اینه که وجدانت آسوده باشه تا خوشبخت باشی... و مهمترین رکن احساس خوشبختی اینه که باید به حرف خدا گوش بدی تا آرامش نصیبت بشه.🔷🥰🔷 فاطمه بانو حداقل این متن و بزار تو کانال،جدیدا هر پیامی دادم نزاشتی😢 روزگارتون بر وفق مراد😍🌺
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت54 دلم از شنیدن سرنوشتش به درد اومده بود. فکر میکردم خودم خیلی ب
📜 🩷 شب اول عروسیم میخواستم خودمو بکشم. رفتم تو دستشویی و تیغو برداشتم تا رگمو بزنم ولی جرئت نکردم. همونجا از شدت فشار عصبی زدم زیر گریه. علی صدای گریمو شنید و اومد پشت در و با نگرانی هی ازم میپرسید چی شده ولی من چی باید جواب میدادم؟ با اصرار علی درو باز کردم و رفتم بیرون. با همون لباس عروس نشستم گوشه ی اتاق و اشک ریختم. علی اومد نزدیک و گفت تورو خدا بگو چی شده؟ یعنی اینقدر از من متنفری؟ به خدا اگه به من فرصت بدی کاری میکنم تو هم دوسم داشته باشی. . همونجا همه ی جریاناتی که برام اتفاق افتاده بود رو براش تعریف کردم. شده بود عین اسپند رو آتیش و طول و عرض خونه رو میرفت و میومد. رفت تو آشپزخونه و با یه کارد اومد بیرون. خیلی ترسیدم فکر کردم میخواد بلایی سرم بیاره. اومد کنارم و گفت میرم خونشو میریزم و راهشو کشید که بره. دویدم جلوش و با هزار بدبختی و التماس جلوشو گرفتم. علی اون شب بهم گفت که اصلا براش مهم نیست که این اتفاق برام افتاده و خیالمو راحت کرد که به کسی حرفی نمیزنه ولی همچنان من نمیتونستم دوسش داشته باشم. حتی برای اینکه نگران خواهرم نباشم یه روز رفت پیش شوهر مامانم و بهش گفت که از همه چیز خبر داره و کافیه بفهمه به خواهر کوچیکم نزدیک شده تا آبروشو همه جا ببره و دودمانشو به باد بده. اونم انگار ترسیده بود و دیگه حتی جاهایی که ما بودیم آفتابی نمیشد. هرچی زمان میگذشت آرامشم بیشتر میشد چون مرد خوب و آرومی بود ولی تو احساسم تغییری به وجود نمیومد و زندگیمون همینجوری میگذشت و به خاطر دردای روحی ای که هیچوقت درمان نشده بودن من شده بودم یه آدم تندخو و عصبی که به زور روزامو میگذروندم. تا اینکه شش ماه بعد از ازدواجمون فهمیدم که باردارم. اون روزو هیچوقت یادم نمیره
🍃🌸🍃 ✔️جالب و خواندنی👌 🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 ✔️جالب و خواندنی👌 چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت: هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟ مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند. پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3کودک که هر 3پایین 7سال سن داشتند. همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و.... ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم. از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم. روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و... امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم. اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟ زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود. این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود. ✔️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت مهم این است که برگها در دست کیست