eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.5هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
‼️خانم‼️ ❌وقتی مرد خونه رفته تو خودش و داره رو یه چیزی فکر میکنه فورا بهش متلک نگین فورا نگین: چی شده؟؟؟؟ کشتیات غرق شده ... چته چرا اینقدر رفتی تو خودت... و حرفایی از این قبیل.... 🔹لطفا اجازه بدید در خلوت خودش فکر کنه این خلوت و تنهایی برای رفع مسائلی که ذهنشو درگیر کرده لازمه. در چنین زمانهایی فقط یه چیزی برای پذیرایی برای او ببرید و بدون کلام و مزاحمت اجازه بدهید فکر کند و هرگز گمان نکنید که این حالت به معنای دوست نداشتن شماست. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
که دائما نا آرام و ، هر چه زیبا و خوش اندام هم باشند هرگز همراه خوبی در نیستند. اینها یاد گرفته اند چگونه هر را با یک جدید مخلوط کنند. چنان چه فعلا دلیلی بر همسر نداشته باشند از این می ترسند که همسرشان در آینده کند. که مقابله با آن در اختیار آنها نباشد. فرض می کنند که اگر همسرم نماند چه می شود...اگر شوم و نتوانم دیگر به وظایفم عمل کنم...اگر مهر و همسرم را از دست بدهم و هزاران اگر دیگر که همه روی اخلاق و آدم تاثیر می گذارد... بدیهی است که با وجود چنین نمی توان به دیگران کرد یا خوش برخورد بود. این بی قراریها خود فرد را که از می اندازند هیچ، زندگی را نیز به تنگ می آروند.
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 روزی چنار به نی گفت: دوست من، واقعاً حق داری اگر اعتراض کنی. با کم ترین باد، ساقه ات خم می شود. اگر پرنده ای رویت بنشیند انگار که زیر بار سنگینی رفته باشی از وسط خم می شوی. اگر لااقل در لابلای شاخ و برگ من متولد می شدی، من می توانستم با این همه شاخ و برگ از تو محافظت کنم. ولی تو در کنار آب و در جای مرطوب می رویی. واقعاً طبیعت در مورد تو عادلانه رفتار نکرده. حق با شماست. من ظاهری نحیف دارم. نگرانی شما را می فهمم. ولی توجه داشته باشید که من خم می شوم ولی نمی شکنم. هنگامی که نی در حال صحبت کردن بود، طوفانی بسیار سخت از دور آمد. چنار در مقابل ضربه های مستقیم باد مقاومت کرد. نی از وسط خم شد. ولی طوفان نیرویش را دو برابر کرد و آن چنار پر شاخ و برگ عظیم را از ریشه درآورد. وقتی باد آرام گرفت، چنار به زمین غلتیده بود. در حالی که نی با متانت تمام افراشته بود. ✍ پیام دو لافونتن این است که به ظاهر افراد اعتماد نکنیم! قوی ترین همیشه آنی نیست که ما فکر می کنیم. هم چنین، این داستان به ما می آموزد که در زندگی گاهی بسیار مفید است اگر بتوانیم ملایم تر و انعطاف پذیرتر باشیم تا طوفان بگذرد. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
سیاست زنانه 👸 ❌از همسرتون متوقع باشید که شما رو بیینه. 🌺ولی خیلی مهمه که این نیاز رو با ظرافت بهش بفهمونید، 💢اینکه بیاین مستقیم بهش بگین: تو اصلاً من رو نمیبینی!! 🦋مثلاً اگه رفتید آرایشگاه و ابروتون رو مرتب کرده اید ⭕️به همین سادگی نگید:  شوهرم که این چیزها حالیش نمیشه! ... بلکه از فرصت استفاده کنید. ❣ برید با ناز و خنده و شیطونی جلوش رژه برید😍 ❣و بگید یک دقیقه بهت فرصت میدم که بگی من چه تغییری کرده ام و گرررنه ... 🥲 ❣اگه درست جواب داد که هرجوری خودتون صلاح میدونین تشویقش کنید🎉🫂 ❣و اگه درست نبود هم با شیطنت بگید این دفعه به خاطر ابروی خوشگلم می بخشمت! ...  😉 ♨️خلاصه که عادتش بدید به تغییرات مثبتتون عکس العمل نشون بده...🥰 ❤️
خانم خونه 🌸🍃تشکر و سپاسگزاری از شوهرتان، برای زحمتها و سختیهایی که برای تهیه مخارج زندگی میکشه ؛ انگیزه هاشُ، برای تلاش دو چندان می کنه پس هیچ وقت نگین وظیفشه... برای اینکه زندگی خوب و خوشی داشته باشیم، لازمِ که قدر محبت ها و زحمات همدیگه رو بدونیم، و از هم تشکر کنیم🥰 ❤️
🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺     💢نسبـت به ناراحتـی همسـرت؛ بی‌تفاوت نباش" ✍وقتی بحثتون میشه و دلخوری پیش میاد؛ نزار دلخوری به روز بعد بکشه از دلش دربیار و بی‌تفاوت نخواب. این حس بی‌تفاوتی، از تلخ‌ترین‌ احساس‌هاست که روح و روان همسرتون رو آزار میده. 👈همون شب ناراحتی رو چال کن تا روز بعدتون رو با شادی و رضایت ازهم شروع کنید و گرنه روزی که با ناراحتی از شب قبل شروع بشه، اون روز هم هدر میره. حیف هستند روهزای عمر و جوونیتون. نزار به کام خودت و شریکت تلخ بمونه، با مهربونی و از خودگذشتگی. نترس کوچیک نمیشی. 👈بازم میگم اگه گذشت آدم رو کوچیک می‌کرد؛ خدا با این همه گذشتش انقد بزرگ نبود. چه خوشبختند زن و شوهرهایی که حتی تو لحظات ناراحتی و دلخوری کنار هم هستن و جاشون رو از هم جدا نمی‌کنند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگه دلت پره و گرفته ای خاطره و داستان داری درددل میخوای بکنی سوتی هاتو میخوای بگی جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت57 اولش فکر میکردم که کار درستی کردم ولی هرچی بیشتر بهش فکر میکرد
📜 🩷 حالا تو منو ول کن. الان بحث سر زندگی تو و بچته. از منی که تجربه دارم بپرسی میگم اگه بکشیش صد درصد پشیمون میشی. _ نمیدونم فائزه دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه. + تو این بچه رو نگه دار اگر نخواستیش من بزرگش میکنم خوبه؟ از حرفش خندم گرفت. فائزه گفت به خدا جدی میگم. اگر فکر میکنی این بچه جلوی خوشبختیت رو میگیره یا اینکه نمیتونی ازش نگهداری کنی تو زحمتشو بکش و ازش این نه ماه نگهداری کن بقیه ی عمرش با من. خودم میشم مامانش. _ الان گیریم حرفای تو درست. همه در و همسایه اینجا فکر میکنن من مجردم. اگه شکمم بیاد بالا دیگه اینجا جایی ندارم. + این که مهم نیست یه خونه ی دیگه میگیریم. _ میگیریم؟ + آره اگه تو قبول کنی پولامونو میذاریم رو هم و یه خونه ی بزرگتر پیدا میکنیم و با هم زندگی میکنیم. اینجوری من بیشتر میتونم مراقبت باشم. دیگه زن باردار خوب نیست زیاد تنها بمونه. حرفای فائزه برام وسوسه برانگیز بود. من همیشه از تنهایی بدم میومد. این پیشنهادش خیلی خوشحالم کرد. از طرفی میترسیدم بچه رو بکشم و منم مثل فائزه بلایی سرم بیاد و دیگه نتونم بچه دار بشم. _ فائزه نمیدونم چی درسته و چی غلط. اجازه بده یکم بیشتر فکر کنم. فائزه صورتمو بوسید و گفت: من گفتنی هارو گفتم در نهایت تصمیم اصلی رو خودت باید بگیری. تصمیمت که قطعی شد بهم خبر بده. اینو گفت و برگشت اتاقش. حسابی ذهنم درگیر حرفاش شده بود. تا فرداش خیلی فکر کردم و آخر سر تصمیم گرفتم استخاره بگیرم و هرچی شد همون کارو کنم. رفتم پیش روحانی مسجد محلمون و ازش خواستم برام قرآن باز کنه. جواب استخارم طوری بود که جای هیچ شک و شبهه ای برام نذاشت و دیگه به خودم قبولوندم که باید نگهش دارم. وقتی به فائزه خبر دادم خیلی خوشحال شد و گفت: مطمئنم پشیمون نمیشی، منم همه ی تلاشمو میکنم که این راه برات آسونتر بشه. از وقتی تصمیم گرفتم نگهش دارم انگار خودمم از برزخ بیرون اومدم و آروم شده بودم. فقط تنها نگرانیم کارم بود که میترسیدم به خاطر بارداری از دست بدمش. درواقع روم نمیشد برم به رییسمون بگم که باردارم برای همین تصمیم گرفتم تا شکمم بزرگ نشده حرفی نزنم و دفعه ی بعد که آقا اسماعیل اومد شهر موضوعو بهش بگم تا خودش با آقای کلاهی مطرحش کنه.
🔴 وقتی صمیمیت احساسی، ازبین‌رفته یا بسیار ناچیز است عجیب نیست اگر پس از ۱۰ سال زندگی مشترک، احساس کنید عشق‌تان مانند سابق آتشین نیست. این مسئله معمولا به‌دلیل این است که زندگی روزمره و درگیری‌های آن باعث می‌شوند، برقراری ارتباط در پس‌زمینه قرار بگیرد. گاهی با خودآگاهی، تغییر اولویت‌ها و صرف وقت و انرژی برای رابطه‌تان، مسئله به‌ سادگی حل می‌شود. اما گاهی وقت‌ها مسئله جدی‌تر است. وقتی دو طرف برای مدت طولانی راه‌شان را از هم جدا کرده‌اند، عادت‌های جدید و گاهی ناهمخوان با طرف دیگر پیدا کرده‌اند یا مدت‌هاست که نیازهایشان را جای دیگری تأمین می‌کنند، بازیابی صمیمت گذشته به تلاش خیلی بیشتری نیاز دارد. ❤️
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
تعدادی پالتو و کاپشن به دلیل نخ کشی جزئی به قیمت و ۹۵ حراج شدن 🌸جهت دیدن مدلها رو لینک زیر کلیک کنین https://eitaa.com/joinchat/235667507Cc4f857756f
🌹 ❓ خانم از پیرمردِ دستفروش می پرسد: _این دستمال ها دونه ای چنده؟ 🔹 فروشنده پاسخ می دهد: هر کدوم دو هزار تومن خانم. ▪ خانم می گوید: _من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم. 🔹 فروشنده پاسخ می دهد: _اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتی یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم._ ▪ خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش می خرد و با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود می شود و با دوستش به رستورانی شیک می رود. ▪ او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش می دهند. آن ها فقط کمی‌ از غذای خود را می خورند و مقدار زیادی از آن را باقی میگذارند . ▪صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد... 👈 این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملاً عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است... ❓سوالی که مطرح می شود این است: چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم؟ و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند هستیم؟ 🔹 یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت: پدری از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه ی بیشتری برای آن ها پرداخت می کرد. پسرش شگفت زده از او می پرسد: "چرا این کار را می کنی بابا؟ 👈 پدر پاسخ می دهد: "این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر." 🌺 شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " نموده اید... 🌹از شما سپاسگزارم.